۱۱ ترفند برای داشتن میکس هایی بهتر، از زبان Kendal Osborne

در این مقاله به یازده نکته اشاره خواهیم کرد که هم به افرادی که در استودیو و هم به افرادی که در خانه کار ضبط انجام می دهند کمک می کند بیشترین بهره را از صداها و محیطی که در اختیار دارند ببرند.

۱- میکس هایتان را بررسی کنید

خوب است که همه ی افراد میکس هایشان را همیشه بررسی کنند. اگر چیزی در میکس خوب کار می کند بررسی کنید و ببینید دلیل آن چیست. از خودتان بپرسید “چه شده که فلان ساز اینقدر خوب صدا می دهد؟” این کار باعث می شود شما چیزهای زیادی را کشف کنید.

۲- تصویر صداها را در ذهنتان بسازید

همیشه به این فکر کنید که صداهایتان قرار است در کجای تنظیم قطعه بنشینند، این فضا را از جلو به عقب، چپ به راست و بالا تا پایین تصور کنید. همچنین به این فکر کنید که قرار است چه نوع تصویری را به مخاطب ارائه کنید. به عنوان مثال اگر موسیقی شما گرانج راک است، در این سبک درامز بیشتر در پس زمینه قرار می گیرد و صدای آن بیشتر با صدای محیط ترکیب می شود. برعکس، اگر یک نوع موزیک مدرن را میکس می کنید، درامز در جلوی میکس قرار می گیرد، صدای محیط کمتر با آن ترکیب می شود و صدای روشن تری خواهد داشت. به تمام عوامل موثر فکر کنید، عواملی مانند ژانر موسیقی، سازها و صداها و همچنین قرارگیری سازها روی استیج های واقعی و…

۳- ابتدا اتاق هایتان را درست کنید

اولین قدم برای ارتقا دادن کیفیت ضبط ها این است که آکوستیک اتاقتان را درست کنید. توجه داشته باشید که هم اتاق ضبط و هم اتاق کنترل به آکوستیک مناسب نیاز دارند. تاثیر آکوستیک کردن حتی از نوع میکروفن و دیگر تجهیزات هم مهمتر است.

چند لحظه به این موضوع فکر کنید: امروزه دسترسی به تمام تجهیزاتی که با آن ها سروکار داریم راحت تر شده است. پلاگین ها بهتر شده اند، کامپیوترها سریع تر، حتی تجهیزات فیزیکی و اکسترنال هم ارزان تر شده اند. با این تفاسیر فرق اصلی بین یک استودیوی خانگی و استودیوهای تراز اول دنیا در چیست؟ شاید خیلی ها فکر کنند وجه تمایز استودیوهای بزرگ دنیا در استفاده از تجهیزات کلاسیک و گران قیمت است، اما این چیزی نیست که باعث تمایز صدای این استودیوها از سایرین می شود. مهمترین تفاوت این استودیوها، اتاق هایی است که فوق العاده طراحی شده اند.

شما می تواند یک جفت مانیتور ده هزار دلاری را در یک اتاق که آکوستیک نامناسبی دارد قرار دهید؛ در این حالت ممکن است فرکانس هایی که به گوشتان می رسد تا ۲۰ دسی بل خطا داشته باشد، مثلا فرکانس ۵۰Hz را به مقدار ۱۸ دسی بل ممکن است بلندتر از میزان واقعی آن بشنوید. تمام تصمیماتی که در حین ضبط یا میکس یک قطعه می گیرید بستگی به چیزی دارد که از مانیتورها می شنوید.

شاید ویدیوهای مختلفی از بررسی میکروفن ها دیده باشید که در آن ها به این نکته اشاره می شود که مثلا فلان میکروفن در فرکانس ۵kHz به اندازه ی چند دسی بل از میکروفن دیگر روشن تر است. این مقدار تفاوت در میکروفن ها در برابر تفاوتی که یک اتاق با آکوستیک نامناسب تولید می کند هیچ است. در مثال میکروفن شاید تفاوت یک میکروفن با میکروفن دیگر در فرکانس ۵KHz یکی دو دسی بل باشد اما یک اتاق با آکوستیک نامناسب ممکن است در یک محدوده ی فرکانسی در حدود ۲۰ دسی بل خطا داشته باشد و صدای نادرستی را به شما نشان دهد.

بیشتر افراد به اشتباه فکر می کنند خرید تجهیزات آکوستیک تنها راه بهتر کردن صدای اتاق است، اما تجهیزات آکوستیک تنها عامل این مسئله نیستند. تجهیزات آکوستیک قطعا کمک می کنند که یک اتاق صدای بهتری داشته باشد اما نمی توانند معجزه کنند و صدای افتضاحی که در یک اتاق می شنوید را به یک صدای ایده آل تبدیل کنند. یکی از مهمترین کارهایی که برای تحت کنترل درآوردن اتاق میکس می توانید انجام دهید این است که مانیتورها را در جای درستی قرار دهید. در بعضی موارد ممکن است حتی با ده پانزده سانتی متر جابجا کردن مانیتورها چیزی در حدود ۴ دسی بل اختلاف در محدوده ی فرکانس های بیس ایجاد کنید. در بیشتر اتاق ها شما شش سطح و دوازده کنج دارید: چهار کنج دیوار به دیوار، چهار کنج دیوار به کف و چهار کنج دیوار به سقف. نیاز به توضیح نیست که تجهیزات موجود در اتاق و میز کار هم در مسیر مانیتورها قرار دارند و روی صدای آن ها تاثیر می گذارند. جابجایی های کوچک می تواند تفاوت های بزرگی را ایجاد کند.

توصیه ی ما این است که یک میکروفن اندازه گیری و نرم افزار مناسب این کار را تهیه کنید و پاسخگویی مانیتورها در محلی که هنگام میکس در آن قرار می گیرید را بسنجید. توجه داشته باشید که این کار را نمی توانید بدون داشتن این تجهیزات و فقط با شنیدن صداها انجام دهید. مانیتورها را جابجا کنید، محل قرارگیری خودتان را تغییر دهید و به جلو و عقب بروید و دقیقا مشخص کنید که مانیتورها باید در کدام نقطه قرار بگیرند. حتی اگر شده صد بار جای مانیتورها را عوض کنید تا به یک صدای مطلوب برسید. نگران این که دکور اتاق به هم می خورد یا این که اعضای فلان فروم چه چیزی می گویند نباشید. خیلی از افراد می گویند “مانیتورها را نباید نزدیک دیوار قرار داد…” چرا که نه؟ اگر مانیتورها در اتاق شما کنار دیوار خوب صدا می دهند و اگر این سنجشی که انجام می دهید مشخص کرد با قرار دادن مانیتورها کنار دیوار صدای بهتری می گیرد، همان جا قرارشان دهید. این موضوع کاملا بستگی به مانیتورها و اتاق شما دارد.

وقتی که جای مانیتورها را مشخص کردید، با استفاده از تجهیزات آکوستیک، صدای اتاق را بهبود دهید. هدف شما باید این باشد که پاسخگویی فرکانسی مانیتورها به صورت خطی باشد و decay time از ۲۰Hz تا ۲۰kHz هم خطی باشد. توجه داشته باشید که پاسخگویی فرکانسی خطی با فِلَت تفاوت دارد. اگر پاسخگویی مانیتورهای شما کاملا فلت باشد ممکن است حجم صدا کم شود، پس در حالت کلی لازم است پاسخگویی فرکانسی در برخی از محدوده ها کمی بالا پایین داشته باشد تا گوش شما آن را به عنوان صدای مطلوب شناسایی کند. این که پاسخگویی فرکانسی چقدر از حالت کاملا فلت فاصله داشته باشد بستگی به سلیقه ی شنیداری شما دارد.

یکی دیگر از اشتباهاتی که افراد انجام می دهند این است که فکر می کنند که اتاق ضبط باید صدای کاملا درست و مشابه اتاق کنترل داشته باشد. برای اتاق ضبط هدف این نیست که طوری اتاق را تنظیم کنید که فرکانس ها به درست ترین حالت ممکن در آن شنیده شوند، هدف این است که اتاق ضبط را طوری تنظیم کنید که خوب، زنده و جذاب صدا بدهد، طوری که به نوازنده ها انگیزه بدهد. اما در اتاق کنترل هدف این است که صداها کاملا دقیق، درست و قابل پیش بینی باشند.

۴- صداها را درست ضبط کنید

صدایی که آن را ضبط می کنید یکی از مهمترین المان ها در کیفیت نهایی کار است. خیلی ها فکر می کنند مهندسان صدا وقت زیادی را صرف تست میکروفن های مختلف و جابجایی آن ها می کنند؛ این مسئله تا حدودی درست است اما چیزی که اهمیت بیشتری دارد خود صدایی ست که قرار است آن را ضبط کنید. اگر صدای گیتار الکتریک زیادی تیره است نباید استفاده از میکروفنی که صدای روشن تری دارد اولین چیزی باشد که به ذهنتان می رسد، بلکه باید به فکر تغییر تنظیمات امپلی فایر یا استفاده از گیتاری که صدای روشن تری دارد بیفتید.

همیشه زنجیره ی ضبط کار را از ابتدا تا انتها در نظر بگیرید. نوازنده و صدای سازش اولین پارامترهای این زنجیره هستند و مهمترین المان ها حساب می شوند. آیا نوانزده با انگشتانش ساز می زند یا از پیک استفاده می کند؟ از چه نوع پیکی استفاده می کند؟ برای سازش از چه سیمی و با چه ضخامتی استفاده می کند؟ این ها سوال هایی ست که در حین ضبط باید به آن ها توجه کنید. المان دیگری که باید مد نظرتان قرار دهید اتاقی ست که ضبط در آن انجام می شود. آیا می خواهید صدای فضای اتاق، حس یک فضای صمیمی را القا کند یا یک فضای بزرگ و مجلل؟ بعد از تمام این پارامترها به میکروفن و نحوه ی جاگذاری آن می رسید. اگرچه این عامل هم پارامتری مهمی ست اما نوازنده، ساز و صدای اتاق چیزهایی هستند که بیشترین زمان و تمرکزتان را باید صرفشان کنید.

همچنین به مهندسان صدا و تنظیم کننده ها توصیه می شود بیشتر راجع به سازها، امپلی فایرها، درامز و کیبوردها بدانند؛ لازم است نسبت به چیزهایی که ضبط می کنید اطلاعات کافی داشته باشید. مثلا بدانید چرا در یک پروژه باید یک Gibson Jumbo را به یک Martin 00 ترجیح دهید یا این که مثلا چرا یک سایدرام چوبی را به یک سایدرام برنجی ترجیح دهید. این چیزها تاثیری بسیار بیشتر از انتخاب میکروفن دارند. هیچ میکروفنی در دنیا وجود ندارد که بتواند صدای گیتار Les Paul و امپلی فایر Marshall را به صدای گیتار استراتوکستری که با امپلی فایر فندر ضبط شده شبیه کند؛ هیچ میکروفن و پری امپ و پلاگین و اکولایزری نمی تواند چنین کاری انجام دهد.

شما قطعا می توانید با استفاده از تجهیزات استودیویی صداها را از جهاتی تغییر دهید. مثلا اگر می خواهید گیتارتان صدای پر حجم تری داشته باشد، می توانید از میکروفنی استفاده کنید که فرکانس های بیس را برجسته تر می کند یا این که می توانید جاگذاری میکروفن را به شکلی تغییر دهید که صدای بیس بیشتری از گیتار گرفته شود. اما در این حالت هم کاراکتر صدای ساز همان صدای کم حجم است. صدای ذاتی سازها تغییر زیادی نمی کنند. این نکته مخصوصا در مورد سازهای آکوستیک مانند گیتار، پیانو، upright bass و درامز صادق است؛ این سازها باید به خوبی نواخته شوند و باید مدلی از ساز را انتخاب کنید که مناسب پروژه باشد.

پس سعی کنید صداها را از همان هنگام ضبط تا جایی که ممکن است طوری تنظیم کنید که مطابق خواستتان باشد. مثلا اگر صدای سایدرام زیادی تیره است به این نکات فکر کنید:

– آیا این نوع سایدرام برای پروژه ی من مناسب است؟

– آیا باید آن را طور دیگری کوک کنم؟

– آیا باید از درام هد متفاوتی استفاده کنم؟

– آیا باید صدای خفه تری از آن بگیرم؟

– آیا درامر باید طور دیگری به آن ضربه بزند؟

وقتی صدای منبع را به بهترین شکل ممکن ضبط کردید می توانید به استفاده از تجهیزات مختلف استودیوی فکر کنید، مثلا این که از چه میکروفنی استفاده کنید و…

۵- از ماسک شدن هارمونیک ها جلوگیری کنید

صدای سازها در میکس باید کاملا مجزا و مشخص باشند و هارمونیک اصلی آن ها (هارمونیکی که فرکانس تونیک را شکل می دهد) کاملا واضح به گوش برسد. صداهایی که هارمونیک اصلی قدرتمندی دارند و هارمونیک های فرعی آن ها به نحوی کمتر است، نسبت به صداهایی که هارمونیک های فرعی زیادی دارند، صدای بهتری در میکس خواهند داشت. اگر تمام صداهای میکس شما هارمونیک های فرعی زیادی داشته باشند، میکس شما خسته کننده خواهد شد و صدای آن نامطلوب خواهد بود. شما در میکس هر قطعه یک فضای مشخصی را در اختیار دارید و اگر زیاد از صداهایی استفاده کنید که هارمونیک های فرعی بسیاری دارند، فضای میکس شما سریعا اشغال خواهد شد. در این حالت اصطلاحا هارمونیک ها ماسک می شوند.

هارمونیک ها اُوِرتون هایی هستند که در فرکانس های بالاتری از هارمونیک اصلی تشکیل می شوند. هارمونیک ها چیزی هستند که باعث متفاوت شدن صدای هر ساز از ساز دیگری می شوند. ما به هارمونیک ها نیاز داریم و هارمونیک ها به طور طبیعی در صدا ایجاد می شوند، اما نکته اینجاست که ما می توانیم با استفاده از افکت هایی مانند Saturation یا دیستورشن آن ها را افزایش دهیم. با این حال باید توجه داشته باشید که افزایش بیش از حد هارمونیک های فرعی باعث می شود تا هارمونیک اصلی نامفهوم شود و وضوحش را از دست بدهد. در این حالت طیف فرکانسی، بیش از حد متراکم می شود و سازها فضای تونال بیشتری را اشغال می کنند.

هارمونیک ها را مانند دندانه های یک شانه در نظر بگیرید. اگر دو شانه که دندانه های متراکمی داشته باشند را در کنار یکدیگر قرار دهید، نمی توانید هر کدام از دندانه ها را به خوبی ببینید و تشخیص دهید که هر دندانه به کدام شانه تعلق دارد. اما اگر دو شانه داشته باشید که دندانه های آن ها با فاصله ی بیشتری نسبت به یکدیگر قرار گرفته باشد، هر کدام از دندانه ها به خوبی قابل تشخیص خواهند بود. هارمونیک های بیشتر یعنی فرکانس های بیشتر. هارمونیک های کمتر باعث می شود صدایی متمرکزتری داشته باشید.

برای مثال، گیتار آکوستیک را در نظر بگیرید. این ساز می تواند پر از هارمونیک باشد، مخصوصا اگر سیم های آن جدید باشد. هارمونیک های این ساز ممکن است تا حدی زیاد باشد که حتی صدای هارمونیک اصلی به سختی قابل تشخیص باشد. در این حالت صدای گیتار آکوستیک روشن و پر از هارمونیک خواهد بود اما صدایی متمرکز را از آن نخواهید شنید.

این موضوع در رابطه با گیتارهای الکتریک هم صادق است. بدنه ی گیتارهای پشت بسته به طور کلی نسبت به گیتارهای که پشت باز هستند بیس بیشتری تولید می کند و قادر به تولید فرکانس های بم تری در طیف فرکانسی هستند.

در مورد سازهایی که صدای بیس زیادی تولید می کنند نیز همین قضیه وجود دارد. مثلا بسته به این که چطور از میکروفن ها برای کیک درام استفاده می کنید و آن ها را کجا قرار می دهید، می توانید پانچی که در فرکانس ۱۲۰Hz تولید می شود و یا ساب بیسی که در فرکانسی ۶۰Hz تولید می شود را برجسته تر کنید.

پس توصیه ی ما این است که تا جایی که ممکن است سعی کنید صداهایی تمیزتر، شفاف تر و متمرکزتر ضبط کنید. بعدا اگر لازم بود می توانید با افکت هایی مانند دیستورشن یا saturation هارمونیک های بیشتری به صدا اضافه کنید، اما حالت برعکس این کار دشوار است، یعنی نمی توانید تراکم هارمونیکیِ صدایی که با هارمونیک های زیادی ضبط شده را بعدا کاهش دهید. هیچ نوع افکت یا پردازنده ای وجود ندارد که بتواند چنین کاری را برای شما انجام دهد.

۶- سیم ها را زود عوض نکنید

در میکس قطعات موسیقی یکی از مشکل ترین کارها این است که کاری کنید گیتار آکوستیک در یک میکس شلوغ خوب بنشیند. برای این که صدای بهتری از گیتار بگیرید لازم است کاری کنید که گیتار آکوستیک صدای کم حجم تری داشته باشد.

گاهی وقت ها یک گیتار پانصد دلاری خیلی بهتر از یک گیتار گیبسون چهار هزار دلاری در میکس صدا می دهد چرا که گیتارهای گران قیمت معمولا هارمونیک های بیشتری تولید می کنند. از طرف دیگر، سیم های جدید نیز هارمونیک های بسیار بیشتری نسبت به سیم های کهنه تولید می کنند. حتی سیمی که یک سال از عمر آن می گذرد و بسیار کهنه شده است ممکن است در میکس بسیار بهتر از یک سیم نو جواب بدهد. گاهی اوقات سیم های جدید، هارمونیک هایی بسیار بیشتر از چیزی که میکس شما طلب می کند تولید می کنند و هرچه هارمونیک بیشتری تولید شود، فضای فرکانسی بیشتری اشغال خواهد شد. البته که بعضی وقت ها میکس شما نیاز به گیتاری با سیم های جدید دارد اما همیشه این طور نیست.

۷- از تکنولوژی های دیجیتال استفاده کنید

قدرت پردازش پدال های امروزی فوق العاده است. مثلا پدال های Strymon از همان چیپ SHARC DSP بهره می برند که در پلاگین های قدرتمند Universal Audio استفاده می شود. قدرت پردازش این پدال ها بسیار بالاست. بعضی از مهندسان صدا راجع به این قضیه گارد می گیرند و می گویند که فقط از افکت های آنالوگ استفاده می کنند. اما افکت، افکت است و کسی اهمیت نمی دهد که این افکت به چه طریقی تولید می شود.

۸- راه اندازی گیتارتان را یاد بگیرید

گیتاریست های زیادی هستند که نمی توانند ساز خودشان را راه اندازی کنند، یعنی قادر به کوک کردن و تعویض سیم ها نیستند. اگر گیتاریست های حرفه ای بخواهند برای هر بار استودیو رفتن مبلغی را جهت تعویض سیم و کوک کردن سازشان بپردازند، هزینه هایشان بالا خواهد رفت. مخصوصا امروزه که ویدیوهای YouTube در دسترس همه قرار دارند جای بهانه ای برای ندانستن راه اندازی ساده ی گیتار وجود ندارد.

۹- همیشه خودتان را به چالش بکشید

شما همیشه باید سعی کنید چیزهای تازه یاد بگیرید و تلاش کنید کارتان را بهتر و سریع تر انجام دهید. اگر دستتان کند باشد و نتوانید صداهایی که لازم دارید را در مدت زمان کم تولید کنید، این موضوع باعث از دست رفتن انگیزه ی شما و گروهی که با شما کار می کند خواهد شد. این که بتوانید در عرض چند دقیقه یک صدای خوب از گیتار بگیرید بسیار مهم است. با استفاده از پلاگین هایی که امپلی فایرهای گیتار را شبیه سازی می کنند می توانید در عرض چند دقیقه صدها صدای مختلف از پلاگین ها بگیرید.

همیشه راه های جدید را امتحان کنید، اسپیکرها را جابجا کنید، امپلی فایرهای مختلف استفاده کنید؛ پیکاپ ها، پدال ها و پلاگین های مختلف را امتحان کنید. سعی کنید با این کارها اول از همه خودتان و سپس مشتری هایتان را تحت تاثیر قرار دهید.

۱۰- برای مشتری کار کنید

همیشه سعی کنید مشتری هایتان را راضی نگه دارید. سعی کنید هم موزیکی که به آن ها تحویل می دهید خوشحالشان کند و هم از کار کردن با شما لذت ببرند. حتی اگر لازم بود وقتی بیش از اندازه ی توافق شده برای آن ها بگذارید یا به لحاظ مالی کمی ضرر دهید سعی کنید آن ها را راضی نگه دارید. کسی که از شما راضی باشد قطعا برای کارهای بعد باز هم پیش شما بر خواهد گشت.

۱۱- میکس کردن را رها کنید

سعی کنید ضبط صداها را آنقدر خوب انجام دهید که چیز زیادی برای تصحیح کردن در مرحله ی میکس باقی نماند. میکس کردن شبیه بستنی درست کردن است؛ شما وقتتان را صرف بهینه کردن مزه ی بستنی نمی کنید بلکه بیشتر وقتتان را روی تزئین و جذاب کردن بستنی می کنید.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.