MIDI 2.0؛ آن چه برای موزیسینها حائز اهمیت است
تاریخ انتشار:
2021-01-04
MIDI 1.0 دنیای موسیقی را متحول کرد. حالا با گذشت سالها از معرفی و رونمایی از این فناوری، به نظر میرسد که این تحول همچنان ادامهدار است. وقتی در مراسم NAMM زمستان سال ۱۹۸۳ دو سینتیسایزر به وسیله فناوری میدی به یکدیگر متصل شده بودند، کمتر کسی میتوانست پیشبینی کند که این فناوری روزی به زیرساخت اصلی تولید موسیقی تبدیل شود و پرطرفدارترین آهنگها، توسط این فناوری ساخته شوند.
میتوان گفت دلیل اصلی موفقیت فناوری میدی این بوده است که کمپانیها به صورت گسترده و مشترک روی این فناوری کار کردند. همان کمپانیهایی که در بازار موسیقی، به شدت با هم رقابت داشتند. صنعت موسیقی میدانست که این فناوری فقط در صورتی به موفقیت خواهد رسید که به شکلی جهانی و یونیورسال ارائه شود. کمپانیها میدانستند که برای موفقیت میدی، باید مرزهای سختافزاری را از بین ببرند. وقتی به این موضوع فکر کنید که "جنگ فرمتها" در صنایع دیگر مانند صنعت تصویر و… چگونه موجب سردرگمی شده و هیچ فرمتی به عنوان فرمت ثابت و یونیورسال وجود ندارد، آن موقع به اهمیت و جایگاه ویژه فرمت میدی پی خواهید برد.
منابع بسیار زیادی برای کسب اطلاعات در مورد میدی وجود دارند و برای نمونه میتوان به پایگاه midi.org و انجمن میدی(TMA) اشاره کرد. خوشبختانه عضویت و ثبتنام در این پایگاه رایگان است و هر کس میتواند اطلاعات و ویژگیهای این فناوری را در قالب فایلهای متنی، دانلود کند. در این مقاله، ما نمیخواهیم در مورد اطلاعات فنی صحبت کنیم و این کار را به اهلش واگذار میکنیم. ما قصد داریم بیشتر به اهمیت این فناوری برای شما به عنوان یک موزیسین بپردازیم.
برای اکثر موزیسینها این سوال پیش آمده که چرا معرفی MIDI 2.0 انقدر به طول انجامید؟ در پاسخ به این دسته از موزیسینها باید بگوئیم که فناوری MIDI 1.0 اصولا از آن فناوریهایی بود که چشمانداز بلندی داشت و همین امر باعث شده که معرفی MIDI 2.0 در این روزها حائز اهمیت بیشتری باشد. گرچه انجمن تولیدکنندگان میدی(MMA) و AMEI(انجمن ژاپنی) اصلیترین ناظران توسعه و پیشرفت فناوری میدی به حساب میآیند اما در داخل، چندین گروه فنی متخصص در حال کار روی فناوری میدی هستند. بیش از یک دهه طول کشید تا MIDI 2.0 به جایگاهی که امروزه در آن قرار دارد برسد. به عنوان مثال، MIDI 2.0 صدای با کیفیتتری را ارائه میدهد و برای رسیدن به این هدف، متخصصین سالها وقت گذاشتند و به مرور به این تکنولوژی رده بالا دست یافتند. MIDI 2.0 حاصل همکاری کمپانیهای بزرگ و البته تلاشهای فراوان اعضای MMA است.
یکی از عناصر کلیدی در این دیالوگ، قابلیت پرسشنامه میدی یا همان MIDI Capability Inquiry که تحت عنوان MIDI-CI شناخته میشود. در نگاه اول، این طرح بسیار ساده به نظر میرسد و همه تصور میکنند که حتما تجهیزات با MIDI 2.0 با یکدیگر ارتباط خواهند داشت و از قابلیتهای یکدیگر مطلع خواهند شد. همینطور است اما پیادهسازی این طرح، راحت نیست و مفاهیم پیچیده و زیادی دارد.
MIDI-CI همان چیزیست که امکان سازگاری با عقب(پشتیبانی از MIDI 1.0) را فراهم میسازد. یک کنترلر با فناوری MIDI 2.0 میتواند با سایر تجهیزاتی که از این فناوری استفاده میکنند، ارتباط برقرار کند و اصطلاحا با آنها "صحبت" کند. اگر در این میان، پاسخی دریافت نشود، دستگاهی که پیام را ارسال کرده به این نتیجه میرسد که دستگاه مقصد، فاقد فناوری MIDI 2.0 است؛ بنابراین با MIDI 1.0 با آن دستگاه ارتباط برقرار خواهد کرد. البته این بدان معنا نیست که دستگاهی با فناوری MIDI 1.0 میتواند از قدرت جادویی MIDI 2.0 بهرهمند شود. این دستگاه فقط میتواند در اکوسیستم MIDI 2.0 به شکل نرمال کار کند. همانطور که مثلا با اتصال دستگاهی با USB 2 به پورت USB 3 ، قطعا سرعت آن دستگاه افزایش نمییابد و آن دستگاه فقط مجاز به کارکرد در اکوسیستم و استاندارد USB 3 خواهد بود.
یکی دیگر از مزیتهای MIDI 2.0 نسبت به MIDI 1.0 ، پایان Mapping های خسته کننده است. به عنوان مثال اگر شما یک کنترلر سختافزاری شامل ۱۶ فیدر را به یک سینتیسایزر وصل کنید، نه کنترلر میداند که باید چه چیزی را کنترل کند و نه سینتیسایزر میداند که باید توسط آن کنترلر، کنترل شود! اگر شما خوششانس باشید میتوانید از پروتکلهای قدیمی(اما کاربردی) مانند Mackie Control برای انجام Mapping ها بهرهمند شوید. البته باز هم بعضی پارامترها را باید به صورت دستی Map کنید. به طور کلی در بیشتر مواقع، شما مجبور میشوید خودتان به صورت دستی تمام پارامترها را Map کنید. این کار به ویژه وقتی خسته کننده است که تعداد این پارامترها خیلی زیاد باشد. مثلا Peavey PC-1600 را در نظر بگیرید. قطعا Map کردن فیدرهای این کنترلر، بسیار زمانبر و البته خسته کننده خواهد بود.
علاوه بر سادهسازی جریان کاری، "تعامل" میتواند به عنوان روشهای منعطفانهتر برای مقابله با مسائل بداهه و زنده باشد. اعمال و امور زیادی در یک اجرای زنده انجام میشوند اما این اعمال، نیاز به رعایت زمانبندی خاصی دارند. خوشبختانه MIDI 2.0 درجه بالایی از انعطافپذیری را مهیا میکند. به عنوان مثال، ممکن است یک موزیسین حین اجرای زنده با فشردن یک کلید، برنامه را تغییر دهد؛ مثلا به جای اجرای قطعه بعدی، قطعه در حال پخش را دوباره تکرار کند و سپس قطعه بعدی را اجرا کند. به لطف انعطافپذیری بالای MIDI 2.0 ، این تغییر، بدون مشکل و به بهترین شکل ممکن انجام خواهد شد.
وای نه! تمام تجهیزاتم از رده خارج خواهند شد...
برخی موزیسینها بر این باورند که با توسعه و رونمایی از MIDI 2.0 ، تمام تجهیزاتی که با MIDI 1.0 کار میکنند، از کار افتاده یا از رده خارج میشوند. برای این دسته از موزیسینها خبر خوبی داریم. خوشبختانه فناوری MIDI 2.0 با MIDI 1.0 کاملا سازگار است و به همین دلیل دستگاههایی که از MIDI 1.0 استفاده میکنند، همچنان معتبر خواهند بود و تمام این دستگاهها با MIDI 2.0 هم به خوبی کار خواهند کرد. علاوه بر این، در صورت عدم نیاز به ویژگیهای MIDI 2.0 ، در سالهای آینده دستگاههایی با فناوری MIDI 1.0 همچنان تولید خواهند شد. به طور کلی، در توسعه MIDI 2.0 ، سازگاری با MIDI 1.0 همیشه اولویت اصلی توسعهدهندگان و متخصصین بوده است. MIDI 2.0 نمیخواهد جایگزین MIDI 1.0 شود. این فناوری آمده تا امکانات جدیدی را به MIDI 1.0 اضافه کند؛ همان امکاناتی که کاربران در تمام این سالها درخواست میکردند. فناوری که در سال ۱۹۸۳ معرفی شده بود، قادر به انجام این درخواستها نبود اما امروز پس از ۳۷ سال، نسل جدید این فناوری معرفی شده که علاوه بر انجام کارهای مورد نیاز کاربران، امکانات بسیار بیشتر و حرفهایتری را در اختیار موزیسینها قرار میدهد. مزیت اصلی MIDI 2.0 در مقایسه با MIDI 1.0 ، سهولت در استفاده و ارائه وضوح بالاتر میباشد. این وضوح بالاتر میتواند بیان احساسات را راحتتر کند. MIDI 2.0 یک فناوری عمیق، پیچیده و آینده نگر است. ایدههای شگفتانگیز زیادی برای طراحی و ساخت کنترلرهای خلاقانه و جدید وجود دارد اما مشکل اینجاست که با MIDI 1.0 نمیتوان این ایدهها را پیادهسازی کرد. سالها بعد MIDI 2.0 هم مانند MIDI 1.0 فرسوده و قدیمی خواهد شد. همه ما MIDI 1.0 را به خاطر داریم. فناوری که در ابتدا کسی با آن آشنا نبود و هیچکس پیشبینی نمیکرد که این فناوری روزی به زیرساخت اصلی صنعت موسیقی بدل شود. MIDI 2.0 هم همینطور است. در حال حاضر، یک فناوری جدید به حساب میآید اما با مرور زمان، مشخص میشود که این فناوری هم محدودیتهای خاص خودش را دارد و با مرور زمان، دستگاههایی با فناوری MIDI 2.0 قدیمی خواهند شد و سالها بعد نسل جدید این فناوری با امکانات فوقالعاده و بهروز، معرفی خواهد شد. جالب است بدانید که از نظر تئوری، بسیاری از ویژگیهای MIDI 2.0 را میتوان روی دستگاههایی با MIDI 1.0 پیادهسازی کرد.MIDI-CI؛ گفتوگویی دو طرفه
MIDI 1.0 به یک رابط سری(سریالی) سختافزاری وابسته بود. این نوع رابطها امروزه جزو اتصالات کم سرعت هستند. البته ناگفته نماند که این اتصال در زمان خودش بهترین نوع اتصال بود و حقیقت این است که در آن زمان، گزینهای غیر از آن وجود نداشت. فناوری MIDI 1.0 پهنای باند کافی برای ارائه امکانات جدید در کنترلرهای با وضوح بالا را در اختیار نداشت. علاوه بر این، یک کابل میدی میتوانست در یک زمان یا اطلاعاتی را دریافت کند یا اطلاعاتی را ارسال کند. هر دوی آنها امکانپذیر نبود. بعضی موزیسینها استفاده از اتصالات USB را پیشنهاد میکردند که البته راه حل نسبتا خوبی بود. به بیان ساده، MIDI 2.0 مونولوگ را به دیالوگ تبدیل کرده است. دستگاههایی که از MIDI 2.0 پشتیبانی میکنند میتوانند فارغ از نوع پروتکل ارتباطی، با یکدیگر در ارتباط باشند. بنابراین دیگر الزامی وجود ندارد که کنترلرها برای ارتباط با یکدیگر حتما از اتصال USB استفاده کنند.
یکی از عناصر کلیدی در این دیالوگ، قابلیت پرسشنامه میدی یا همان MIDI Capability Inquiry که تحت عنوان MIDI-CI شناخته میشود. در نگاه اول، این طرح بسیار ساده به نظر میرسد و همه تصور میکنند که حتما تجهیزات با MIDI 2.0 با یکدیگر ارتباط خواهند داشت و از قابلیتهای یکدیگر مطلع خواهند شد. همینطور است اما پیادهسازی این طرح، راحت نیست و مفاهیم پیچیده و زیادی دارد.
MIDI-CI همان چیزیست که امکان سازگاری با عقب(پشتیبانی از MIDI 1.0) را فراهم میسازد. یک کنترلر با فناوری MIDI 2.0 میتواند با سایر تجهیزاتی که از این فناوری استفاده میکنند، ارتباط برقرار کند و اصطلاحا با آنها "صحبت" کند. اگر در این میان، پاسخی دریافت نشود، دستگاهی که پیام را ارسال کرده به این نتیجه میرسد که دستگاه مقصد، فاقد فناوری MIDI 2.0 است؛ بنابراین با MIDI 1.0 با آن دستگاه ارتباط برقرار خواهد کرد. البته این بدان معنا نیست که دستگاهی با فناوری MIDI 1.0 میتواند از قدرت جادویی MIDI 2.0 بهرهمند شود. این دستگاه فقط میتواند در اکوسیستم MIDI 2.0 به شکل نرمال کار کند. همانطور که مثلا با اتصال دستگاهی با USB 2 به پورت USB 3 ، قطعا سرعت آن دستگاه افزایش نمییابد و آن دستگاه فقط مجاز به کارکرد در اکوسیستم و استاندارد USB 3 خواهد بود.
یکی دیگر از مزیتهای MIDI 2.0 نسبت به MIDI 1.0 ، پایان Mapping های خسته کننده است. به عنوان مثال اگر شما یک کنترلر سختافزاری شامل ۱۶ فیدر را به یک سینتیسایزر وصل کنید، نه کنترلر میداند که باید چه چیزی را کنترل کند و نه سینتیسایزر میداند که باید توسط آن کنترلر، کنترل شود! اگر شما خوششانس باشید میتوانید از پروتکلهای قدیمی(اما کاربردی) مانند Mackie Control برای انجام Mapping ها بهرهمند شوید. البته باز هم بعضی پارامترها را باید به صورت دستی Map کنید. به طور کلی در بیشتر مواقع، شما مجبور میشوید خودتان به صورت دستی تمام پارامترها را Map کنید. این کار به ویژه وقتی خسته کننده است که تعداد این پارامترها خیلی زیاد باشد. مثلا Peavey PC-1600 را در نظر بگیرید. قطعا Map کردن فیدرهای این کنترلر، بسیار زمانبر و البته خسته کننده خواهد بود.
علاوه بر سادهسازی جریان کاری، "تعامل" میتواند به عنوان روشهای منعطفانهتر برای مقابله با مسائل بداهه و زنده باشد. اعمال و امور زیادی در یک اجرای زنده انجام میشوند اما این اعمال، نیاز به رعایت زمانبندی خاصی دارند. خوشبختانه MIDI 2.0 درجه بالایی از انعطافپذیری را مهیا میکند. به عنوان مثال، ممکن است یک موزیسین حین اجرای زنده با فشردن یک کلید، برنامه را تغییر دهد؛ مثلا به جای اجرای قطعه بعدی، قطعه در حال پخش را دوباره تکرار کند و سپس قطعه بعدی را اجرا کند. به لطف انعطافپذیری بالای MIDI 2.0 ، این تغییر، بدون مشکل و به بهترین شکل ممکن انجام خواهد شد.
کمی در مورد جزئیات MIDI-CI...
MIDI-CI سه مؤلفه اصلی دارد:
- Profile Configuration
- Property Exchange
- Protocol Negotiation