طبقِ قانونِ مورفی هر خطایِ ممکن رخ خواهد داد و متأسفانه همیشه اتفاقی که نباید بیفتد در بدترین شرایطِ ممکن می افتد! اما مشکل هر چه باشد راهکاری برایش هست. پیش بینیِ اتفاقاتِ آینده به ما کمک می کند تا مشکلات را در کوتاه ترین زمانِ ممکن حل کنیم.
Mic > XLR cable > stage snake > console input > console processing/routing > console output > Ethernet cable > live mix personal mixer > headphone adapter > in-ears.
ممکن است بعد از تعویضِ کابلِ XLR همچنان سیگنالی نداشته باشید. اکنون دریافته اید که مشکل از کابلِ XLR نیست. سراغِ متغیرِ بعدی می رویم مثلاً کابلِ آداپتورِ هدفون.
Mic > XLR cable > stage snake > console input > console processing/routing > console output > Ethernet cable > live mix personal mixer > headphone adapter > in-ears.
با تعویضِ کابلِ هدفون، سیگنال را دریافت می کنیم. این یعنی مشکل از کابلِ آداپتورِ هدفون بوده، پس دیگر از کابلِ قدیمی استفاده نمی کنیم. لازم به ذکر است که بعضی مواقع مشکل از هر دو کابل است و باید هر دو را تعویض کرد. مهم نیست مشکل از کجا بوده؛ فقط به این موضوع دقت کنید که مراحل را قدم به قدم جلو بروید و هر بار فقط یک متغیر را بررسی کنید. بررسیِ قدم به قدم کمک می کند تا تمامِ احتمالات را بررسی کنید.
اکنون که دانستید چگونه مشکلات را در زمانِ وقوع پیدا کنید بهتر است با روش هایی برای به وجود نیامدنِ این مشکلات هم آشنا شوید. بالاخره پیشگیری بهتر از درمان است.
توصیۀ آخرِ ما حفظِ خونسردی و آرامش است. در هنگامِ مواجهه با مشکلات مهم ترین نکته حفظِ خونسردی است. تا زمانی که استرس و عجله داشته باشید گره ای باز نمی شود. پس اول سعی کنید این مشکل را حل کنید! برای بعضی از افراد حفظِ خونسردی ساده و برای بعضی ها سخت و کشنده است. هرگاه با مشکلِ غیرمنتظره ای مواجه شدید و تمرکزِ کافی برای تصمیم گیری نداشتید از کارتان دست بکشید و چند نفسِ عمیق بکشید.
درست شروع کنید
مهم ترین اصل در عیب یابی، درست شروع کردن است. به عنوانِ مثال در جریانِ سیگنال (Signal Flow) اجزاء زیادی درگیر است؛ بنابراین هنگامی بروزِ مشکل باید پارامترهای زیادی را بررسی کنیم. در ادامه تکنیک هایی بیان می کنیم که به شما کمک می کند درست شروع کنید.ابتدا مواردِ پایه را بررسی کنید
هیچگاه برای یافتنِ مشکلات از احتمالاتِ دور شروع نکنید. ابتدا موارد پایه و بدیهی را چک کنید. این موضوع به خصوص در شرایطی که استرس و فشارِ کار بالاست مثلاً در اجرای زنده حیاتی است؛ چرا که در چنین شرایطی به راحتی استرس بر شما غلبه کرده و ممکن است کوچکترین موارد را بررسی نکنید. معمولاً در 95% موارد مشکلات به خاطرِ چیزهای ساده است. در شروعِ بررسیِ زنجیرۀ سیگنال (signal chain) ابتدا به چیزهایی فکر کنید که احتمالِ وقوعشان بیشتر است. به عنوانِ مثال اگر میکروفون کار نمی کند، اول کارتِ صدا را عوض نکنید. بله شاید مشکل از کارتِ صدا باشد ولی اول باید سالم بودنِ کابلِ XLR را بررسی کنید. ابتدا از مواردِ محتمل تر و چیزهایی که راحت تر می توان تست کرد شروع کنید. وقتی خودرو روشن نمی شود اول موتورش را تعمیر نمی کنند.
آیا کابل ها متصلند؟
صدای گیتار را نمی شنوید؟ به ندرت ممکن است پایِ یک مشکلِ فیزیکی در میان باشد. ابتدا اتصالِ کابل به آمپلی فایر را بررسی کنید. قبل از بررسی سایرِ عللِ از اتصالِ کابل ها اطمینان حاصل کنید.آیا دستگاه روشن است؟
چیزی نمی شنوید؟ قبل از اینکه احتمالِ خرابیِ مانیتور بدهید چک کنید اصلاً روشن هست یا نه. این موارد خصوصاً در اجرایِ زنده به خاطرِ استرس و شلوغی رایج هستند. از آنجایی که احتمال نمی دهیم مرتکبِ چنین خطاهایی شویم معمولاً فراموش می کنیم بررسی شان کنیم. پس حتماً پیش از هر چیزِ دیگری، این مواردِ ساده و بدیهی را چک کنید.
صدا را در حالتِ سایلنت قرار ندادید؟
گاهی به صورت اتفاقی دستتان به دکمۀ Mute میکروفون می خورد و صدا را از دست می دهید. پس ابتدا باید سایلنت بودنِ میکروفون را چک کنید. وقوعِ چنین سوتی هایی در حالتِ معمول دور از ذهن است ولی در اجرایِ زنده به خاطرِ شرایطِ محیط و استرسی که خواه ناخواه بر شما غالب شده محتمل است.اتصالاتِ مسیرِ سیگنال را بررسی کنید
بعد از مواجهه با یک مشکل ابتدا باید سرشاخه و ریشۀ اصلیِ آن را در زنجیرۀ سیگنال پیدا کنید. ابتدا جریانِ سیگنال را در ذهنتان تجسم کنید. فرض کنید روی استیج هستید و صدایِ وکال را از میکروفون نمی شنوید. زنجیره را به این صورت بررسی کنید: Mic > XLR cable > stage snake > console input > console processing/routing > console output > Ethernet cable > live mix personal mixer > headphone adapter > in-ears. Signal Flow بالا فرضی است و نباید آن را به عنوانِ یک الگو استفاده کنید؛ چرا که ممکن است جریانِ سیگنالِ سیگنالِ شما اجزایِ بیشتری داشته باشد. ولی ایدۀ اصلی یکسان است. یعنی در هنگامِ بروزِ مشکل ابتدا کلِ مسیرِ سیگنال را از اول تا آخر در ذهنتان مرور کنید. سپس بررسی کنید که کجا مشکل به وجود آمده است.هر بار فقط یک متغیر را تغییر دهید
در هنگامِ حلِ مشکل مطمئن شوید که هربار فقط یک متغیر را تغییر می دهید. وقتی چند چیز را با هم تغییر دهید و مشکل برطرف شود دقیقاً نمی فهمید مشکل از کجا بوده است. به عنوانِ مثال اگر در مثالِ بالا کابلِ XLR و آداپتورِ هدفون را همزمان بررسی کنیم و مشکل حل شود، تقصیرِ کدام یک بوده؟ و اگر مشکل را از هر دو بدانیم بی دلیل ممکن است یک کامپوننت سالم را خراب فرض کنیم. Mic > XLR cable > stage snake > console input > console processing/routing > console output > Ethernet cable > live mix personal mixer > headphone adapter > in-ears این روش درست نیست. بیایید دوباره ولی هر دفعه فقط یک متغیر را بررسی کنیم. متغیرها را به صورتِ بولد نشان داده ایم.
Mic > XLR cable > stage snake > console input > console processing/routing > console output > Ethernet cable > live mix personal mixer > headphone adapter > in-ears.
ممکن است بعد از تعویضِ کابلِ XLR همچنان سیگنالی نداشته باشید. اکنون دریافته اید که مشکل از کابلِ XLR نیست. سراغِ متغیرِ بعدی می رویم مثلاً کابلِ آداپتورِ هدفون.
Mic > XLR cable > stage snake > console input > console processing/routing > console output > Ethernet cable > live mix personal mixer > headphone adapter > in-ears.
با تعویضِ کابلِ هدفون، سیگنال را دریافت می کنیم. این یعنی مشکل از کابلِ آداپتورِ هدفون بوده، پس دیگر از کابلِ قدیمی استفاده نمی کنیم. لازم به ذکر است که بعضی مواقع مشکل از هر دو کابل است و باید هر دو را تعویض کرد. مهم نیست مشکل از کجا بوده؛ فقط به این موضوع دقت کنید که مراحل را قدم به قدم جلو بروید و هر بار فقط یک متغیر را بررسی کنید. بررسیِ قدم به قدم کمک می کند تا تمامِ احتمالات را بررسی کنید.
اکنون که دانستید چگونه مشکلات را در زمانِ وقوع پیدا کنید بهتر است با روش هایی برای به وجود نیامدنِ این مشکلات هم آشنا شوید. بالاخره پیشگیری بهتر از درمان است.
آرامشِ خود را حفظ کنید