شاید اخیرا با عبارت stem mastering مواجه شده باشید. در این مقاله سعی می کنیم دقیقا به شما بگوییم این عبارت به چه چیزی اشاره دارد، چه نقاط قوت و ضعفی دارد و چه زمانی راه بهتری نسبت به روش های رایج مسترینگ به شمار می آید.
در دوران پیش از دیجیتال، مسترینگ در حقیقت به عمل انتقال یک کار ضبط شده از نوار آنالوگ به یک دیسک مستر گفته میشد. در ابتدا مهندسانی که این کار را انجام می دادند مسئول اعمال اکولایزر در پروسه ی انتقال بودند تا مطمئن شوند زمانی که قطعه به صفحات گرامافون منتقل می شود بهترین کیفیت ممکن را داشته باشد. در نهایت، انجمن صنعت ضبط آمریکا منحنی اکولایزری RIAA را توسعه داد که تلاشی در جهت استاندارد سازی پاسخگویی فرکانسی سیستم های پخش بود. به عنوان مثال اگر در طول ضبط فرکانس های پایین کاهش و فرکانس های بالا افزایش داده شده بودند، در طول پلی بک، منحنی اکولایزری برعکس میشد و فرکانس های بیس را افزایش و فرکانس های بالا را کاهش می داد. مزیت استفاده از این استاندارد این بود که امکان ایجاد زمان پلی بک بیشتری روی صفحات گرامافون فراهم میشد (چون groove های بیشتری را میشد روی سطح صفحه ی گرامافون حک کرد) و همچنین فشار روی سوزن گرامافون کمتر میشد.
این پروسه را توضیح دادیم تا به شما نشان دهیم چطور مهندسان مسترینگ تمام کارهای لازم برای بهینه کردن کیفیت پخش کارها و تجربه ی شنیداری مخاطبان را در آن زمان انجام می دادند. با فاصله گرفتن مردم از صفحات گرامافون و ورود به عرصه ی دیجیتال، این پروسه هم متحول شد. امروزه ما نویزهای کمتر، هدروم بیشتر و ابزارهای متنوع تری را در اختیار داریم تا بتوانیم کیفیت ضبط ها را بهتر کنیم.
مسترینگ هم یک علم است و هم یک هنر که از چندین المان تشکیل شده است. پردازش سیگنال مانند استفاده از اکولایزر و کامپرسر برای تغییر کیفیت صوتی تنها بخش کوچکی از این پروسه هستند. در این مقاله به نکات مبهم استم مسترینگ هم اشاره خواهیم کرد و دقیقا به شما توضیح خواهیم داد که استم مسترینگ چیست و بهترین روش برای انجام آن چیست.
بله. با این سطح از کنترل و با در نظر داشتن این که مهندس میکس نمی تواند مسئولیت میکس نهایی را بپذیرد، می توان اینگونه برداشت کرد که استم مسترینگ همان میکس است. معمولا مهندسان میکس حرفه ای استم های کارشان را در اختیار مهندس مسترینگ نمی گذارند، اما از طرفی هم نمی شود کسانی که نیاز به امتحان کردن کارهای غیر رایج را احساس می کنند و سعی می کنند موزیک هایشان در بهترین حالت ممکن قرار بگیرد را قضاوت کرد.
در مواردی که صاحب اثر (یا مهندس مسترینگ) احساس کند که با تفکیک استم هایی که به مهندس مسترینگ ارائه می شود می تواند کیفیت صوتی کار را بهبود دهد، استم مسترینگ می تواند به عنوان یک گزینه مطرح شود (اگر مهندس مسترینگ مایل به انجام آن باشد). شما باید سعی کنید میکسی که انجام می دهید تا حد ممکن نزدیک به کار نهایی باشد و فکر نکنید که می توانید مشکلات میکس را به مرحله ی مسترینگ موکول کنید؛ حقیقت این است که مهندس مسترینگ نمی تواند یک میکس بد را اصلاح کند.
بالانس level ها، ایجاد حس یک فضا، داینامیک ها و تمام تُنالیته ی کار باید در هنگام اکسپورت کردن استم ها کاملا معین شده باشد. به طور کلی، استم هایی که تحویل مهندس مسترینگ می دهید باید بسیار نزدیک به کار نهایی باشند. با استم مسترینگ شما قرار نیست از مهندس مسترینگ بخواهید مشکلات میکس را برطرف کند، بلکه تنها می خواهید کمی کنترل بیشتری در اختیار او قرار دهید. زمانی که حس می کنید با دادن این امکان به مهندس مسترینگ می توانید وضوح، پانچ و جزئیات کار را بهبود دهید، استم مسترینگ گزینه ی مناسبی خواهد بود.
گاهی وقت ها متوجه می شوید که حس یک فضای مشترک بین المان های مختلف قطعه وجود ندارد. حتی شاید بعضی صداها به اندازه ی کافی واید نباشند یا تمرکز کافی روی صداهایی که در مرکز استریو قرار گرفته اند وجود نداشته باشد. برای رفع این مشکلات می توانید از پلاگین های گسترش دهنده ی استریو (stereo expander) استفاده کنید و به صداها مقداری ریورب بدهید.
آیا این کار همان میکس کردن نیست؟
چرا استم مسترینگ را انتخاب کنیم؟
بر اساس فضا/میدان استریو