تاریخ سینتیسایزر فقط تاریخ سازها و فناوریها نیست؛ نوازندگانی از موسیقی کلاسیک، راک، جز، فانک، پاپ، صنعتی و الکترونیک زبان این ابزار را شکل دادهاند. فهرست زیر رتبهبندی قطعی «بهترینها» نیست، بلکه مجموعهای از چهرههای اثرگذار با رویکردهای متفاوت است.
برخی افراد این فهرست نوازندهٔ Virtuoso، برخی آهنگساز، برنامهریز صدا، تهیهکننده یا طراح بافتاند. تأثیر سینتیسایزر نیز همیشه با سرعت Solo سنجیده نمیشود؛ انتخاب صدا، Arrangement، اجرای زنده و استفادهٔ خلاقانه از فناوری به همان اندازه مهماند.
پراگرسیو راک و اجرای صحنهای
Jordan Rudess
Jordan Rudess بهعنوان نوازندهٔ Dream Theater، تکنیک Virtuoso را با Sound Design، کنترلرهای تازه و اجرای زندهٔ پیچیده پیوند داده است. نقش او فقط Solo نیست و لایهبندی، Orchestration و جابهجایی سریع میان صداها بخش مهمی از زبان اجرایی اوست.
Keith Emerson
Keith Emerson در The Nice و Emerson, Lake & Palmer سینتیسایزر Moog را از ابزار استودیویی به عنصر نمایشی و اصلی اجرای راک تبدیل کرد. ترکیب ارگ Hammond، پیانو و Modular Synth در آثار او بر چند نسل از نوازندگان پراگرسیو اثر گذاشت.
Rick Wakeman
Rick Wakeman در Yes و آثار Solo، سازهای کلاویهای متعدد را در Arrangementهای ارکسترال و راک به کار گرفت. Mellotron، Minimoog، ارگ و پیانو در اجراهای او نقشهای متمایز دارند.
Tony Banks
Tony Banks یکی از معماران هارمونی و بافت Genesis است. او بهجای نمایش صرف تکنیک، از Mellotron، ارگ و سینتیسایزر برای ساخت Chord Voicing، Pad و خطوط ملودیک در خدمت قطعه استفاده کرد.
Dave Greenfield
Dave Greenfield صدای کلاویهای The Stranglers را با ارگ، Electric Piano و سینتیسایزر شکل داد. خطوط سریع و رنگآمیزی تیرهٔ او مرز میان Punk، New Wave و Art Rock را جابهجا کرد.
Mark Kelly
Mark Kelly در Marillion نقش مهمی در بافتهای پراگرسیو، Padها، Leadها و انتقال میان بخشهای طولانی قطعه داشته است. شیوهٔ او نمونهای از هماهنگ کردن تکنیک با روایت موسیقایی گروه است.
Richard Wright
Richard Wright با Pink Floyd نشان داد که Chord، Space و Texture چگونه میتوانند هویت یک قطعه را بسازند. ارگ، Electric Piano و سینتیسایزرهای او اغلب بهجای خودنمایی، فضای هارمونیک و احساسی ایجاد میکنند.
Geddy Lee
Geddy Lee علاوه بر Bass و Vocal، در آثار Rush سینتیسایزر، Sequencer و Pedalهای کلاویهای را وارد Arrangement و اجرای زنده کرد. اهمیت او در هماهنگ کردن چند نقش اجرایی و ساختار دقیق گروهی است.
Eddie Jobson
Eddie Jobson در Curved Air، Roxy Music، Frank Zappa و U.K. ویولن الکتریک و سینتیسایزر را کنار تکنیک کلاویهای پیشرفته قرار داد. Soloهای او پیوندی میان راک، فیوژن و صداپردازی الکترونیک هستند.
Patrick Moraz
Patrick Moraz در Yes، The Moody Blues و آثار Solo، از سینتیسایزر برای خطوط سریع، هارمونی گسترده و ترکیب تأثیرهای جز و موسیقی جهان استفاده کرد.
پیشگامان موسیقی الکترونیک
Wendy Carlos
Wendy Carlos با آلبوم Switched-On Bach ظرفیت موسیقایی Modular Moog و ضبط چندلایه را به مخاطب گسترده نشان داد. موسیقی او برای A Clockwork Orange و Tron نیز پیوند سینتیسایزر و روایت سینمایی را گسترش داد.
Vangelis
Vangelis با اجرای مستقیم، بداهه و طراحی صدا در آثاری مانند Chariots of Fire و Blade Runner صدایی شخصی ساخت. بیان او بر Touch، تغییر Timbre و ساخت Arrangement در لحظه تکیه داشت.
Jean-Michel Jarre
Jean-Michel Jarre با آثاری مانند Oxygène و کنسرتهای بزرگ، Sequencing، Melody و Soundscape را به موسیقی الکترونیک عامهپسند پیوند داد.
Klaus Schulze
Klaus Schulze پس از حضور اولیه در Tangerine Dream و Ash Ra Tempel، در آثار Solo فرمهای طولانی، Sequencer و تحول تدریجی بافت را به عناصر مهم Berlin School تبدیل کرد.
Isao Tomita
Isao Tomita در آلبومهایی مانند Snowflakes Are Dancing آثار ارکسترال را با برنامهریزی دقیق Modular Synth بازتفسیر کرد. توجه او به Articulation و لایهبندی، سینتیسایزر را به یک ارکستر استودیویی بدل میکرد.
Suzanne Ciani
Suzanne Ciani از پیشگامان اجرای Buchla، طراحی صدا و موسیقی الکترونیک فضایی است. فعالیت او از Sound Design تجاری تا آلبومهای الکترونیک و پیانویی گسترده شده است.
Christopher Franke
Christopher Franke در Tangerine Dream و سپس موسیقی فیلم و تلویزیون، Sequencerهای آنالوگ، Patternهای تکرارشونده و بافتهای سینمایی را توسعه داد.
جز، فیوژن و فانک
Joe Zawinul
Joe Zawinul در Weather Report و پروژههای دیگر، سینتیسایزر را به صدایی مستقل در Jazz Fusion تبدیل کرد. خطوط Lead، Layerها و استفادهٔ او از Electronic Timbre بخشی از آهنگسازی بودند، نه تقلید سادهٔ سازهای آکوستیک.
Herbie Hancock
Herbie Hancock از دورهٔ Mwandishi و Head Hunters به بعد، سینتیسایزر، Clavinet، Vocoder و فناوری استودیویی را با بداههٔ جز و Groove فانک ترکیب کرد.
Chick Corea
Chick Corea در Return to Forever و آثار دیگر، Electric Piano و سینتیسایزر را در گفتوگوی سریع با سازهای گروه به کار گرفت. وضوح Touch، Phrase و ریتم ویژگی اصلی اجرای اوست.
Lyle Mays
Lyle Mays در Pat Metheny Group، سینتیسایزر را برای Harmony، Counterpoint و بافتهای گسترده به کار برد. صداپردازی او اغلب بهصورت یک بخش ارکسترال با Ensemble ترکیب میشود.
Bernie Worrell
Bernie Worrell در Parliament-Funkadelic و همکاری با Talking Heads، Minimoog، Clavinet و دیگر کلاویهها را به هستهٔ Groove فانک تبدیل کرد. Bass Synth و خطوط کوتاه او بهاندازهٔ Soloها تأثیرگذارند.
Stevie Wonder
Stevie Wonder در آثار دههٔ ۱۹۷۰، بهویژه با همکاری Malcolm Cecil و Robert Margouleff و سامانهٔ TONTO، سینتیسایزر را با Songwriting، Soul و Funk پیوند داد. او علاوه بر نوازندگی، از صدا بهعنوان جزء اصلی Arrangement استفاده کرد.
پاپ، New Wave و Industrial
Vince Clarke
Vince Clarke از Depeche Mode و Yazoo تا Erasure، ملودی پاپ را با Sequencing و صداهای دقیق سینتیسایزر ترکیب کرده است. اقتصاد Arrangement و انتخاب Timbre از ویژگیهای مهم کار اوست.
Nick Rhodes
Nick Rhodes در Duran Duran از سینتیسایزر و Sequencer برای Hook، Texture و هویت تولیدی New Wave استفاده کرد و کلاویه را در مرکز صدای پاپ گروه قرار داد.
Gary Numan
Gary Numan با صداهای Minimoog و Polymoog در آثار اواخر دههٔ ۱۹۷۰ و اوایل دههٔ ۱۹۸۰، بافت سرد الکترونیک را با ساختار ترانه و Rock ترکیب کرد.
Thomas Dolby
Thomas Dolby نوازندگی، برنامهریزی، Songwriting و تولید را یکجا به کار گرفت. آثار او نشان میدهند که فناوری میتواند در خدمت شخصیت ترانه و Arrangement باشد.
cEvin Key
cEvin Key در Skinny Puppy، Sampler، Drum Machine، سینتیسایزر و پردازش استودیویی را در ساخت زبان Industrial به کار برد. نقش او بیشتر طراحی یک سامانهٔ صوتی کامل است تا نوازندگی سنتی کلاویه.
موسیقی فیلم، Ambient و تجربهگرایی
Jan Hammer
Jan Hammer در Mahavishnu Orchestra و موسیقی Miami Vice، Lead Synth را با Phrase و Pitch Bend نزدیک به سازهای Solo اجرا کرد و مرز میان Fusion و موسیقی تصویری را گسترش داد.
Brian Eno
Brian Eno از Roxy Music تا آثار Ambient، سینتیسایزر و استودیو را ابزار ساخت فرایند، بافت و فضا دانست. تأثیر او بیشتر در طراحی سیستم و شنیدن نتیجه است تا نمایش تکنیک کلاویهای.
جمعبندی چهرهها
این سی چهره یک خط واحد را نمایندگی نمیکنند: برخی زبان Solo، برخی Groove، برخی Sequence، برخی Texture و برخی روش تازهای برای آهنگسازی با استودیو ساختهاند. همین تنوع علت اصلی ماندگاری سینتیسایزر در سبکهای مختلف است.
معیارهای انتخاب این فهرست
- اثرگذاری بر زبان نوازندگی یا Sound Design سینتیسایزر
- نقش روشن در آثار منتشرشده یا اجرای زنده
- گسترش کاربرد ساز در یک سبک یا رسانه
- تأثیر قابل مشاهده بر نوازندگان و تولیدکنندگان بعدی
فهرست «بهترینها» همواره به معیار و سلیقه وابسته است. راه مفیدتر این است که از هر هنرمند یک اثر شاخص را با تمرکز بر Envelope، Filter، Modulation، Articulation، Stereo Space و نقش صدا در Arrangement بشنوید و سپس همان ایده را با ساز خود بازسازی کنید.