گوش دادن به موسیقی هنگام کار: آری یا نه؟

تاریخ انتشار: 2020-04-10
گوش دادن به موسیقی هنگام کار: آری یا نه؟
بسیاری از مردم، هنگام کار، مطالعه، ورزش، خواب و ... موسیقی گوش می کنند. و البته تعدادی کمی کلاً آهنگ را مزاحمِ کارشان می دانند. اما آیا پژوهش و تحقیقی در این رابطه صورت گرفته است؟ آیا موسیقی واقعاً روی کارایی ما تاثیری دارد؟ در این نوشته از تهران ملودی قصد داریم به صورت کامل و از زوایای مختلف به این موضوع بپردازیم و جواب سوالات مختلف را بدهیم.
«زندگی، بدون موسیقی، خطاست» -- نیچه
شاید در دنیای مدرن و پراسترس امروزی جملۀ نیچه را بهتر بتوان درک کرد. هر کسی دوست دارد لحظاتی را به دور از استرس و غوغای بیرون سپری کند؛ و چه چیزی بهتر از موسیقی! در یک نظرسنجی از بین 4500 نفر 79 درصد اعلام کردند که موسیقی بهره وری کاری آن ها را افزایش می دهد. دلیلش این است که موسیقی یک عامل محرک قوی است و روی نحوۀ کار کردن ما اثرگذار است. در نظرسنجی دیگری موسیقی روی سلامتی 59 درصد شرکت کنندگان تاثیر مثبت داشته است. همه می دانیم که گوش دادن به هر آهنگ، حس و حال خاصی در ما ایجاد می کند. موسیقی علاوه بر احساسات، روی تفکرات و حتی کارایی فیزیکی ما اثربخش است. به عنوان مثال وقتی به آهنگ مورد علاقه تان گوش می دهید، مغز دستور می دهد تا هورمون دوپامین ترشح شود. این کار حس خوبی در شما به وجود می آورد. ترشح دوپامین، باعث کاهش استرس و فشار عصبی می شود. در مطالعه ای که توسط meta-analysis روی 400 نفر انجام شده، مشخص شد که موسیقی حتی روی بهبود عمل جراحی بیماران نیز اثرگذار است. بیماران به دو گروه تقسیم شدند؛ به گروه اول داروهای ضد اضطراب داده شد و برای گروه بعدی موسیقی پخش شد. سپس سطح هورمون کورتیزول (که هنگام استرس ترشح می شود) در این بیماران مقایسه شد. در پایان، سطح استرس در بیمارانی که به موسیقی گوش داده بودند بهتر از گروه دیگر بود. مطالعۀ دیگری که یک فیزیولوژیست ورزشی انجام داده نشان می دهد که موسیقی تاثیر مثبتی روی بهبود عملکردهای ورزشی دارد. گوش دادن به آهنگ حین ورزش، ظرفیت و حجم تمرین را به طور موثری بالا می برد و خستگی را به تاخیر می اندازد. موسیقی، شدت، سرعت و مدت زمان تمرینات را افزایش می دهد. یکی از دلایلی که در باشگاه های ورزشی (به خصوص در ورزش های قدرتی) موسیقی پخش می شود، همین است. موضوع جالب دیگر این است که موسیقی روی افراد برون گرا و درون گرا، تاثیر متفاوتی دارد. در پژوهشی مشخص شد که تاثیر موسیقی بر فعالیت های شناختی، بسته به درون گرا یا برون گرا بودن افراد متفاوت است. در طی این مطالعه 10 فرد درون گرا و 10 فرد برون گرا انتخاب شدند و به هر گروه یک تست حافظه و یک آزمون درک مطلب داده شد. شرکت کنندگان باید آزمون را در دو حالت انجام می دادند. یکبار در حین گوش دادن به موسیقی پاپ و بار دیگر در سکوت. در پایان مشخص شد که موسیقی در آزمون حافظه روی هر دو گروه تاثیر مثبتی داشته است. میزان به خاطر سپاری درون گراها در آزمون حافظه بهتر از برون گراها بود. از طرفی درک مطلب در برون گراها بهتر از درون گراها بود. در حالت کلی افراد برونگرا برای انجام کارهایشان به محرک های بیرونی مثل موسیقی نیاز دارند و درون گراها کمتر این چنین هستند. اینکه موسیقی روی کاراییِ ما تاثیر دارد یا نه، شاید پرسش ساده ای به نظر برسد ولی حقیقت است که تا کنون پاسخ روشنی به این سوال داده نشده، و هر آنچه هست فرضیه و تحقیقاتی است که نتایج آن قطعی نیست. به عنوان مثال در دانشگاه های مختلفی، تحقیقاتی تحت عنوان «تاثیر موتسارت» یا موزارت (The Mozart Effect) انجام شده تا مشخص شود که آیا موسیقی تاثیری روی ضریب هوشی (IQ) افراد دارد یا نه. نتایج این تحقیق بسیار متفاوت بوده. به عنوان مثال گوش دادن به آهنگ، قبل از انجام یک فعالیت فکری می تواند تجسم فضایی را بهبود بخشد و به حل مسئله کمک کند. بعضی ها به این نتیجه رسیده اند که موسیقی باعث هوشمندی افراد می شود و عده ای در نقطۀ مقابل بیان داشته اند که موسیقی تاثیری روی ضریب هوشی ندارد؛ بلکه فقط تجسم فضایی را قوی تر می کند. تاثیر موتسارت برای اولین بار توسط آقای آلفرد ا. توماتیس که موسیقی موزارت را برای درمان برخی از اختلالات ذهنی استفاده می کرد مطرح شد. اما آیا گوش دادن به آهنگ در حین انجام کار نیز همین تاثیر را دارد؟ پاسخ این سوال سخت است. دلیلش این است که فرایند اثرگذاری موسیقی بر مغز انسان بسیار پیچیده است. مطالعات زیادی در این موضوع انجام شده ولی خلاصۀ همه این تحقیقات این است که سه عامل نقش اساسی در این فرایند دارند: نوع آهنگ، نوع فعالیت و شخصیت کاربر. برای اثبات این فرضیه، آزمایشی روی 142 دانش آموز صورت گرفت؛ به این ترتیب که یه هر دانش آموز یک مسئلۀ فکری ساده و یک مسئلۀ سخت داده شد. مسئلۀ ساده پیدا کردن فهرستی از کلمات و مسئلۀ سخت حفظ کردن چند جفت کلمه بود. هر مسئله باید در دو حالت حل می شد؛ یک بار با موسیقی و یک بار بدون موسیقی. موسیقی نیز دو نوع بود: آهنگ ساده که فقط از پیانو، استرینگ، سینث تشکیل می شد و نوع پیچیده که علاوه بر موارد یاد شده، لایۀ درام و باس هم داشت. شخصیت شرکت کننده ها نیز قبل از برگزاری آزمون شناسایی شده بود. نتایج تحقیق متناقض بود. افرادی که به محرک های خارجی علاقه داشتند، هنگام حل مسئلۀ سخت، کم می آوردند و در حالتی که سکوت برقرار بود بهتر می توانستند آن را حل کنند. از طرف دیگر افرادی که ترجیحشان محرک های خارجی نبود، هنگامِ پخش موسیقی بهتر می توانستند مسائل را حل کنند! نتیجه اینطور تفسیر شد که افرادی که به دنبال محرک های بیرونی هستند توجه زیادی به مسائل دنیای اطرافشان دارند. تمرکز حواس این افراد به سادگی با انجام چند فعالیت همزمان به هم می ریزد؛ ولی وقتی به صورت ایزوله روی یک مسئله کار می کنند عملکرد بهتری از خود نشان می دهند. از سوی دیگر، افرادی که به دنبال محرک های خارجی نیستند با کمی حواس پرتی (که از طریق موسیقی ایجاد می شود) می توانند از سردرگمی در مسئله ای که روی آن تمرکز کرده اند خارج شوند. از سوی دیگر، پژوهش هایی نیز نشان می دهد که موسیقی می تواند اثری منفی بر عملکرد انسان بگذارد. به عنوان مثال در مطالعاتی که تحت عنوان Irrelevant Sound Effect صورت گرفته معلوم شده موسیقی پس زمینه تاثیر نامطلوبی روی حافظۀ کوتاه مدت دارد؛ یعنی اگر قرار باشد در حین گوش دادن به آهنگ، لیست خریدی را حفظ کنید به مشکل بر می خورید؛ چون بخشی از مغز شما درگیر آهنگ شده و قادر نیست حافظۀ کوتاه مدت را به درستی به کار گیرد. در همین مطالعه مشخص شد که آهنگ های مورد علاقه، تاثیرِ منفی کمتری دارند. نتایج این تحقیق بر اساس آزمایشی بود که در آن 25 دانشجوی دورۀ لیسانس باید چند کلمه را به ترتیب حفظ و بیان می کردند. نتیجۀ آزمایش در حالتی که هیچ آهنگی پخش نشد عالی بود. اما با پخش موسیقی مشخص شد آن دسته از دانشجویانی که به آهنگ مورد علاقۀ خود گوش داده بودند بهتر از دستۀ دیگر قادر به حفظ و یادآوری کلمات بودند. در حوزۀ موسیقی تحقیقات جالبی صورت گرفته است. به عنوان مثال در مطالعه ای که توسط سیمون ریتر در دانشگاه رادبود هلند صورت گرفته و همچنین مطالعۀ دیگری که سام فرگوسن در دانشگاه فناوری سیدنی انجام داده، تاثیر انواع موسیقی روی تفکرات ما و کار کردن همراه با موسیقی یا بدون آن بررسی شده است. طبق یافته های این تحقیق، آهنگ های شاد، تفکر واگرا را در افراد شرکت کننده بهبود داده است. البته به حقیقت دیگری هم دست یافتند که موسیقی تاثیری روی تفکر همگرا ندارد. ویکی پدیا، دو تفکر یاد شده را اینگونه تعریف می کند: «تفکر واگرا (به انگلیسی: Divergent Thinking) یک فرایند یا روش تفکر است که با استفاده از آن و بررسی تعداد زیادی از راه‌حل‌های ممکن، می‌توان به تولید ایده‌های خلاق پرداخت. تفکر واگرا معمولاً در برابر یک فرایند دیگر خلاقیت یعنی تفکر همگرا قرار می‌گیرد. در تفکر همگرا، از مجموعه از گام‌های منطقی برای رسیدن به راه‌حل استفاده می‌شود. در مقابل، در تفکر خلاق، از جریان سیال ذهن و بدون بهره‌گیری از شیوه‌ای منظم برای رسیدن به ایده‌های خلاق استفاده می‌شود. تفکر واگرا به تولید حجم زیادی از ایده‌های خلاق می‌انجامد. در این روش، راه‌حل‌های ممکن در یک بازه زمانی کوتاه بررسی شده و ارتباطات غیرمعمول بین موارد مختلف مد نظر قرار می‌گیرد. پس از اتمام فرایند تفکر واگرا، ایده‌های به دست آمده با استفاده از الگوی تفکر همگرا، به شکلی منظم و ساختارمند مورد بررسی قرار می‌گیرند». در این مطالعه، ریتر و فرگوسن 155 داوطلب را به 5 گروه تقسیم کردند که هر گروه باید فعالیت های مشخصی را انجام می دادند. 4 گروه در حین گوش دادن به آهنگ های کلاسیک در مد (Mood) های مختلف تمرینات را حل می کردند و گروه پنجم در سکوت. نتیجه این شد که گروه هایی که به موسیقی گوش می دادند، ایده های بیشتری برای حل مسئله پیدا کردند. ریتر و فرگوسن، یافته های خود را اینطور توضیح می دهند: «هدف این پروژه، بررسی ارتباط بالقوۀ موسیقی و تاثیر آن روی همگرایی و واگرایی خلاقیت بود. نتیجه این شد که آهنگ های شاد (مثلاً موسیقی کلاسیک که باعث برانگیختن احساس مثبت می شود) تاثیر مثبتی روی واگرایی تفکر دارد ولی همچنان روی همگرایی بی اثر است». پس می توان اینطور نتیجه گرفت که اگر یک کار خلاقانه انجام می دهید(مثلاً نقاشی و گرافیک)، آهنگ می تواند به شما کمک کند؛ ولی اگر می خواهید روی مسئله ای ریاضی و به شدت منطقی فکر کنید، سکوت انتخاب بهتری است. در حالت اول تفکر واگرا به کمک شما می آید و در حالت دوم تفکر همگرا یاور شماست. انتخاب نوع آهنگ نیز مهم است. به عنوان مثال آهنگ هایی با ساختار موسیقیایی پیچیده و لیریک طولانی مزاحم هستند. تقریباً تمام آهنگ های باکلام در این دسته قرار می گیرند ولی مواردی مثل رپ که خواننده فقط حرف می زند واقعاً حواس را پرت می کنند. دلیلش این است که به جای کارتان روی جملات خواننده تمرکز می کنید. پیشنهاد می کنیم انتخاب اولتان آهنگ های بدون کلام باشد که از بین آن ها ژانرهایی مثل امبینت که صدای طبیعت پخش می کند تاثیر مطلوب تری دارند. و اگر خواستید آهنگ های با کلام گوش کنید سعی کنید موارد کلاسیک یا آن هایی که لیریک کمتری دارند انتخاب کنید. جدید یا تکراری بودن آهنگ نیز مهم است. مثلاً آهنگی که برای اولین بار به آن گوش می دهید قطعاً حواس شما را پرت می کند؛ چون می خواهید از مضمون و ساختارش سر در آورید. البته این اتفاق برای دفعات بعد که به آن گوش می دهید کمرنگ تر می شود. اگر جز آن دسته از افراد هستید که مطلقاً نمی توانید در حین کار به موسیقی گوش دهید می توانید چیزی که محققان به آن دست یافته اند را انجام دهید. چند دقیقه قبل از شروع کار یا هنگام استراحت آهنگ های نشاط بخش گوش کنید. خواهید دید که انگیزۀ فعالیت را بالا می برند. در یک مطالعه مشخص شد که گوش دادن به موسیقی تمرکز دانشجوها را بیشتر می کند. تا می توانید از وقفه ها لذت ببرید. در نرم افزار اسپاتیفای که نسخۀ دسکتاپ و البته موبایلی آن عرضه شده می توانید لیست پخش های متنوع را در مدهای مختلف انتخاب کنید. تعدادی اپلیکیشن و سرویس های استرمینگ موسیقی نیز وجود دارند که ادعا می کنند با پخش کردن یک سری آهنگ، کارایی شما را تا 400 درصد بالا می برند. بد نیست این سرویس ها را هم به صورت تجربی تست کنید.

بالاخره موسیقی گوش کنیم یا نه؟

پاسخ این سوال به شرایط زیادی بستگی دارد. کاری که انجام می دهید فکری است یا جسمی؟ کارتان تکراری است یا جدید؟ آهنگ بی کلام است یا باکلام؟ اگر باکلام است، حجم لیریک چقدر است؟ آهنگ را دوست دارید یا هر آهنگی گوش می کنید؟ اگر دوست دارید، اولین بار است که گوش می دهید؟ و … . برای مثال اگر در حال خواندن یک متن طولانی و فکری هستید بهتر است کلاً موسیقی گوش نکنید یا از آهنگ های بی کلام در سبک ملایمی مثل امبینت استفاده کنید. هنگام ورزش می توانید به آهنگ های ترنس و پاپ و راک گوش دهید. گاهی در شرایطی هستید که ترکیبی از این آهنگ ها برایتان مناسب است و گاهی لیست پخش هایی در یک ژانر به خصوص جواب می دهد. به هر حال این موضوع نیز مثل بسیاری از مسائل دیگرِ زندگی، به خود شما و تصمیمات تان بستگی دارد.

چند نکته و پیشنهاد:

  • موسیقی نه تنها روی احساسات بلکه روی تفکر ما اثرگذار است؛
  • به صورت کلی، تاثیر مثبتِ موسیقی بیشتر از تاثیر منفی آن است؛
  • تاثیر موسیقی در هر فردی با توجه به شخصیت، نوع کار و نوع آهنگ متفاوت است؛
  • بهترین زمان برای پخش آهنگ زمانی است که در حال انجام کارهای تکراری هستید؛ یعنی فعالیت هایی که نیازمند تفکر نیست؛
  • در هنگام انجام محاسبات منطقی و فکری بهتر است موسیقی گوش نکنید؛
  • موسیقی بی کلام و به خصوص موسیقی ملایم (مثلاً امبینت) انتخاب مناسب تری برای گوش دادن هنگام کار هستند؛
  • موسیقی را با هدفون گوش کنید؛
  • با صدای کم گوش کنید تا تمرکزتان به هم نریزد و زود خسته نشوید؛
  • هر از چند گاهی هدفون را بردارید و به گوشتان استراحت بدهید؛
  • پلی لیست های مختلفی ایجاد کنید تا اگر از یک سبک خسته شدید، سبک های دیگر را امتحان کنید؛
  • موسیقی نباید شما را خسته کند. اگر احساس کردید گوشتان خسته شده یعنی زیاد گوش داده اید. اساساً نباید بیش از حد به موسیقی گوش داد.
۰۲۱-۹۱۰۰۶۷۶۷