الگوی قطبی میکروفن نشان میدهد حساسیت آن نسبت به صدایی که از زاویههای مختلف میرسد چگونه تغییر میکند. نمودار قطبی معمولاً پاسخ ۳۶۰ درجهٔ میکروفن را در یک فرکانس یا چند فرکانس نمایش میدهد و برای انتخاب جهت و محل قرارگیری ابزار مهم است.
شکل روی نمودار یک مرز مطلق میان «دریافت» و «عدم دریافت» نیست. حساسیت و پاسخ فرکانسی با زاویه و فرکانس تغییر میکنند؛ بنابراین باید نمودارهای چندفرکانسی و راهنمای همان مدل میکروفن بررسی شوند.
خواندن نمودار قطبی
در بیشتر نمودارها، صفر درجه روبهروی محور اصلی میکروفن و ۱۸۰ درجه پشت آن است. فاصلهٔ منحنی از مرکز مقدار نسبی حساسیت را نشان میدهد. مقیاس معمولاً دسیبل است؛ پس کاهش کوچک روی کاغذ میتواند از نظر سطح صوتی معنیدار باشد.
نمودار یک مدل ممکن است در ۱ کیلوهرتز شبیه Cardioid باشد اما در فرکانسهای پایین یا بالا تغییر کند. همین تفاوت علت بخشی از رنگشدگی Off-axis است و نشان میدهد نام الگو بهتنهایی رفتار کامل میکروفن را توصیف نمیکند.
Omnidirectional
الگوی Omni از نظر ایدهآل به صدا از همهٔ جهتها حساس است. در عمل، بدنه و اندازهٔ میکروفن بهویژه در فرکانسهای بالا بر پاسخ زاویهای اثر میگذارند. Omni میتواند صدای بازتر و سهم بیشتری از اتاق ثبت کند.
این الگو در اتاق خوشصدا، ضبط گروه، Ambience و منابعی که در چند جهت تابش دارند مفید است. در محیط پرنویز یا نزدیک مانیتور صحنه، نبود ناحیهٔ Reject عمیق کنترل Bleed و Feedback را دشوارتر میکند.
Cardioid
Cardioid بیشترین حساسیت را در جلو و کمترین حساسیت را نزدیک پشت میکروفن دارد. این الگو برای جداسازی منبع اصلی از صدای اتاق یا منابع پشت میکروفن رایج است و نقطهٔ شروع مناسبی برای وکال، ساز و اجرای زنده به شمار میرود.
قرار دادن منبع ناخواسته دقیقاً پشت میکروفن میتواند از Reject عقب استفاده کند، اما نتیجه به فرکانس وابسته است. چرخاندن میکروفن گاهی بیش از جابهجا کردن آن، نسبت منبع اصلی به Bleed را بهتر میکند.
Supercardioid
Supercardioid پوشش جلویی باریکتری از Cardioid دارد و در عوض یک Lobe حساسیت در پشت ایجاد میکند. طبق راهنمای Shure، زاویهٔ پوشش معمول آن حدود ۱۱۵ درجه و نواحی کمحساس نزدیک ۱۲۵ تا ۱۲۶ درجهاند.
این الگو میتواند جداسازی جانبی بیشتری بدهد، اما قرار دادن مانیتور دقیقاً پشت میکروفن تصمیم مناسبی نیست؛ چون Lobe عقب صدا را دریافت میکند.
Hypercardioid
Hypercardioid پوشش جلویی باز هم باریکتر و Lobe عقب بزرگتری نسبت به Supercardioid دارد. راهنمای Shure زاویهٔ پوشش معمول را حدود ۱۰۵ درجه و ناحیهٔ کمحساس را نزدیک ۱۱۰ درجه ذکر میکند.
کاربر باید محور میکروفن را دقیقتر به سمت منبع نگه دارد. این الگو در جداسازی منابع نزدیک مفید است، اما حرکت خواننده یا ساز میتواند تغییر سطح و رنگ بیشتری ایجاد کند.
Figure-8
Figure-8 یا Bidirectional به جلو و پشت حساس و در دو طرف کمحساس است. این الگو در برخی میکروفنهای ریبون بهطور طبیعی و در بسیاری از کاندنسرهای چندالگویی به کمک ترکیب سیگنال دیافراگمها ایجاد میشود.
کاربردهای آن شامل ضبط دو منبع روبهروی هم، استفاده از Nullهای جانبی برای Reject و تکنیکهای Mid/Side و Blumlein است. صدای پشت میکروفن نیز عمداً ثبت میشود و باید کیفیت اتاق در آن جهت کنترل شود.
Lobar و Shotgun
میکروفن Shotgun با لولهٔ تداخل، الگوی Lobar ایجاد میکند. این طراحی جهتگیری فرکانسهای میانی و بالا را افزایش میدهد، اما از نظر دریافت صدا «زوم» نمیکند و جای فاصلهگذاری مناسب را نمیگیرد.
بازتابهای نزدیک و محیطهای داخلی نامناسب میتوانند وارد شکافهای لوله شوند و رنگشدگی ایجاد کنند. برای دیالوگ داخلی، گاهی میکروفن جهتدار کوتاهتر یا Hypercardioid نتیجهٔ طبیعیتری میدهد.
On-axis و Off-axis
On-axis به صدایی گفته میشود که در امتداد محور اصلی میکروفن میرسد؛ Off-axis از زاویههای دیگر وارد میشود. Off-axis فقط سطح پایینتری ندارد و ممکن است توازن فرکانسی متفاوتی نیز داشته باشد.
هنگام میکروفنگذاری، محور را به سمت بخش مطلوب منبع و Null را به سمت صدای ناخواسته قرار دهید. سپس با شنیدن Solo و Mix کامل، زاویه را در چند مرحلهٔ کوچک تغییر دهید.
افکت مجاورت
در میکروفنهای Pressure-gradient جهتدار، نزدیک شدن به منبع معمولاً پاسخ Bass را افزایش میدهد. شدت این Proximity Effect به مدل، الگو و فاصله وابسته است. Omni فشارمحور در حالت ایدهآل این رفتار را ندارد.
افکت مجاورت میتواند برای پرحجمتر کردن وکال یا ساز مفید باشد، اما حرکت اجراکننده رنگ صدا را ناپایدار میکند. فاصله، Pop Filter و Low-cut باید بر اساس نتیجه تنظیم شوند.
جایگذاری مانیتور صحنه
برای Cardioid، مانیتور Wedge معمولاً در جهت پشت میکروفن قرار میگیرد. برای Supercardioid و Hypercardioid، مانیتور باید به نواحی کمحساس مایل منتقل شود و نه در امتداد Lobe عقب. زاویهٔ دقیق از نمودار همان میکروفن به دست میآید.
Gain Before Feedback فقط به الگوی قطبی وابسته نیست؛ فاصلهٔ خواننده، جهت اسپیکر، EQ، آکوستیک صحنه و تعداد میکروفنهای باز نیز مؤثرند.
کاربرد در تکنیکهای استریو
در Mid/Side، یک میکروفن Mid رو به منبع و یک Figure-8 به طرفین قرار میگیرد. پس از کپی و معکوس کردن قطبیت مسیر Side، مقدار Side پهنای استریو را تعیین میکند. سازگاری Mono باید همواره بررسی شود.
Blumlein از دو میکروفن Figure-8 هممکان با زاویهٔ ۹۰ درجه استفاده میکند و سهم قابلتوجهی از اتاق را میگیرد. XY معمولاً از دو میکروفن Cardioid هممکان استفاده میکند و کنترل بیشتری بر صدای پشت دارد.
چکلیست انتخاب
- نمودار قطبی را در چند فرکانس بررسی کنید، نه فقط نام الگو را.
- منبع اصلی، نویزها، بازتابها و مانیتورها را روی یک نقشهٔ ساده مشخص کنید.
- محور اصلی را به سمت صدای مطلوب و Nullها را به سمت منابع ناخواسته بگیرید.
- برای الگوهای جهتدار، تغییر Bass ناشی از فاصله را آزمایش کنید.
- نتیجه را هم در Solo و هم در Mix و حالت Mono بشنوید.
هیچ الگوی قطبی برای همهٔ موقعیتها بهترین نیست. انتخاب درست زمانی انجام میشود که جهت منبع، کیفیت اتاق، میزان Bleed، خطر Feedback و هدف صوتی با رفتار واقعی همان میکروفن هماهنگ باشند.