چگونه James Hetfield در تماس تصویریاش با Lars Ulrich طولانیترین آهنگ متالیکا را نوشت؟
قطعهٔ Inamorata با زمان بیش از ۱۱ دقیقه، طولانیترین ترانهٔ منتشرشده در کارنامهٔ متالیکا است. جیمز هتفیلد و لارس اولریک در گفتوگویی با زین لو توضیح دادند که جرقهٔ اولیهٔ این قطعه نه در یک جلسهٔ رسمی استودیویی، بلکه هنگام یک تماس تصویری و از دل بداههنوازی شکل گرفت.
این روایت، تصویری روشن از فرایند ترانهسازی متالیکا ارائه میدهد: ایدهای ساده به کمک آزمون مداوم ریفها، انتخاب دقیق بخشهای مؤثر و همکاری نزدیک اعضای گروه، به قطعهای بلند و چندبخشی تبدیل شد.
جرقهٔ Inamorata در یک تماس تصویری
هتفیلد در مصاحبه با زین لو گفت تماس تصویری او و اولریک در ابتدا حالوهوایی معمولی و کمانرژی داشت. آنها برای بیرونآمدن از این وضعیت تصمیم گرفتند ساز بزنند. چند ریف آزمایشی کافی بود تا ایدهای توجه هر دو را جلب کند و مسیر جلسه کاملاً تغییر کند.
این اتفاق یادآوری میکند که برای آغاز یک قطعه همیشه به برنامهای مفصل نیاز نیست. ثبت سریع یک ایده، ادامهدادن بداههنوازی و گوشدادن دقیق به واکنش همکار میتواند مادهٔ اولیهٔ یک تنظیم کامل را فراهم کند.
هتفیلد این تجربه را بهعنوان لحظهای توصیف کرد که بیحوصلگی جای خود را به ساززدن داد و در نهایت به شکلگیری یکی از حماسیترین قطعات گروه انجامید.
ردپای Black Sabbath و Tony Iommi
اعضای متالیکا هرگز تأثیر Black Sabbath و بهویژه تونی آیومی را بر زبان ریفنویسی خود پنهان نکردهاند. هتفیلد نیز در این گفتوگو پذیرفت که چنین تأثیرهایی گاهی آگاهانه و گاهی ناخودآگاه در موسیقی گروه ظاهر میشوند.
بااینحال، شباهت سبکی الزاماً به معنای کپیکردن نیست. وزن ریف، فاصلههای موسیقایی، رنگ صدای گیتار الکتریک و شیوهٔ حرکت در بخشهای مختلف میتوانند یادآور یک سنت موسیقایی باشند، در حالی که تنظیم و روایت نهایی هویت مستقل خود را حفظ میکند.
نقش Lars Ulrich در انتخاب و گسترش ریفها
در روش کاری متالیکا، هتفیلد معمولاً مجموعهای از ریفها را ارائه میکند و اولریک در تشخیص ریفهای مؤثر، پیشنهاد ترتیب بخشها و ساختن فرم نقش پررنگی دارد. طبق روایت این دو، هنگام تماس تصویری نیز هتفیلد چند ایده را نواخت و اولریک از او خواست بعضی ریفها را تکرار کند.
اولریک توضیح داد که گروه از ابتدا قصد ساخت قطعهای ۱۱ دقیقهای نداشت. هر بخش، امکان ادامهدادن ایده و افزودن قسمت بعدی را ایجاد میکرد. همین زنجیرهٔ تصمیمهای کوچک، قطعه را به فرمی طولانی و چندمرحلهای رساند.
به گفتهٔ اولریک، یکی از ریفها از همان اجرای نخست با بقیه تفاوت داشت و همین ویژگی باعث شد به هستهٔ اصلی قطعه تبدیل شود.
بحث گام قطعه و روایت Greg Fidelman
گرگ فیدلمن، تهیهکنندهٔ آلبوم 72 Seasons، در گفتوگویی با Total Guitar دربارهٔ انتخاب گام و آزمودن انتقال قطعه به محدودههای مختلف صحبت کرده بود. نکتهٔ مهم در روایت او این است که پایینتر بردن گام همیشه صدایی سنگینتر ایجاد نمیکند؛ رجیستر ساز، رنگ هارمونیک و تناسب خط ملودی با ریف باید در کنار هم سنجیده شوند.
گروه چند امکان را امتحان کرد، اما در نهایت به محدودهای بازگشت که ایدهٔ اولیه در آن طبیعیتر شنیده میشد. این تصمیم نمونهای عملی از برتری نتیجهٔ شنیداری بر یک قاعدهٔ ازپیشتعیینشده است: اگر انتقال گام انرژی یا شخصیت ریف را کم کند، انتخاب ظاهراً نامتعارف میتواند گزینهٔ بهتری باشد.
از بداههنوازی تا قطعهای ۱۱ دقیقهای
طول زیاد Inamorata حاصل کشدادن یک ایدهٔ کوتاه نیست. قطعه با تغییر دینامیک، جابهجایی میان ریفها، بخش میانی آرامتر و بازگشت تدریجی انرژی، مسیر مشخصی را طی میکند. چنین ساختاری تنها زمانی کار میکند که هر بخش نقش روشنی در حرکت کلی موسیقی داشته باشد.
فرایند شکلگیری قطعه را میتوان در سه گام خلاصه کرد:
- ثبت بدون قضاوت ریفهای بداهه و مشخصکردن ایدهٔ برجسته؛
- تکرار، مقایسه و آزمودن ریف در گامها و چیدمانهای متفاوت؛
- ساختن فرم نهایی با کنترل تنش، سکوت، تغییر بافت و بازگشت تم اصلی.
جایگاه Inamorata در آلبوم 72 Seasons
Inamorata قطعهٔ پایانی آلبوم 72 Seasons است و مانند یک جمعبندی گسترده، بسیاری از ویژگیهای آشنای متالیکا را کنار هم قرار میدهد: ریفهای سنگین، تغییرات طولانی فرم، فضای درونگرایانه و تعامل نزدیک گیتار، گیتار بیس و درامز.
این آلبوم در سال ۲۰۲۳ از طریق Blackened Recordings منتشر شد. روایت تماس تصویری هتفیلد و اولریک نیز مربوط به گفتوگوها و برنامههای همان دوره است؛ بنابراین اشارههای نسخهٔ قدیمی مقاله به تاریخ کنسرتهای آینده، اکنون رویدادهای گذشتهاند و از متن بهروزشده حذف شدهاند.
منابع و ویدئوهای مرتبط
- بخش مرتبط از گفتوگوی Metallica با Zane Lowe
- ویدئوی مرتبط با داستان ساخت Inamorata
- اجرای رسمی Inamorata از Metallica
- ویدئوی تکمیلی دربارهٔ دورهٔ 72 Seasons
داستان Inamorata نشان میدهد که یک جلسهٔ ساده و حتی بیبرنامه، اگر با ثبت ایدهها و گفتوگوی خلاقانه همراه شود، میتواند نقطهٔ آغاز اثری بزرگ باشد. مهمتر از محل تولد ایده، توانایی تشخیص هستهٔ ارزشمند آن و ادامهدادن فرایند تا رسیدن به فرم نهایی است.