مقالات تهران ملودی / نکته و ترفندها

تجربیات کسی که پیانو را بدون خرید پیانو یاد گرفت!

تاریخ انتشار: 2021-08-19
تجربیات کسی که پیانو را بدون خرید پیانو یاد گرفت!
11 سالم بود که از مادرم خواستم در کلاس پیانو ثبت نام کنم (سال 2010). شرایط اقتصادی خوبی نداشتیم و از طرفی مادرم چند وقتی از کار برکنار شده بود. او مودبانه به من گفت: «نه». تسلیم نشدم. ابعاد پیانو را در گوگل سرچ کردم، به همان اندازه چند کاغذ به هم چسباندم و کلیدهای پیانو را روی آن ترسیم کرد. این شد پیانوی من. صدای هر نت را از طریق یک پیانوی آنلاین گوش می کردم و کلید معادلش روی پیانوی کاغذی را به همراه صدای آن در ذهنم ثبت می کردم. بعد از مدتی، با زدن کلیدهای پیانوی کاغذی، می توانستم صدای هر نت را در ذهنم بشنوم. 6 ماهی برای یادگیری گام ها و آکوردها زمان گذاشتم، بدون اینکه حتی دستم به پیانوی واقعی بخورد. وقتی مادرم دید که علاقۀ من به نوازندگی پیانو از روی هوا و هوس و گذرا نیست، مقداری پول از خانواده و دوستان قرض گرفت و پول 10 جلسه شرکت در کلاس پیانو را جور کرد. اولین جلسۀ کلاس را خوب به یاد دارم. من مدت ها با یک صدای ذهنی که از پیانوی کاغذی داشتم تمرین میکردم، وقتی برای اولین بار صدای واقعی پیانو را شنیدم، جا خوردم. معلمم سعی داشت به شیوۀ رایج کلاس های پیانو، تدریس را از نشان دادن کلید Middle C شروع کند ولی من از قبل، نواختن همۀ گام های ماژور و مینور را بلد بودم، با آکوردهای دومینانت و تونیک آشنا بودم و بحث دایرۀ پنجم ها (circle of fifths) را به خوبی می شناختم. کلاس اول را بعد از 8 جلسه تمام کردم و همزمان کلاس دوم را شروع کردم. ولی از آنجایی که پول شرکت در ادامۀ کلاس ها را نداشتم، دوباره به پیانوی کاغذی ام برگشتم و کلاس های سوم و پنجم را روی همان ادامه دادم. برای کلاس های بالاتر، رئیس مدرسۀ موسیقی ام گفت که می توانم با گرند پیانوی مدرسه تمرین کنم. برای این کار باید 5.5 صبح از خواب بیدار می شدم تا قبل از شروع کلاس، با پیانو تمرین کنم. حتی از خوردن ناهار دست می کشیدم تا کمی بیشتر پیانو تمرین کنم. بعد از مدرسه تا زمانی که سرایدار مرا بیرون نمی کرد با پیانو تمرین می کردم. خانه که می رفتم، بعد از شام، سه ساعتی به مرور آنچه در کلاس یاد گرفته بودم می کردم و بعد از آن تا 1 بامداد به صورت ذهنی تمرین می کردم. یک روز، عصر، وقتی 13 سالم بود به خانه آمدم و مادرم گفت که برایت یک سورپرایز دارم. چیزی که من انتظار داشتم، یک شکلات پرتقالی بود :) ولی سورپرایز چیز دیگری بود: یک پیانوی الکترونیکی! مادرم این پیانو را با پولی که از دوستان قرض گرفته بود خریده بود. این اولین بار بود که برای مادرم پیانو می زدم. او انتظار یک آهنگ کودکانه مثل Baa Baa Black Sheep داشت ولی چیزی که من زدم قطعۀ Elegy: In Autumn بود که حسابی مادرم را شوکه کرد. پدرم مخالف نوازندگی پیانو بود. او موسیقی را یک کار غیرحرفه ای کم سود می دانست و می خواست که پزشکی بخوانم. اتفاقاً این موضوع، عزم مرا برای یادگیری پیانو بیشتر کرد، چون پیانو راهی برای فرار از مشکلات و سختی های زندگی بود. آن زمان، مدرسۀ من، موسیقی سطح A نداشت. دنبال جایی برای شرکت در کلاس های سطح بالاتر بودم و نهایتاً مدرسۀ پورسل را برای نوازندگان جوان در هرتفوردشایر پیدا کردم، اما مشکل، هزینۀ بالای آنجا بود که سالی 30 هزار پوند آب می خورد. به پیشنهاد رئیس مدرسه، چون عضو یک خانوادۀ کم درآمد بودیم، برای گواهی Means-tested bursary اقدام کردیم. اینطوری به جای 30 هزار پوند، فقط 1000 پوند در سال پرداخت می کردیم. جلسۀ تست نوازندگی مدرسۀ پورسل که بسیار افتضاح بود. من همیشه عادت داشتم قطعات موسیقی را تحلیل کنم؛ ولی اینجا داستان چیز دیگری بود. سوالاتی مثل سازندۀ فلان اثر یا سالی که فلان قطعه نوشته شده از من پرسیده می شد و این چیزها خیلی به مذاق من خوش نبود. در آن جلسه، افراد زیادی از جاهای مختلف آمده بودند؛ از جمله کسی که اولین کنسرت را در سن 9 سالگی برگزار کرده بود. با دیدن استعدادهای مختلف، حس کردم خیلی از آن ها عقب هستم. در پورسل، دو سال با حداکثر توانم کار کردم تا توانستم پول خرید یک پیانو را جور کنم. اوایل که به مدرسۀ پورسل آمدم، همه به من می گفتند نوازندگی را خیلی دور شروع کرده ام و فاصلۀ زیادی با سطح کلاس های آنجا دارم؛ ولی بعد از ترک پورسل، جایزۀ ارشد موسیقی را گرفتم. اینجا بود که فهمیدم از هیچ کسی عقب نیستم. من اکنون در مدرسۀ گیلدهال لندن هستم. جایی که به من بورس تحصیلی پیشنهاد شد. احساس افتخار می کنم که بعد از گذشت 10 سال از آن پیانوی کاغذی، اکنون یکی از نوازندگان و مدرسان مطرح پیانو هستم. من بسیاری از تمرینات را بدون پیانو و فقط در ذهنم انجام دادم. پیانوی کاغذی، نتیجۀ کنجکاوی من در مورد موسیقی و بلوک های سازندۀ آن بود و این موضوع خیلی در یادگیری پیانو به من کمک کرد. اکنون سعی می کنم همین کنجکاوی را در هنرجوهایم نیز القا کنم.
۰۲۱-۹۱۰۰۶۷۶۷