چرا موسیقی تمرین می کنیم؟ تمرین می کنیم تا مقابل یک جمعیت چند صد نفری یا مقابل دوستان و خانواده یا حتی برای خودمان بنوازیم. بله، هدف اصلی تمرین، اجراست. اما منظور از تمرین چیست و چطور باید چطور تمرین کرد؟
در این مقاله، به بررسی شش استراتژی کمتر شناخته شدۀ یادگیری پیانو خواهیم پرداخت که اغلب افراد از انجام آن سر باز می زنند. این استراتژی ها از کم اهمیت به پر اهمیت مرتب شده اند؛ یعنی مورد آخر از همه مهم تر است. البته بر اساس سطح مهارت و تمرینات، ممکن است جای این اولویت ها عوض شود. به این نکته نیز توجه داشته باشید که لیست حاضر، تمام استراتژی ها را شامل نمی شود؛ معلم شما یا یک موزیسین دیگر ممکن است روشی به شما بگوید که در این مقاله ذکر نشده است.
ترسناک است، نه؟
این بخشی از از آهنگ مشهور دبیوسی، تحت عنوان La soirée dans Grenade است. به خوبی جزئیات زیاد در این قطعه را می توان دید. این جور آهنگ ها، تعدادشان زیاد نیست ولی تمرین خوبی برای تحلیل جزئیات هستند. بعلاوه وقتی با تحلیلی در این سطح سراغ آهنگ هایی که به صورت معمولی سخت هستند می روید، ساده دیده می شوند. قبل از بررسی جزئیات مختلف قطعه، سعی کنید ابتدا یکبار خودتان آن را بزنید. با یک هایلایتر یا یک مداد، قسمت های ساده را علامت بزنید تا در هنگام تمرین وقفه ایجاد نشود و هر جایی گیر کردید، کار را از جای دیگری ادامه دهید.
دومین بخش اجرای علائم داینامیک و آرتیکولاسیون است. دقت کرده اید معلم شما چقدر در اجرای جزئیات، حساسیت به خرج می دهد؟ دلیلش این است که بخش زیادی از احساس آهنگ، در گرو رعایت دقیق داینامیک و آرتیکولاسیون است. برای یک اجرای عالی، جزئیات را با تأکید بیشتری اجرا کنید؛ مثلاً بلند را بلندتر بزنید، اسکاتو را کوتاه تر، لگاتو را نرم تر. با اجرای قوی تر داینامیک و آرتیکولاسیون، تشخیص تفاوت ها، آسان تر می شود. در انتها بعد از تسلط روی جزئیات آهنگ، برگردید و کل آهنگ را با اعتماد به نفس بالا بزنید.
آیا توانستید انگشت گذاری کنید؟ گاهی سخت بودن یک قطعه، دلیلش ضعیف بودن تکنیک نوازندگی نیست. گاهی، این ماهیت خودِ قطعه و خلاقیت بالا در استفاده از پاساژها است که به خاطر نیاز به انگشت گذاری های خاص، نواختن قطعه را دشوار می کنند. تمرین قطعات باخ، روش خوبی برای تقویت حافظۀ عضلات و بهبود مهارت انگشت گذاری است.
حال همان پاساژ را با لحاظ کردن شمارۀ انگشت ها می بینید:
اگرچه در بیشتر موارد، به روش های مختلفی می توان انگشت گذاری کرد ولی گاهی محدودۀ انتخاب ها بسیار کم بوده و تنها با پیروی از یک شیوۀ درست می توان قطعه را درست اجرا کرد. در تصویر بالا، فلش ها، جاهایی را نشان می دهد که نوازنده باید دقتِ بیشتری در انتخاب انگشتِ درست به خرج دهد. رنگ نارنجی، حرکات نسبتاً نامعمول انگشتان دست و رنگ قرمز، قسمت های واقعاً غیرمعمول را نشان می دهد. دوایر، بیانگر سوئیچ سریع انگشت هاست. رنگ آبی، منطقه ای است که در آن دست چپ، ابتدای پاساژی را اجرا کند که در نگاه اول جزوی از پاساژ دست راست دیده می شود؛ در حالی که اینطور نیست.
در بیشتر موارد، انگشت گذاری به استایل قطعۀ تمرینی وابسته است. در موسیقی باخ، معمولاً باید در حین نگه داشتن یک نت روی یک دست باید با انگشت های دیگرِ آن دست، نت های دیگر را بزنید و در بیشتر موارد برای اجرای صحیح این قطعات حتماً باید از همین شیوه پیروی کنید. به عبارت دیگر، باید آنقدر حافظۀ انگشتان خود را تقویت کنید که بدون فکر کردن به شمارۀ انگشت، جایگاه درست را در کوتاه ترین زمان ممکن تشخیص دهید. حتی در مواردی که این روش انگشت گذاری نیاز نیست، باز هم با مهارت بیشتری می توانید قطعات مختلف را اجرا کنید.
شمارۀ انگشت ها را حذف کرده ایم تا نتها بهتر دیده شوند. آیا بدون توجه به نت ها می توانید بفهمید قطعه از چند بخش تشکیل شده است؟ پرسیدن این نوع سوالات قبل از شروع تمرین، کمک می کند تا قطعه را به بخش های مناسب تقسیم کنید. در تصویر پایین، بخش های مختلفی که در هر یک، دست ها باید موقعیت جدیدی بگیرند، مشخص شده است.
بعد از تقطیع قطعه، می توانید از تکنیک ها و روش هایی که یاد گرفته اید استفاده کنید. برای شکستن یک قطعه راه های مختلفی وجود دارد. می توانید قسمت های مربوط به هر دست را جدا اجرا کنید یا میزان به میزان تمرین کنید. افراد مبتدی با تقسیم میزان ها به دسته های یکی، دو تایی و سپس سه تایی و … می توانند پیشرفت کنند. هدف از این تکنیک، اجرای هر قسمت با تمپوی درست نیست؛ بلکه هدف اجرای صحیح نت های هر دسته است. این تکنیک معمولاً همراه است با تکنیک آرام نواختن که در ادامه توضیح می دهیم.
زیاد گوش کنید
احتمالاً از خودتان می پرسید، گوش دادن چه ربطی به تمرین دارد؟ آخرین باری که به یک قطعۀ سولو از پیانو گوش دادید کی بود؟ یا اصلاً آخرین باری که به یک سولوی پیانو از قطعه ای غیر تمرینی گوش دادید کی بود؟ به جز تعداد معدودی، بقیه چیزی یادشان نمی آید. گوش دادن، تمرین بسیار مهمی برای تقویت مهارت نوازندگی است. تمام موزیسین های بزرگ در یک خصوصیت با هم مشترکند: اشباع موسیقیایی. این افراد با موسیقی می خورند، با موسیقی می نوشند و با موسیقی نفس می کشند. در واقع آن ها با موسیقی زندگی می کنند. حتی در ساعات غیر تمرین، به انواع ملودی ها، هارمونی ها و ریتم های مختلف گوش می کنند. شما نیز برای اشباع شدن از موسیقی، هر روز و هر زمان موسیقی گوش کنید. نیازی نیست که دقیق گوش کنید، همین که یک آهنگی پخش شود کافی است. این کار در ظاهر بی اثر است ولی در باطن تاثیر مطلوبی در ضمیر ناخودآگاه شما دارد. برای گوش دادن آهنگ به چند نکته دقت کنید: اولاً، از هر موقعیتی برای گوش دادن به موسیقی استفاده کنید. حین نظافت منزل، حین شست و شوی ظروف، موقعی که سوار تاکسی یا مترو می شوید. وقتی آشپزی می کنید، در صف نانوایی و … . خلاصه هر زمان که می توانید، آهنگ گوش کنید. اگرچه دقیق گوش کردن مهم است ولی پخش آهنگ بدون توجه دقیق به آن نیز اثرات مخصوص خود را دارد. دوماً، بیشتر به چیزهایی گوش کنید که مطابق تم تمرینی شماست. مثلاً گوش کردن به آهنگ های بیتلز، هیچ کمکی به نواختن آهنگ های چوپین نمی کند. می توانید آهنگ هایی در یک استایل مشخص ولی ژانر یا تم متفاوت گوش کنید. مثلاً اگر سوناتای موزارت تمرین می کنید، بقیۀ سوناتاهای او را گوش کنید؛ همچنین سمفونی ها، اپرا و آهنگ های چمپر. حتی می توانید آثار سایر هنرمندانِ آن عصر در استایل مشابه را گوش کنید. دبوسی تمرین می کنید؟ قطعاتی از موریس راول یا گوستاو مالر گوش کنید؛ چون رگه هایی از آهنگ های دبوسی در آن هست. سوماً، اجراهای متفاوت از قطعۀ تمرینی تان را گوش کنید. تنوع اجراها برای یک قطعۀ واحد، حیرت انگیز است. حتی برخی از قطعات قدیمی به جز پیانو با کیبورد هم اجرا شده که گوش کردن به آن ها، خالی از لطف نیست. به عنوان مثال، برخی از قطعات باخ با هارپسیکورد نواخته شده که تجربۀ متفاوتی از نوازندگی است. تعدادی از این آهنگ ها:Bach: Prelude and Fugue in F minor, Well-Tempered Clavier, Bk. II, BWV 881
Mozart: Fantasia No. 4 in C minor, K. 475
Beethoven: Sonata No. 30 in E major, Op. 109
Chopin: Sonata No. 3 in B minor, Op. 58
Clara Schumann: Drei Romanzen, Op. 21
Brahms: Intermezzo in A minor, Op. 116, No. 2
Debussy: Reflets dan L’eau, Images, Bk. I
Boulanger: Trois morceaux pour piano
Shostakovich: Prelude and Fugue No. 2 in A minor
Ligeti: Étude No. 13, L’escalier du diable (The Devil’s Staircase)
روی جزئیات تمرکز کنید
وقتی صحبت از دقت می شود، باید به همه چیز، فورته و آرتیکولاسیون و علائم خطوط توجه کنید؛ خلاصه به هر چیزی که در نواختن قطعه مهم است. فرق اجرای یک نوازندۀ مبتدی و حرفه ای در توجه به همین جزئیات است. این موضوع به دو بخش تقسیم می شود: شناسایی و اجرا. شناسایی یعنی توانایی تشخیص آرتیکولاسیون و داینامیک. این موضوع برای قطعاتی مملو از علائم داینامیک و آرتیکولاسیون واقعاً دشوار و چالش برانگیز است. تا الان برایتان پیش آمده که موقع اجرای سوناتای هایدن، معلمتان به خاطر رعایت نکردن برخی از علائم داینامیک، خم به ابرو بیاورد؟ در واقع، پرداختن به این جزئیات، آن هم در شرایطی که حواستان به نواختن درستِ نت هاست، خود یک مکافات عظمی است. به همین دلیل، پرداختن به جزئیات را نباید به تعویق انداخت و آن را باید بخشی از فرایند یادگیری در نظر گرفت. بخشی از یک آهنگ، سرشار از این جزئیات:
ترسناک است، نه؟
این بخشی از از آهنگ مشهور دبیوسی، تحت عنوان La soirée dans Grenade است. به خوبی جزئیات زیاد در این قطعه را می توان دید. این جور آهنگ ها، تعدادشان زیاد نیست ولی تمرین خوبی برای تحلیل جزئیات هستند. بعلاوه وقتی با تحلیلی در این سطح سراغ آهنگ هایی که به صورت معمولی سخت هستند می روید، ساده دیده می شوند. قبل از بررسی جزئیات مختلف قطعه، سعی کنید ابتدا یکبار خودتان آن را بزنید. با یک هایلایتر یا یک مداد، قسمت های ساده را علامت بزنید تا در هنگام تمرین وقفه ایجاد نشود و هر جایی گیر کردید، کار را از جای دیگری ادامه دهید.
دومین بخش اجرای علائم داینامیک و آرتیکولاسیون است. دقت کرده اید معلم شما چقدر در اجرای جزئیات، حساسیت به خرج می دهد؟ دلیلش این است که بخش زیادی از احساس آهنگ، در گرو رعایت دقیق داینامیک و آرتیکولاسیون است. برای یک اجرای عالی، جزئیات را با تأکید بیشتری اجرا کنید؛ مثلاً بلند را بلندتر بزنید، اسکاتو را کوتاه تر، لگاتو را نرم تر. با اجرای قوی تر داینامیک و آرتیکولاسیون، تشخیص تفاوت ها، آسان تر می شود. در انتها بعد از تسلط روی جزئیات آهنگ، برگردید و کل آهنگ را با اعتماد به نفس بالا بزنید.
https://www.youtube.com/watch?v=n0tmdq0qBCU
انگشت گذاری
بله، آن اعداد بالای نت ها مهم هستند. یکی از رایج ترین نقص ها در آموزش های مقدماتی پیانو، اتکای زیاد به موقعیت انگشت ها است. به عبارتی، قطعاتی انتخاب می شود که نیازی به حرکت های پیچیدۀ انگشت مثل تکنیک ضربدری، جهش سریع و گسترش انگشت ها در یک فاصلۀ زیاد ندارند. اشکال این روش این است که هنرجوها به روش های ساده عادت می کنند. زمان زیادی، صرف یادگیری موقعیت انگشت ها و ارتباط آن با نت ها می شود. این کار آنقدر تکرار می شود که شمارۀ انگشت و نام نت ها ملکۀ ذهن شود. نمی گوییم این روش خوب نیست ولی خلاقیت را از نوازنده می گیرد. با رسیدن به سطح متوسط و بهبود مهارت نت خوانی، قطعات جدید را به صورت ناخودآگاه با صدا و فرم صحیح اجرا می کنید. این طبیعی است و البته ارزشمند؛ ولی مشکل اینجاست که بسیاری از پیانیست با این روش ها نمی توانند به جایگاهی برسند که هنگام اجرای قطعه، انگشتان خود را به رقص در آورند. این سمفونی شمارۀ 1 باخ است. قبل از بررسی آن، یکبار گوش کنید:Listening Link: Bach: Sinfonia No. 1 in C major, BWV 787
چیزی که در این قطعۀ نسبتاً ملایم دیده نمی شود، غلبه بر محدودیت انگشتان و استفاده از تکنیک های مخصوص انگشت گذاری است که با نگاهی گذرا به نت آهنگ، می توان متوجه آن شد. قبل از نمایش شمارۀ انگشت ها، ببینید با روش انگشت گذاری مرسوم می توانید این قطعه را بنوازید.
آیا توانستید انگشت گذاری کنید؟ گاهی سخت بودن یک قطعه، دلیلش ضعیف بودن تکنیک نوازندگی نیست. گاهی، این ماهیت خودِ قطعه و خلاقیت بالا در استفاده از پاساژها است که به خاطر نیاز به انگشت گذاری های خاص، نواختن قطعه را دشوار می کنند. تمرین قطعات باخ، روش خوبی برای تقویت حافظۀ عضلات و بهبود مهارت انگشت گذاری است.
حال همان پاساژ را با لحاظ کردن شمارۀ انگشت ها می بینید:
اگرچه در بیشتر موارد، به روش های مختلفی می توان انگشت گذاری کرد ولی گاهی محدودۀ انتخاب ها بسیار کم بوده و تنها با پیروی از یک شیوۀ درست می توان قطعه را درست اجرا کرد. در تصویر بالا، فلش ها، جاهایی را نشان می دهد که نوازنده باید دقتِ بیشتری در انتخاب انگشتِ درست به خرج دهد. رنگ نارنجی، حرکات نسبتاً نامعمول انگشتان دست و رنگ قرمز، قسمت های واقعاً غیرمعمول را نشان می دهد. دوایر، بیانگر سوئیچ سریع انگشت هاست. رنگ آبی، منطقه ای است که در آن دست چپ، ابتدای پاساژی را اجرا کند که در نگاه اول جزوی از پاساژ دست راست دیده می شود؛ در حالی که اینطور نیست.
در بیشتر موارد، انگشت گذاری به استایل قطعۀ تمرینی وابسته است. در موسیقی باخ، معمولاً باید در حین نگه داشتن یک نت روی یک دست باید با انگشت های دیگرِ آن دست، نت های دیگر را بزنید و در بیشتر موارد برای اجرای صحیح این قطعات حتماً باید از همین شیوه پیروی کنید. به عبارت دیگر، باید آنقدر حافظۀ انگشتان خود را تقویت کنید که بدون فکر کردن به شمارۀ انگشت، جایگاه درست را در کوتاه ترین زمان ممکن تشخیص دهید. حتی در مواردی که این روش انگشت گذاری نیاز نیست، باز هم با مهارت بیشتری می توانید قطعات مختلف را اجرا کنید.
با ضرب درست تمرین کنید
تقریباً هر آهنگی نتیجۀ اجرای درست ضرب ها است. ضرب می تواند انعطاف داشته باشد، می تواند طولانی باشد، تاخیر داشته باشد، آنقدر کوتاه باشد که انگار اصلاً وجود ندارد. ولی هر چه باشد، جزوی از قطعه است. تمرین با ضرب نادرست، اشکال عمدۀ بسیاری از نوازنده هاست. همه چیز را درست اجرا می کنند ولی در زمان بندی ها و اجرای درست بیت ها دقت لازم را ندارند. بسیاری از هنرجوها بر این عقیده اند که ذهن ما نمی تواند، تا این حد دقیق، سر ضرب بنوازد. تا زمانی که مهارت کافی را در این راه کسب نکرده اید، حرفتان درست است؛ ولی با تمرین زیاد و تلاش برای اجرای درست آهنگ، به مرور ذهن خودش را به زمان بندی درست عادت می دهد. اولین باری که یک قطعه را بارها و بارها نواختید تا بتوانید به موفقیت برسید را به خاطر دارید؟ ناگهان سرعت و یکنواختی اجرا از دست شما خارج می شد و نمی توانستید قطعه را درست اجرا کنید. این به دلیل تمرین با سرعت بالاست (که در قسمت بعدی در موردش صحبت می کنیم). بسیاری از هنرجوها، در تمرینات خود عجله می کنند و به زمان بندی درست و اجرا سر ضرب اهیمت نمی دهند. این موضوع باعث بر هم خوردن ریتم و مشکلات عدیدۀ دیگر می شود. بهترین روش برای غلبه بر این محدودیت، استفاده از مترونوم است. اگرچه ممکن است در ضرورت استفاده از این وسیله مردد باشید ولی باید بدانید که تنها و موثرترین روش برای اجرا سر ضرب استفاده از مترونوم است. این دستگاه خیالتان را از بابت ضرب ها راحت می کند و ذهن شما را برای تمرکز روی قسمت های دیگر آزاد می کند. در مورد سرعت مترونوم جلوتر توضیح می دهیم؛ ولی این موضوع اهمیت چندانی ندارد. همین که بتوانید هماهنگ با دستگاه نوازندگی کنید، بخش زیادی از مشکلات حل می شود. اگر علاقه ای به استفاده از مترونوم ندارید، با صدای بلند بشمارید. یعنی همزمان با شمارش، نت ها را اجرا کنید. به خاطر داشته باشید که فارغ از ابزار، با سرعتی این کار را انجام دهید که همه چیز در کنترل شما باشد. هر زمان احساس کردید که از مترونوم عقب افتادید یعنی سرعت تان مناسب نیست.ریز کردن مسئله
برای یادگیری موسیقی، ابزارها، ترفندها و نکات زیادی وجود دارد که باعث تسریع فرایند یادگیری می شوند. با این حال، در تمرینات، به ندرت از این ابزارها استفاده می کنند. بیشتر افراد دوست دارند یک موسیقی طولانی و پیچیده را جلوی خود بگذارند و آن را آنقدر تکرار کنند تا از پس آن برآیند. این کار اشتباه است و حتی اگر شدنی باشد، زمان زیادی می گیرد. یادگیری چیزهای سخت و بزرگ سخت تر از یادگیری چیزهای کوچک است. اینکه بخواهید تعداد زیادی نت را یکباره و پشت سر هم اجرا کنید، به شدت زمان بر و دشوار است. راهش چیست؟ تقسیم قطعات پیچیده به قسمت های ساده تر. مسائل بزرگ را آنقدر به مسائل کوچکتر بشکنید تا از عهدۀ حل آن برآیید. مثلا در تصویر پایین 8 میزان ابتدایی از سوناتای شمارۀ 9 بتهوون در گام E Major را می بینید:
شمارۀ انگشت ها را حذف کرده ایم تا نتها بهتر دیده شوند. آیا بدون توجه به نت ها می توانید بفهمید قطعه از چند بخش تشکیل شده است؟ پرسیدن این نوع سوالات قبل از شروع تمرین، کمک می کند تا قطعه را به بخش های مناسب تقسیم کنید. در تصویر پایین، بخش های مختلفی که در هر یک، دست ها باید موقعیت جدیدی بگیرند، مشخص شده است.
بعد از تقطیع قطعه، می توانید از تکنیک ها و روش هایی که یاد گرفته اید استفاده کنید. برای شکستن یک قطعه راه های مختلفی وجود دارد. می توانید قسمت های مربوط به هر دست را جدا اجرا کنید یا میزان به میزان تمرین کنید. افراد مبتدی با تقسیم میزان ها به دسته های یکی، دو تایی و سپس سه تایی و … می توانند پیشرفت کنند. هدف از این تکنیک، اجرای هر قسمت با تمپوی درست نیست؛ بلکه هدف اجرای صحیح نت های هر دسته است. این تکنیک معمولاً همراه است با تکنیک آرام نواختن که در ادامه توضیح می دهیم.
آرام نواختن
طی سال ها تدریس پیانو، بزرگترین مشکل هنرجوها را عجول بودن آن ها می دانم. علاقۀ زیادی دارند که آهنگ را با سرعت بالا بنوازند و اغلب نتیجۀ آن اشتباهات فراوان و تقویت عادت های بد است. مسلماً برای سریع نواختن باید تلاش کرد؛ ولی باید ببینید که در چه سرعتی می توانید درست بنوازید؟ حتی پیانیست های حرفه ای سر این مسئله تمپو مشکل دارند؛ ولی این باعث نمی شود که آن ها از تکنیک آرام نواختن برای بهبود سرعت نوازندگی خود استفاده نکنند. خوشبختانه روش های زیادی برای کاهش سرعت نوازندگی وجود دارد. اولین چیزی که باید به آن دقت کنید میزان توانایی شما در سریع نواختن است. هیچگاه سعی نکنید با سرعتی خارج از کنترلتان بنوازید. در اینجا نیز مترونوم وسیلۀ خوبی برای کنترل سرعت نوازندگی است. چرا می گوییم از مترونوم استفاده کنید؟ چون شما خودتان نمی توانید کنترل دقیقی روی سرعت نواختن داشته باشید. ممکن است لحظاتی دوباره از دستتتان در برود و به سریع نواختن رو بیاورید. مترونوم در این مواقع شما را از ناهماهنگی های به وجود آمده مطلع می کند. در این روش، ابتدا سعی کنید با تمپوی اصلی آهنگ، قطعه را بنوازید. اگر دچار اشتباهاتی مثل تشخیص نت ها، رعایت نکردن آرتیکولاسیون و علائم داینامیکی و غیره شدید یعنی تمپو از توان شما بالاتر است، کمی سرعت را کاهش دهید، دوباره تلاش کنید، اگر موفق شدید هر قسمت را تا سه بار با تمپوی درست اجرا کنید می توانید سرعت را کمی افزایش دهید. افزایش سرعت، بسته به قسمت های مختلف قطعه می تواند فرق داشته باشد؛ مثلاً اگر یکی دو میزان را با سرعتی متوسط اجرا کردید و میزانی را با سرعت پایین، باید سعی کنید سرعت آن میزانی که پایین اجرا شده را با تمرین زیاد به سرعت دو میزان قبلی برسانید. این کار را باید آنقدر تکرار کنید که آهنگ اصلی را با تمپویی نزدیک به تمپوی اصلی یا حتی مشابه آن اجرا کنید. در این روش مهم ترین نکته این است که هر جایی به صورت پیاپی با اشتباهی مواجه شدید، سرعت را پایین بیاورید. به خاطر داشته باشید که کاهش سرعت یک استراتژی تمرینی است و شما باید هدفتان رسیدن به تمپوی قطعۀ اصلی باشد. همۀ آهنگ ها به یک اندازه سخت نیستند. برخی از آهنگ ه، قسمت ها سخت و آسان را در کنار هم دارند. ما باید تلاش کنیم قسمت های آسان تر را با سرعت بیشتر و قسمت های سخت تر را آرام تر بنوازیم. ولی به این موضوع توجه داشته باشید که هیچ قسمتی از آهنگ را سریع تر از قسمت های سخت آن اجرا نکنید. برای مثال در یک محدودۀ 4 میزانی، هر میزان را با سرعتی هماهنگ با سرعت سخت ترین میزان اجرا کنید. در واقع، سه استراتژی آخر، اجرا با ضربِ درست، شکستن مسئله و آرام نواختن، یک هرم طلایی برای حل اغلب مشکلات نوازندگی تشکیل می دهند. معمولاً با همراه کردن یکی از این استراتژی ها در فرایند تمرین، می توانید از بسیاری از چالش های موجود دور بمانید. من هر وقت مشکلی در شاگردان خود می بینم اولین پیشنهادم ریز کردن مسئله و آرام نواختن است.نتیجه گیری
تمرین، لازمۀ آموختن موسیقی است. کمتر کسی می خواهد این کار را انجام دهد ولی همۀ افراد برای بهبود سطح توانایی های خود ناچار به انجام آن هستند. خوشبختانه برای تمرین پیانو، راهکارها و استراتژی های زیادی وجود دارد که می تواند به فرایند یادگیری شما کمک کند و متأسفانه بسیاری از ماها با اینکه از این استراتژی ها مطلع هستیم ولی آن ها را نادیده می گیریم. نتیجه اش نا امیدی از یادگیری موسیقی و بی اثر شدن تمرینات است. امیدواریم این مقاله، دیدگاه جدیدی برای یادگیری هرچه بهتر پیانو ارائه کرده باشد.
#پیانو
#نوازندگی
#ساز