۹ روش برای این که مطمئن شوید آهنگ تان مخاطب را به یک سفر موسیقایی می برد
تاریخ انتشار:
2019-09-04
تصور کنید در ماشین تان در حال رانندگی هستید و به رادیو گوش می دهید. موزیکی پخش می شود که شما تابحال آن را نشنیده اید. تا مدتی به آن گوش می کنید اما بعد از تکرار شدن چند بخش از آن شما الگوی موزیک را تشخیص می دهید و دقیقا می دانید که موزیک به چه سمتی حرکت می کند و قرار است چه چیزی بشنوید. سپس به قسمت chorus (ترجیع بند) می رسید و می بینید این موزیک حوصله تان را سر برده است. پس از پایان اولین chorus از شنیدن مکرر نت هایی که دائما تکرار می شوند خسته شده اید.
پس موزیک را عوض می کنید...
زمان بسیار با ارزش است و هیچکس نمی خواهد وقتش تلف شود. پس اگر قرار است مخاطب شما وقت و توجه اش را به شما بدهد، شما باید کاری کنید که این وقت و توجه ارزشش را داشته باشد.
به عنوان یک آهنگساز یا تنظیم کننده، کارهای بسیاری می توانید انجام دهید تا توجه شنونده به شما جلب شود. در این مقاله ما به ۹ روش اشاره می کنیم که با انجام آن ها می توانید مطمئن باشید که آهنگ شما در طول زمان حرکت کرده و شنونده هایتان را به یک سفر لذت بخش می برد.
همان طور که می بینید و می شنوید، اگرچه این آهنگ سازبندی پیچیده ای ندارد اما به شکل موفقی در طول زمان رشد می کند و مخاطب را با خودش همراه می سازد. حال سوال اینجاست که آهنگسازان این قطعه چطور به چنین چیزی دست پیدا کرده اند؟ و شما چطور می توانید در پروژه ی بعدی تان این کار را انجام دهید؟
برای شروع، یک نقشه ی تصویری مانند همین چارت را برای موزیک تان بسازید. اسم قسمت های مختلف قطعه (Intro، Verse، Chorus و...) را یادداشت کنید. اگر می دانید هر قسمت قرار است چند میزان داشته باشد آن را هم به چارت اضافه کنید.
آیا از قبل می دانید قرار است از چه سازهایی استفاده کنید؟ آن ها را هم به عنوان گزینه هایتان یادداشت کنید. هرچه در این مرحله بیشتر بتوانید این نقشه را کامل کنید راه آسان تری در پروسه ی ساخت قطعه در پیش خواهید داشت.
نکته ی کلیدی: این که بتوانید تصور کنید موزیک تان در طول زمان چطور رشد می کند به شما کمک خواهد کرد نقشه ی بهتری برای پیشبرد پروسه ی ساخت قطعه تان داشتن باشید.
به آرامی موزیک را گرم کنید و مسیر آن را به سمت اولین chorus پیش ببرید. به جای این که راه آسان را انتخاب کنید و دائما المان های بیشتری اضافه کنید، سعی کنید برای دومین verse یک قدم به عقب بردارید و سپس دومین chorus را قدرتمندتر و پر انرژی تر کنید. به این شکل شما به شنونده هایتان در طول مسیر بالا پایین هایی را می دهید که سفر را برایشان جذاب می کند.
بسته به فرم موزیک تان، شاید قسمت bridge و پس از آن chorus های دیگری داشته باشید. در طول آهنگ قدم های زیادی رو به جلو و عقب بردارید تا شنونده ها را جذب کنید و در نهایت با تمام قدرت روی آخرین chorus فرود بیایید.
این مسیری که در بالا ترسیم کردیم در بسیاری از آهنگ ها استفاده می شود (
Sledgehammer از Fifth Harmony،آهنگ Unbreakable از Madison Beer یا The Climb از Miley Cyrus فقط چند نمونه از این آهنگ ها هستند). در این آهنگ ها توجه کنید که چطور بعضی وقت ها انرژی بالا و پایین می شود.
نکته ی کلیدی: داستان های خوب بالا و پایین دارند. همین است که آن ها را جذاب می کند. شما هم همین کار را برای موزیک هایتان انجام دهید تا شنونده ها جذب آهنگ شود.
۱- تحقیق کنید
آهنگ تان را مانند یک سفر جاده ای تصور کنید. پیش از این که سوار ماشین شوید باید بدانید که قرار است به چه سمتی حرکت کنید و از چه جاهایی دیدن کنید. خوب است برای آهنگی که می سازید هم یک نقشه برای خودتان مجسم کنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید بهتر می توانید تصویری از آن را در ذهن تان داشته باشید. افرادی که تازه می خواهند این کار را انجام دهند شاید نیاز داشته باشند از چیزی الهام بگیرند، همان طور که با نگاه کردن به یک نقشه ی راهنما می توانید بهتر تصمیم بگیرید که از چه مناظری دیدن کنید… پس اجازه بدهید یک نقشه ی راهنما برای آهنگ "Tell Me You Love Me" از Demi Lovato بسازیم و ببینیم این آهنگ چه سفری را در پیش گرفته است. در این نقشه ی راهنما شما باید قسمت های مختلف قطعه را بنویسید و ببینید که آهنگ در طول زمان چطور رشد می کند و تغییرات سازها در آن چگونه انجام می شود. این موزیک را پلی کنید و چارت زیر را به دقت بررسی کنید:
همان طور که می بینید و می شنوید، اگرچه این آهنگ سازبندی پیچیده ای ندارد اما به شکل موفقی در طول زمان رشد می کند و مخاطب را با خودش همراه می سازد. حال سوال اینجاست که آهنگسازان این قطعه چطور به چنین چیزی دست پیدا کرده اند؟ و شما چطور می توانید در پروژه ی بعدی تان این کار را انجام دهید؟
برای شروع، یک نقشه ی تصویری مانند همین چارت را برای موزیک تان بسازید. اسم قسمت های مختلف قطعه (Intro، Verse، Chorus و...) را یادداشت کنید. اگر می دانید هر قسمت قرار است چند میزان داشته باشد آن را هم به چارت اضافه کنید.
آیا از قبل می دانید قرار است از چه سازهایی استفاده کنید؟ آن ها را هم به عنوان گزینه هایتان یادداشت کنید. هرچه در این مرحله بیشتر بتوانید این نقشه را کامل کنید راه آسان تری در پروسه ی ساخت قطعه در پیش خواهید داشت.
نکته ی کلیدی: این که بتوانید تصور کنید موزیک تان در طول زمان چطور رشد می کند به شما کمک خواهد کرد نقشه ی بهتری برای پیشبرد پروسه ی ساخت قطعه تان داشتن باشید.
۲- مسیر سفر را تعیین کنید
در این موزیک از Demi Lovato قسمت intro و آخرین chorus را با هم مقایسه کنید. قسمت intro و اولین verse با داینامیک های سافت شروع می شوند. آخرین chorus جایی ست که همه ی سازها و پارت های وکال زیادی را می شنوید. مخصوصا در موزیک پاپ امروزی، معمولا اختلاف بزرگی بین این دو بخش وجود دارد. اگر تمام سازها و بک وکال ها را در همان ده ثانیه ی ابتدایی موزیک نشان دهید دیگر در ادامه ی قطعه چیزی برای ارائه به مخاطبین تان نخواهید داشت. با سازهای کم شروع کنید و هرچه آهنگ جلوتر می رود سازها و لایه های جدیدی را معرفی کنید. آیا در این آهنگ Demi Lovato متوجه شدید که هیچوقت بیشتر از ۲۰ ثانیه یک چیز را نمی شنوید؟ هر ۲۰ ثانیه یا یک ساز جدید اضافه می شود یا انرژی موزیک تغییر می کند. حتما به این موضوع توجه داشته باشید. اگر دیدید در موزیک تان ۳۰ ثانیه از آخرین باری که پارت را تغییر داده اید یا المان جدیدی اضافه کرده اید گذشته است، احتمالا زمان اضافه کردن یک لایه ی جدید، ایجاد یک تغییر یا تغییری در سازبندی فرا رسیده است. نکته ی کلیدی: کاری کنید که موزیک تان دائما در حال پیشرفت باشد. هرچه موزیک تان به جلو می رود المان های جدید اضافه کنید، این کار را آنقدر ادامه بدهید تا به آخرین chorus برسید.۳- مسیر بازگشت از سفر را برنامه تعیین کنید
احتمالا در این پروسه به جایی می رسید که می بینید دائما در حال اضافه کردن المان های جدید هستید. وقتی موزیک شما به دومین chorus می رسد، احتمالا شما به حدی المان اضافه کرده اید که موزیک تان بیش از حد برای داستانی که می خواهید تعریف کنید شلوغ شده باشد. وقتی به آخرین chorus برسید، آنقدر لایه های صوتی زیادی دارید که دیگر کنترل کردن آن ها غیر ممکن می شود. در این شرایط به شما توصیه می کنیم که رو به عقب حرکت کنید. این کار را با تقسیم بندی قسمت های مختلف موزیک شروع کنید (مثلا ۴ میزان intro، هشت میزان verse و ...). نرم افزارهای آهنگسازی مختلف با شیوه های متفاوتی این امکان را برای کاربران فراهم می کنند. وقتی این کار را انجام دادید، روی آخرین chorus کار کنید. کاری کنید که این بخش همان طور شود که باید باشد. تمام پارت ها و سازها را تنظیم کنید. وقتی آخرین chorus همان طور شد که می خواهید، به سمت عقب حرکت کنید و به جای این که مانند مرحله ی قبل مدام المان های جدید اضافه کنید، این بار مدام از المان ها کم کنید. در حالی که به صورت معکوس در موزیک تان حرکت می کنید، آنقدر کار حذف کردن المان ها و ساده تر کردن موزیک را ادامه دهید تا به نقطه ی شروع آهنگ تان برسید. در این نقطه ی شروع موزیک شما باید تنها حاوی المان های الزامی و یک اسکلت کلی باشد که همین المان ها یک intro و verse جذاب را تشکیل بدهد. نکته ی کلیدی: بعضی وقت ها بهتر است کارتان را از آخرین chorus شروع کنید و حرکت تان را به صورت معکوس انجام دهید. این که از ابتدا بدانید آخرین chorus موزیک تان قرار است چطور باشد، به شما کمک می کند تا برای بخش های پیشین موزیک تصمیمات بهتری بگیرید.۴- سفر را شروع کنید
اگر سفر را شروع نکنید به هیچ جایی نخواهید رسید. تا زمانی که یک تصور کلی از مقصد و جاهایی که قرار است ببینید داشته باشید، برای شروع سفر آماده هستید. پس به جاده بزنید و رانندگی را شروع کنید. بیش از حد هم فکر نکنید. قرار نیست نقشه ی اولیه ی شما بی نقص باشد. شما می توانید در طول مسیر آن را تنظیم کنید. ممکن است در طول مسیر چیزهای جذاب تری را کشف کنید... همین موضوع در رابطه با موزیک هم صدق می کند. وقتی یک ایده ی خوب داشتید، شروع به ساخت آن کنید. شما در طول پروسه شاید تحت تاثیر صداهایی قرار بگیرید که موزیک تان را به مسیری متفاوت از آنچه انتظارش را داشتید هدایت کنند، و این فوق العاده است! بیشتر ما زیادی خودمان را نگران می کنیم. این که همان ابتدای کار سعی کنید یک نقشه ی بی نقص داشته باشید لزوما منجر نمی شود که محصول نهایی بهتر شود. حقیقت این است که هروقت به غریزه تان گوش کنید کار درستی انجام خواهید داد. پس یک نقشه ی کلی برای کارهایی که قرار است در موزیک تان انجام دهید داشته باشید و شروع به ساختن آن کنید. همیشه در طول پروسه فرصت دارید که تصمیم تان را عوض کنید. نکته ی کلیدی: برای شروع پروژه زیادی فکر نکنید. بگذارید غریزه تان راه را به شما نشان دهد.۵- مسیر طولانی تر را انتخاب کنید
شما همیشه می توانید در یک مسیر مستقیم از نقطه ی A به نقطه ی B بروید. قطعا سریع به آنجا خواهید رسید. اما آیا این مسیر یک مسیر به یاد ماندنی خواهد شد؟ احتمالا نه... پس چرا باید این کار را در موزیک تان انجام دهید؟ داستان های فوق العاده، بالا پایین زیادی دارند. بعضی وقت ها کاراکتر اصلی موفق می شود و بعضی وقت ها شکست می خورد. همین حرکت است که باعث جذاب شدن همه چیز می شود. همین کار را در موزیک تان انجام دهید.
به آرامی موزیک را گرم کنید و مسیر آن را به سمت اولین chorus پیش ببرید. به جای این که راه آسان را انتخاب کنید و دائما المان های بیشتری اضافه کنید، سعی کنید برای دومین verse یک قدم به عقب بردارید و سپس دومین chorus را قدرتمندتر و پر انرژی تر کنید. به این شکل شما به شنونده هایتان در طول مسیر بالا پایین هایی را می دهید که سفر را برایشان جذاب می کند.
بسته به فرم موزیک تان، شاید قسمت bridge و پس از آن chorus های دیگری داشته باشید. در طول آهنگ قدم های زیادی رو به جلو و عقب بردارید تا شنونده ها را جذب کنید و در نهایت با تمام قدرت روی آخرین chorus فرود بیایید.
این مسیری که در بالا ترسیم کردیم در بسیاری از آهنگ ها استفاده می شود (
Sledgehammer از Fifth Harmony،آهنگ Unbreakable از Madison Beer یا The Climb از Miley Cyrus فقط چند نمونه از این آهنگ ها هستند). در این آهنگ ها توجه کنید که چطور بعضی وقت ها انرژی بالا و پایین می شود.
نکته ی کلیدی: داستان های خوب بالا و پایین دارند. همین است که آن ها را جذاب می کند. شما هم همین کار را برای موزیک هایتان انجام دهید تا شنونده ها جذب آهنگ شود.