سبک جَز بسیار جذاب است و در این مقاله نکاتی در رابطه با میکس کردن این نوع از موسیقی را با شما در میان خواهیم گذاشت.
حال اگر بخواهید با چنین شیوه ای پیش بروید، چطور کاراکتر درامز را تعیین خواهید کرد؟ دو عامل می توانند به شما کمک کنند. اولین عامل کیفیت ضبط است. درامزهای گران قیمتی که صدای پر حجمی دارند و با ایزولاسیون مناسبی ضبط شده اند، انعطاف مناسبی را برای شکل دادن کاراکتر در اختیار شما قرار می دهند و به شما اجازه می دهند مستقیما به سراغ نکته ی شماره ی 4 بروید.
در طرف دیگر ماجرا، اگر درامز با مشکلات phase/تُنال زیادی ضبط شده باشد و صدای سازهای دیگر نیز به میکروفن درامز درز پیدا کرده باشد، شما با محدودیت هایی روبرو خواهید شد. در این صورت ابتدا باید ترک ها را تا حد ممکن بهبود دهید و سپس اجازه دهید نتیجه ی این پردازش ها کیفیت تُنال را به شما دیکته کند.
برای مثال اگر صدای درامز قدرتمندی داشتید اما کیفیت آن پایین بود، باقی تصمیمات را بر همین مبنا باید انجام دهید؛ مثلا می توانید کیفیت باقی سازها را پایین بیاورید و نوعی حس lo-fi به میکس بدهید، و یا این که بگذارید صدای کیفیت پایین درامز با دیگر صداهایی که کیفیت بالایی دارند کنتراست ایجاد کند. هر کدام از این سناریوها را که انتخاب کنید، در نهایت میکسی خواهید داشت که همه چیز در آن فکر شده است و صدایی منسجم دارد.
دومین ابزاری که شما در اختیار دارید بهتر از کامپرشن و مفیدتر از اکولایزرهاست و به هیچ پلاگین و سخت افزاری هم نیاز ندارد... بله، منظور ما میکس های رفرنس است.
ویدیوهای آموزشی بسیار زیادی راجع به تنظیم صدای درامز با EQ یا قدرت پردازش داینامیک صدا پیدا خواهید کرد، اما هیچکدام از آن ها ارزشی نخواهد داشت اگر شما ندانید به دنبال چه چیزی باید باشید. پس از مشتری یا تنظیم کننده ی کار بخواهید یک ترک رفرنس به شما بدهد تا شما بتوانید میکسی مشابه با آن درست کنید. اگر چنین چیزی ممکن نبود، خودتان یک ترک رفرنس انتخاب کنید که حس می کنید میکس آن می تواند به شما کمک کند. سپس با تکیه بر گوش هایتان، صدای درامز را مشابه با صدای ترک رفرنس تنظیم کنید.
کمپانی iZotope برای این کار پلاگین هایی را عرضه کرده است: ویژگی track referencing در پلاگین Ozone 8 و پلاگین Tonal Balance Control می توانند کمک زیادی به شما کنند. مخصوصا Tonal Balance Control در این مورد می تواند بسیار مفید باشد: یک ترک رفرنس مناسب پیدا کنید، بخشی از آهنگ که درامز سولو دارد را پیدا کنید و آن را به صورت سمپل درآورده و اکسپورت بگیرید، سپس آن را روی پلاگین لود کنید. به این شکل می توانید صدای درامز پروژه ی خودتان را با صدای درامز ترک رفرنس تطبیق دهید و بالانس فرکانسی آن را تنظیم کنید.
اگر به این پلاگین ها دسترسی ندارید، از گوش هایتان، یک اکولایزر، یک کامپرسر و یک spectrum analyzer استفاده کنید. مدام ترک رفرنس را با میکس خودتان مقایسه کنید و با استفاده از این ابزار سعی کنید صدای درامز را به ترک رفرنس نزدیک تر کنید.
اگر تصویر کاملی از صدایی که می خواهید دارید، شاید نیازی به استفاده از ترک رفرنس پیدا نکنید، اما باز هم در این شرایط پیشنهاد می کنیم حداقل نیم نگاهی به یک ترک رفرنس هم داشته باشید تا دید بهتری نسبت به صدای مدنظرتان پیدا کنید.
۱- ببینید جلسه ی ضبط چطور انجام شده است
همیشه اینطور نیست، اما در اکثر مواقع موسیقی جز به شکیل ارگانیک ساخته می شود: سازها به صورت زنده و همزمان اجرا می شوند. این که چطور می توان در استودیو به چنین چیزی دست پیدا کرد می تواند شیوه های مختلفی داشته باشد. می شود تمام موزیسین ها را در یک اتاق قرار داد و با استفاده ی ماهرانه از تکنیک های میکروفن گذاری، المان ها و صداها را به درستی ضبط کرد. همچنین می شود بعضی از سازها را در اتاقی دیگر قرار داد _ معمولا درامز و پیانو اینگونه ضبط می شوند؛ البته چیز غیر متعارفی نیست که تمام موزیسین ها در اتاق های جداگانه قرار بگیرند و با استفاده از میکس هدفون، صدای سازهای یکدیگر را بشنوند. بعضی وقت ها چند المان الکترونیک می توانند به صورت دایرکت ضبط شوند (مثل بیس، کیبوردها و هر چیزی که بتواند دیتای MIDI ایجاد کند)؛ بیشتر وقت ها در طول یک جلسه ی ضبط از ترکیبی از تمام این متُدها استفاده می شود. توصیه می کنیم تا جایی که می توانید راجع به این که جلسات مختلف چگونه ضبط می شوند یاد بگیرید. این کار به شما کمک می کند با پیچیدگی های ضبط صدا آشنا شوید، چون در بسیاری از مواقع محدودیت های جلسه ی ضبط برای شما دردسر ایجاد می کنند. اجازه دهید مثالی برایتان بیاوریم: اگر میکروفن کاردیودی که روی دابل بیس قرار داده اید، صدای درامز را هم دریافت کند، چنین شرایطی به شما دیکته می کند که چطور در panning و در فرکانس ها، این دو المان باید همدیگر را در میکس کامل کنند. این نوع شرایط به تصمیمات شما در رابطه با میکس این دو صدا جهت می دهند _ مثلا شاید کامپرشن شدید روی بیس باعث شود بخش هایی غیر ضروری از hihat برجسته شود یا مثلا بوست کردن فرکانس های بالای بیس شاید باعث شود سنج ها صدای روشن تری به خود بگیرند. برای این که بتوانید تصمیمات بهتری بگیرید می توانید از مشتری (که از شما می خواهد کار میکس قطعه را برایش انجام دهید) در رابطه با جلسه ی ضبط سوال کنید و ببینید صداها چطور ضبط شده اند، یا این که مستقیما می توانید از صدابردار جلسه سوال کنید. البته احتمال این هم هست که شما هم صدابردار پروژه باشید و هم مهندس میکس که در این حالت خودتان بهتر از هرکسی به این اطلاعات واقف خواهید بود. اگر نتوانستید هیچکدام از کارهای بالا را انجام دهید، می توانید از گوشتان استفاده کنید که ما را به دومین نکته می رساند:۲- تمام صداها را در حالت سولو گوش کنید
حتما توجه داشته باشید که ما نمی گوییم "صداها را در حالت سولو پردازش کنید" _ خوب می دانید که چنین چیزی اصلا روش درستی نیست. اما در ابتدای پروسه ی میکس، گوش دادن به تمام ترک ها در حالت سولو می تواند به شما کمک کند دید بهتری نسبت به پروژه داشته باشید و ذهنتان را برای انجام کارهای خلاقانه آماده کنید. این نکته را با کامل کردن نکته ی قبل شروع می کنیم: زمانی که به هر ترک به صورت مستقل گوش می دهید، صدای دیگر سازهایی که به میکروفن یک ساز دیگر درز پیدا کرده اند را خواهید شنید و این موضوع به شما کمک می کند بهتر تصمیم بگیرید که هر کدام از المان ها را چطور میکس کنید. خوب است در این مرحله نت برداری کنید و راجع به درز صداها در میکروفن های دیگر و پوزیشن احتمالی که برای هر صدا می خواهید در نظر بگرید یادداشت برداری کنید. سپس طبق همان چیزهایی که نوشته اید جلو بروید. یکی دیگر از مزیت های گوش دادن به ترک ها در حالت سولو این است که تمام سازها در موسیقی Jazz منحصر به فرد هستند، حتی دو ساکسیفون آلتویی که در کنار هم نواخته شده اند. این پدیده به واسطه ی نوازنده ها اتفاق می افتد، نوازنده هایی که سال های زیادی را صرف فراگیری تکنیک ها کرده اند و توانسته اند صدا و لهجه ی منحصر به فرد خودشان را خلق کنند، حتی اگر تحت تاثیر موزیسین دیگری قرار داشته باشند. با گوش دادن ترک ها در حالت سولو شما نه تنها درک عمیق تری نسبت به دید و منظر فکری نوازنده پیدا می کنید، بلکه سریعا می توانید مشکلات احتمالی ضبط را پیدا کنید. مثلا در طول ضبط ممکن است مشکلات کلاکینگ رخ داده باشد و کلیک ها و پاپ هایی در بعضی از صداها به وجود آمده باشد. لازم نیست زمان زیادی را صرف این کار کنید، فقط در حدی که با نقاط قوت و ضعف هر کدام از ترک ها آشنا شوید. این کار به نیمکره ی چپ مغز شما کمک می کند راه حل های تکنیکالی را شکل دهد که شما بتوانید برای رفع مشکل از آن ها استفاده کنید، از طرفی هم نیمکره ی خلاق مغز شما فعال می شود و حالا می توانیم به سراغ نکته ی بعدی برویم که...۳- به تمام المان ها فضا بدهید
ایجاد و تعیین فضا برای برای تک به تک المان های میکس یکی از مهمترین وظایف شماست. این کار برای تمام میکس ها مهم است اما اهمیت آن در موسیقی جز دو چندان می شود و دلیل آن محدودیت هایی است که پیش تر به آن ها اشاره کردیم، به علاوه ی اندازه ی آنسامبل های زنده ی این موسیقی که معمولا بزرگ تر هستند. شکی نیست که در موسیقی پاپ هم ممکن است صدها ترک در یک قطعه ی موسیقی وجود داشته باشد، اما این صداها طوری تنظیم شده اند که یکدیگر را کامل و از هم پشتیبانی کنند. اما در موسیقی جز شما شاید دو درامر مختلف، یک پارت هورن پنج قسمتی، پیانو، گیتار و غیره داشته باشید و تمام این سازها به صورت همزمان در حال بداهه نوازی باشند! در این نوع تنظیم ها بالانس صداها اهمیت زیادی پیدا می کند. اگر موزیکی که روی آن کار می کنید تنظیم مشخصی داشته باشد، شما باید چند بار به قطعه گوش دهید و تصور کنید تنظیمات pan و level چطور می تواند به این تنظیم کمک کند. اینجا هم می توانید از مزیت گوش دادن به ترک ها در حالت سولو بهره ببرید: پیشنهاد می کنیم ابتدا کل میکس را گوش کنید تا حس کلی قطعه دستتان بیاید، سپس روی سازهای ملودیک تمرکز کنید، مخصوصا سازهایی که همراه با بیس اجرا می شوند؛ اگر ملودی دارای تنظیم هارد باپ با ترومپت/ساکسیفون های تنور است، شاید Pan کردن ملایم صداها به چپ و راست باعث بهبود کیفیت میکس شود. اما این تنظیمات روی بیس چه تاثیری خواهند گذاشت؟ بیسی که در این نوع موسیقی اهمیت زیادی دارد و حتی بیشتر از درامز به شنونده کمک می کند بیت و تمپو را تشخیص دهد... اگر صدای هورن ها به طور مساوی به میکروفن بیس درز پیدا کرده باشد، بیس را بهتر است در مرکز استریو ایمیج قرار دهید. اگر یک ساز ثانویه پارت بیس را کامل می کند، حس تقارن درونی شما به شما خواهد گفت که این دو المان را در خلاف جهت یکدیگر pan کنید. هر المان جدیدی را که به میکس اضافه می کنید، باید بالانس level و pan را در نظر داشته باشید و درز صداهای دیگر به میکروفن هر ساز را هم فراموش نکنید. بعد از این تنظیمات نوبت به اکولایز کردن صداها می رسد، اما در این مرحله لازم نیست تنظیمات زیادی اعمال کنید. در این جا هم وظیفه ی شما باز کردن فضا برای سازهاست و باید فرکانس هایی را که فضای اشتباهی را پر کرده اند کمرنگ کنید. در این مرحله باید دنبال مشکلاتی مانند رزونانس های ناخواسته در صدای snare یا ماسک شدن فرکانس ها بین دو سازی که همزمان اجرا شده اند بگردید. در این موقعیت ها شما باید ببینید کدام یک اهمیت کمتری دارند. به عنوان یک قاعده ی کلی اما مهم باید گفت شما نباید از اکولایزر برای ایجاد بافت های صوتی جدید استفاده کنید، حداقل بدون خواست و اجازه ی تنظیم کننده این کار را انجام ندهید. وظیفه ی شما به عنوان مهندس میکس این است که صدای ارگانیک تنظیم را حفظ کنید، نه این که آن را از بین ببرید.۴- اجازه دهید درامز، میکس را به شما دیکته کند
این نکته بیشتر از این که یک ترفند تکنیکال باشد، یک باور فلسفی است. اگر به موزیک های جز زیادی گوش کرده باشید احتمالا شما هم حس کرده اید که معمولا این درامز است که کاراکتر میکس را دیکته می کند. موسیقی های مدرن جز را در نظر بگیرید؛ زمانی که آن ها را می شنوید حس می کنید در مرکز یک گروه موسیقی قرار گرفته اید. صدای پولیش شده ی درامز این حس را بیشتر تقویت می کند چرا که تاکید روی فرکانس های بالا (در صدای درامز پولیش شده) باعث می شود شما حس کنید به تمام سازها نزدیک تر هستید. در آلبوم هایی که مهندسان صدا می خواهند صدای وینتج تری داشته باشند، شاید متوجه این موضوع بشوید که فرکانس های میانی بسیار برجسته هستند و صدای درامز به صورت مونو در میکس قرار گرفته است. با دقت روی قطعات کلاسیک موسیقی جز بیشتر می توانید متوجه شوید که صدای کیت درامز تا چه حدی می تواند روی طنین کلی قطعه تاثیر گذار باشد. در قطعه ی معروف Kind of Blue (اثر مایلز دیویس) با اتمسفر خلوتی مواجه هستیم؛ اتفاقی نیست که این قطعه صدای روشنی دارد. این قطعه را با قطعه ی Speak No Evil از Wayne Shorter مقایسه کنید؛ در این قطعه برجستگی بیشتری در فرکانس های میانی سنج ها خواهید شنید. قدرت بالای kick و snare نه یک عامل مشارکت کننده در میکس بلکه یک عامل تعیین کننده در میکس است. برای این که بهتر متوجه حرف های ما شوید پیشنهاد می کنیم پاساژ درامز قطعه ی Witch Hunt از Wayne Shorter را گوش کنید.
حال اگر بخواهید با چنین شیوه ای پیش بروید، چطور کاراکتر درامز را تعیین خواهید کرد؟ دو عامل می توانند به شما کمک کنند. اولین عامل کیفیت ضبط است. درامزهای گران قیمتی که صدای پر حجمی دارند و با ایزولاسیون مناسبی ضبط شده اند، انعطاف مناسبی را برای شکل دادن کاراکتر در اختیار شما قرار می دهند و به شما اجازه می دهند مستقیما به سراغ نکته ی شماره ی 4 بروید.
در طرف دیگر ماجرا، اگر درامز با مشکلات phase/تُنال زیادی ضبط شده باشد و صدای سازهای دیگر نیز به میکروفن درامز درز پیدا کرده باشد، شما با محدودیت هایی روبرو خواهید شد. در این صورت ابتدا باید ترک ها را تا حد ممکن بهبود دهید و سپس اجازه دهید نتیجه ی این پردازش ها کیفیت تُنال را به شما دیکته کند.
برای مثال اگر صدای درامز قدرتمندی داشتید اما کیفیت آن پایین بود، باقی تصمیمات را بر همین مبنا باید انجام دهید؛ مثلا می توانید کیفیت باقی سازها را پایین بیاورید و نوعی حس lo-fi به میکس بدهید، و یا این که بگذارید صدای کیفیت پایین درامز با دیگر صداهایی که کیفیت بالایی دارند کنتراست ایجاد کند. هر کدام از این سناریوها را که انتخاب کنید، در نهایت میکسی خواهید داشت که همه چیز در آن فکر شده است و صدایی منسجم دارد.
دومین ابزاری که شما در اختیار دارید بهتر از کامپرشن و مفیدتر از اکولایزرهاست و به هیچ پلاگین و سخت افزاری هم نیاز ندارد... بله، منظور ما میکس های رفرنس است.
ویدیوهای آموزشی بسیار زیادی راجع به تنظیم صدای درامز با EQ یا قدرت پردازش داینامیک صدا پیدا خواهید کرد، اما هیچکدام از آن ها ارزشی نخواهد داشت اگر شما ندانید به دنبال چه چیزی باید باشید. پس از مشتری یا تنظیم کننده ی کار بخواهید یک ترک رفرنس به شما بدهد تا شما بتوانید میکسی مشابه با آن درست کنید. اگر چنین چیزی ممکن نبود، خودتان یک ترک رفرنس انتخاب کنید که حس می کنید میکس آن می تواند به شما کمک کند. سپس با تکیه بر گوش هایتان، صدای درامز را مشابه با صدای ترک رفرنس تنظیم کنید.
کمپانی iZotope برای این کار پلاگین هایی را عرضه کرده است: ویژگی track referencing در پلاگین Ozone 8 و پلاگین Tonal Balance Control می توانند کمک زیادی به شما کنند. مخصوصا Tonal Balance Control در این مورد می تواند بسیار مفید باشد: یک ترک رفرنس مناسب پیدا کنید، بخشی از آهنگ که درامز سولو دارد را پیدا کنید و آن را به صورت سمپل درآورده و اکسپورت بگیرید، سپس آن را روی پلاگین لود کنید. به این شکل می توانید صدای درامز پروژه ی خودتان را با صدای درامز ترک رفرنس تطبیق دهید و بالانس فرکانسی آن را تنظیم کنید.
اگر به این پلاگین ها دسترسی ندارید، از گوش هایتان، یک اکولایزر، یک کامپرسر و یک spectrum analyzer استفاده کنید. مدام ترک رفرنس را با میکس خودتان مقایسه کنید و با استفاده از این ابزار سعی کنید صدای درامز را به ترک رفرنس نزدیک تر کنید.
اگر تصویر کاملی از صدایی که می خواهید دارید، شاید نیازی به استفاده از ترک رفرنس پیدا نکنید، اما باز هم در این شرایط پیشنهاد می کنیم حداقل نیم نگاهی به یک ترک رفرنس هم داشته باشید تا دید بهتری نسبت به صدای مدنظرتان پیدا کنید.