در این مقاله، گفتوگوی مختصر Steve Vai با وبسایت Sweetwater را آوردهایم. در این گفتوگو، ۵ سوال اصلی از Steve Vai پرسیده شده و او به این سوالها پاسخ میدهد. قبل از آنکه متن این گفتوگو را بنگاریم، بهتر است کمی با او آشنا شویم.
Steve Vai بارها برای عناوین مختلف از جمله "گیتاریست"، "تهیه کننده"، "آهنگساز" و "صاحب لیبل" برنده جایزه گرمی شده است. او اولین بار به عنوان گیتاریستی زبردست و حرفهای در بند Frank Zappa روی صحنه حاضر شد. ظهور درخشان او با نوازندگی گیتار برای Frank Zappa شروع شد و موفقیتهای وی با جایگزین کردن Yngwie Malmsteen در بند Alcatrazz ، پیوستن به پروژه تکنوازی David Lee Roth ، ضبط آهنگ و برگزاری تور به همراه Whitesnake ، ضبط و انتشار آلبومهای فوقالعادهای مانند Passion و Warfare ، همچنان ادامه یافت. نام او اخیرا به واسطه عرضه گیتارهای Ibanez که توسط وی امضا شدهاند، بسیار شنیده میشود.
حال که شناخت کلی نسبت به Steve Vai کسب کردید، بهتر است به سراغ سوالات و پاسخها برویم. با ما همراه باشید...
سعی میکنم از قبل در مورد آن آکورد بررسی کنم و آن آکورد را به دقت مورد مطالعه قرار دهم و عمیقا آن را درک کنم. بعضی از موزیسینها بر این باورند که با دانستن آکورد، میتوان ملودیهایی که در گام آن آکورد هستند را اجرا کرد. من به این شیوه عمل نمیکنم چون اعتقاد دارم که با انجام این کار، خلاقیت از بین میرود و خیلی اوقات، آن ملودی که در ابتدا در ذهنتان مد نظر داشتید را فراموش میکنید.
آنچه که من سعی میکنم در اکثر مواقع انجام دهم این است که با دقت گوش کنم. دانستن تئوری موسیقی بسیار عالیست اما باید تئوری را در اولویت دوم قرار دهید. به هر حال، این را به خاطر داشته باشید که حین یک اجرای زنده، گوشهای شما بهترین و عالیترین دوستانتان هستند. میدانید منظور من از «دقیق گوش کردن» چیست؟ به نظر من، دو راه برای گوش کردن وجود دارد. راه اول، گوش دادن حین اجرای زنده است. در این شرایط، تمام تمرکز شما باید روی کار که انجام میدهید(یعنی همان اجرای زنده) معطوف باشد. وقتی به دقت به نوازندگان دیگر گوش کنید، دقیقا چیزی که آنها مینوازند را درک خواهید کرد. بنابراین وقتی نوبت به اجرای شما میرسد، این کار را بدون نقص و به بهترین شکل ممکن انجام خواهید داد. اگر به این شکل عمل کنید، دیگر جایی برای فکر کردن وجود ندارد. فقط در این زمان است که میتوانید بهترین پاسخ و عکسالعمل را داشته باشید.
راه دوم گوش کردن، کمی پیچیده است و به سختی میتوانم آن را شرح دهم. ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که گاهی اوقات، به دقت به ملودی گوش میکنید و منتظر میمانید تا ملودی به شما بگوید که چه نتهایی را بنوازید. این کار، بسیار لذتبخش است؛ چرا که نیازی نیست شما کاری بکنید. همه چیز خودش اتفاق میافتد. من بیشتر از این روش استفاده میکنم.
شما تسلط بسیار زیادی روی نوازندگی گیتار دارید. آیا این مهارت، موسیقیهایی که مینویسید را تحت تأثیر قرار داده است؟
هنگام نوشتن موسیقی، باید ظرفیت سازهای دیگر را نیز در نظر بگیرید. به عنوان مثال در موسیقی کلاسیک، انتظارات خاصی از نوازندهها وجود دارد تا بتوانند قطعات مشخصی را بنوازند. در این مواقع، نوشتن قطعاتی که ممکن است به خوبی روی سازها اجرا نشود، کاملا اشتباه است. من در این مورد یاد گرفتهام که شما نمیتوانید نوازندهها را وادار به نواختن قطعهای بکنید که اجرای آن، غیر ممکن است. برای ساز گیتار هم دقیقا همینطور است.وقتی به موسیقی شما گوش میکنیم، آکوردهای مبهم و عجیبی را میشنویم. این آکوردهای پیچیده و مبهم، چه جذابیتی برای شما دارند؟
من همیشه به مفاهیم و چیزهای انتزاعی علاقه داشتهام. شاید عجیب به نظر برسد اما من به گوشهایم اجازه میدهم موسیقی را آنطور که تمایل دارم، برداشت کنند و آن را آنگونه که دوست دارم، بشنوم. پایه و اساس موسیقی من، بر اساس گامها و ساختار Blues شکل گرفته است. خیلی اوقات همه چیز به شکل بداهه خلق میشود و به طور کلی من سعی میکنم خیلی در مورد یک موضوع خاص، فکر نکنم.به عنوان یک تکنواز گیتار، وقتی نوبت به اجرای شما میرسد، آیا به آکوردها، تنالیتههای آکورد، مدولاسیونها، گامها و… فکر میکنید؟
این موضوع بستگی به قطعه در حال پخش و شخص یا گروهی دارد که با آنها در حال اجرای موسیقی هستم. اما به طور کلی، آکورد، آکورد است! من نوازنده اکسپریمنتال جز نیستم که بخواهم به صورت بداهه آکوردها را تغییر دهم. یک آکورد ماژور را در نظر بگیرید. نتها و ملودیهای بسیار زیادی وجود دارند که شما با آن آکورد ماژور میتوانید اجرا کنید. من این کار را برای گامها، آکوردها و ساختارهای مختلف موسیقی انجام میدهم. البته این را هم بگویم که من این کارها را بدون برنامهریزی انجام نمیدهم.
سعی میکنم از قبل در مورد آن آکورد بررسی کنم و آن آکورد را به دقت مورد مطالعه قرار دهم و عمیقا آن را درک کنم. بعضی از موزیسینها بر این باورند که با دانستن آکورد، میتوان ملودیهایی که در گام آن آکورد هستند را اجرا کرد. من به این شیوه عمل نمیکنم چون اعتقاد دارم که با انجام این کار، خلاقیت از بین میرود و خیلی اوقات، آن ملودی که در ابتدا در ذهنتان مد نظر داشتید را فراموش میکنید.
آنچه که من سعی میکنم در اکثر مواقع انجام دهم این است که با دقت گوش کنم. دانستن تئوری موسیقی بسیار عالیست اما باید تئوری را در اولویت دوم قرار دهید. به هر حال، این را به خاطر داشته باشید که حین یک اجرای زنده، گوشهای شما بهترین و عالیترین دوستانتان هستند. میدانید منظور من از «دقیق گوش کردن» چیست؟ به نظر من، دو راه برای گوش کردن وجود دارد. راه اول، گوش دادن حین اجرای زنده است. در این شرایط، تمام تمرکز شما باید روی کار که انجام میدهید(یعنی همان اجرای زنده) معطوف باشد. وقتی به دقت به نوازندگان دیگر گوش کنید، دقیقا چیزی که آنها مینوازند را درک خواهید کرد. بنابراین وقتی نوبت به اجرای شما میرسد، این کار را بدون نقص و به بهترین شکل ممکن انجام خواهید داد. اگر به این شکل عمل کنید، دیگر جایی برای فکر کردن وجود ندارد. فقط در این زمان است که میتوانید بهترین پاسخ و عکسالعمل را داشته باشید.
راه دوم گوش کردن، کمی پیچیده است و به سختی میتوانم آن را شرح دهم. ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که گاهی اوقات، به دقت به ملودی گوش میکنید و منتظر میمانید تا ملودی به شما بگوید که چه نتهایی را بنوازید. این کار، بسیار لذتبخش است؛ چرا که نیازی نیست شما کاری بکنید. همه چیز خودش اتفاق میافتد. من بیشتر از این روش استفاده میکنم.