ده ویژگی بارز میکس های آماتور
تاریخ انتشار:
2020-04-28
ساعت های زیادی را صرف میکس کردن قطعه ی جدیدتان کرده اید، اما هر کاری انجام می دهید باز هم قطعه ی شما کیفیت میکس موزیک های مورد علاقه تان را پیدا نمی کند.
همه چیز را امتحان کرده اید، بیس را تقویت کرده اید، روی هر چیزی افکت گذاشته اید، پارت های بیشتری اضافه کرده اید (و باز آن ها را حذف کرده اید) و حتی لِوِل میکس را بالا برده اید، اما باز هم صدای مطلوبتان ایجاد نشده است. چکار باید انجام دهید؟ احتمالا در مرحله ی ساخت و تنظیم آهنگ اشتباهاتی انجام داده اید.
ساخت موسیقی معمولا یک تجربه ی انفرادی و شخصی است – شما در اتاق خوابتان آهنگسازی می کنید و با رویاهایتان پیش می روید. اما این موضوع از طرفی موجب می شود شما زیادی به پروژه نزدیک باشید.
یکی از بخش هایی که در به سرانجام رساندن ساخت یک قطعه به شما کمک می کند، این است که بتوانید از دور به کارتان نگاه کنید و کاملا بی طرفانه آن را قضاوت کنید، که البته برای این کار داشتن یک جفت مانیتور استودیویی باکیفیت ضروری است. شما تنها در صورتی می توانید تمام داینامیک ها و بازه های فرکانسی میکس ها و اثر متقابل پارت های موزیکال کارتان را بشنوید که بتوانید آن ها را به شکل مناسبی بشنوید.
یک مانیتور خوب باید یکدست ترین پاسخگویی فرکانسی ممکن را داشته باشد تا صدا به صورت رنگ نشده به گوش شما برسد. به عنوان مثال، اگر اسپیکرهای شما بیس بیش از حدی داشته باشند، شما در حین میکس شدت بیس را کمتر خواهید کرد و در نهایت تلاش های شما منجر می شود میکس شما در سیستم های دیگر صدای کم حجمی داشته باشد.
به طور کلی می توان گفت شما نباید در حین میکس از هدفون برای مانیتورینگ صدا استفاده کنید، مگر این که واقعا بدانید دارید چه کاری انجام می دهید و یا این که اتاق تان آکوستیک بسیار نامناسبی داشته باشد. شما همچنین وقتی به مراحل پایانی میکس می رسید باید آن را تا حد ممکن در سیستم های مختلف گوش کنید؛ هرچه این کار را بیشتر انجام دهید بیشتر به اشکالات کارتان پی می برید.
همچنین سعی کنید بفهمید دوست دارید میکس کارتان شبیه به چه قطعه ای بشود. با مقایسه کردن میکس هایتان در کنار کارهای آرتیست های مورد علاقه یا کارهایی که در ژانر مدنظرتان ساخته شده چیزهای زیادی یاد خواهید گرفت.
سرعت، تنظیم قطعه و EQ را در نظر داشته باشید. آیا صداها را بیش از اندازه کمپرس کرده اید؟ آیا ترک شما زیادی طولانی شده است؟ تنها با مقایسه ی کارتان با یک قطعه ی حرفه ای می توانید ماحصل تلاش هایتان را قضاوت کنید و ببینید میکسی که انجام داده اید آیا کیفیت لازمه را دارد یا نه.
گوش کنید و یاد بگیرید
قطعا فیدبک گرفتن از دیگران اهمیت زیادی دارد، اما دریافت فیدبک های ارزشمند و درست ممکن است مشکل باشد. همان طور که آهنگسازی پروسه ای بسیار شخصی است، سلیقه ی شنوندگان و کسانی که به شما نظر می دهند هم بسیار متفاوت است.
چاره ی کار این است که به بازخوردهای تعدادی از افرادی که واقعا علم کافی را دارند توجه کنید. متخصصان وبسایت MusicRadar که دارای سال ها سابقه ی میکس و تنظیم قطعات موسیقی هستند و مهمتر از آن بسیار به دموهای افراد تازه کار و همچنین به کارهای حرفه ای گوش می دهند، ده مورد از شایع ترین اشتباهاتی که پرودوسرهای تازه کار انجام می دهند را شناسایی کرده اند.
این لیست شامل هر چیزی، از موارد کاملا مشخص گرفته تا موارد جزئی، را شامل می شود؛ از وارد کردن المان های بیش از اندازه در تنظیم قطعه تا بالا بردن بیش از حد ترک ها و حتی زیادی بی نقص بودن میکس!
پس دفعه ی بعدی که کاری را میکس می کنید، این نکات را در نظر داشته باشید؛ امیدواریم که مشکلات کارهایتان برطرف شود.
۱- میکس شما زیادی کم حجم است
یکی از رایج ترین مشکلات در میکس ها زمانی اتفاق می افتد که در یک یا چند پارت قطعه ی شما المان های بیش از اندازه ای وجود دارد، و یا برعکس، المان های شما به اندازه ی کافی نیستند. سعی کنید موسیقی را به حالتی سه بُعدی در نظر بگیرید و ابتدا عرض این فضای سه بُعدی را چک کنید.
میکس های خوب مانند یک رواندازی که از صداهای گرم ساخته شده تمام فضای استریو را پوشش می دهند. میکس های بی کیفیت همه چیز را مانند یک پرتوی نازک در گوش شما فرو می کنند.
با در نظر داشتن این موضوع، باید سعی کنید از ابزارهای panning نهایت استفاده را ببرید. برخی پارت های مشخص را باید با شدت زیادی pan کنید و آن ها را کاملا به چپ یا راست ببرید: افکت های غیر معمول، نویزهای کوبه ای و پدها می توانند کاملا در سمت چپ یا راست قرار بگیرند؛ بک وکال ها می توانند کمی به سمت مرکز مایل شوند؛ وکال های اصلی و بیس هم معمولا بهتر است در مرکز استریو قرار بگیرند.
اما در عین حالی که قانون هایی در این باره وجود دارد، اصلا فکر نکنید که نمی شود این قانون ها را نادیده گرفت. فقط مطمئن شوید میکس نهایی شما تمام طیف استریو را پوشش می دهد؛ تمام میکس شما باید اینگونه باشد، نه این که این اتفاق تنها برای یک پارت میکس بیفتد.
۲- مشکلات فرکانسی
راجع به بُعد عرض صحبت کردیم، حالا به عمق فکر کنید. هیچ چیز بدتر از قطعه ای نیست که به شکلی میکس شده باشد که انگار صدای تمام پارت های آن از داخل یک قوطی حلبی پخش می شود.
چنین چیزی نشان از استفاده از مانیتورهایی افتضاح در مرحله ی میکس دارد – مانیتورهای خوب به شما اجازه می دهند تمام طیف فرکانسی میکس را بشنوید. یک قاعده ی کلی ساده این است که سازها و صداهایی که بازه ی فرکانسی مشابهی را اشغال می کنند را از هم دور نگه دارید و نگذارید این صداها برای جلب توجه با هم رقابت کنند.
اولین جایی که باید به آن توجه کنید بخش فرکانس های بیس است. بیس در بیشتر ژانرهای موسیقی نقش مهمی دارد (مثلا در سبک راک، گیتار بیس و در موسیقی الکترونیک synth bass)، پس مطمئن شوید میکس شما روی نوعی المان بیس سوار شده باشد. سپس باقی المان ها را در طول بازه ی فرکانسی پخش کنید و اجازه ندهید المان های زیادی یک بخش طیف فرکانسی را همزمان اشغال کنند.
۳- درهم ریختگی و المان های بیش از حد
کامپیوترها قدرت زیادی را زیر انگشتان شما قرار می دهند، اما این به آن معنا نیست که شما همیشه باشد 256 ترک در تنظیم ها و میکس هایتان داشته باشید. در حقیقت بسیاری از قطعات موسیقی فوق العاده دارای تنظیم های خلوتی هستند که در آن ها تنها از چند ساز استفاده شده است.
پیش تر اشاره کردیم که مهم است صداها را هم در طول طیف فرکانسی و هم در طول استریو ایمیج پخش کنید. اما شما می توانید با حذف پارت هایی از تنظیم قطعه از درهم ریختگی و شلوغی میکس بکاهید.
بسیاری از بهترین آهنگ های پاپ فقط با یک گیتار و وکال ساخته شده اند و بسیاری از ترک های کلاسیک موزیک دنس تنها دارای یک درام ماشین، بیس لاین و وکال هستند. پس بی رحم باشید و صداهای اضافه را حذف کنید.
۴- صداهای اشتباه
بعضی وقت ها ترک ها درست صدا نمی دهند چون اجزای تشکیل دهنده ی آن ها با هم یک مجموعه را تشکیل نداده اند. این مشکل ممکن است بر اثر استفاده از صداهایی که مناسب قطعه ی شما نیستند اتفاق بیفتد – مثلا بجای استفاده از یک ساز برنجی واقعی از نسخه ی سینتی سایزری آن استفاده کرده اید یا سمپلی را به کار برده اید که timing یا pitch آن درست نیست.
این مشکل همچنین ممکن است در نتیجه ی استفاده از پریست های خسته کننده، افکت های زیادی و یا به کار بردن غلط آن ها و یا استفاده از سمپل هایی که خوب ضبط نشده اند اتفاق بیفتد.انتخاب و به کار بردن صداهای مناسب بسیار مهم است.
در اینجا میکس هم اهمیت ویژه ای پیدا می کند. قطعا شما می خواهید برخی صداها متمایز و برجسته باشند، مانند هوک ها، لید وکال ها و غیره، اما اگر دیگر صداهایی که تنظیم قطعه را شکل می دهند به شکل مناسبی میکس نشده باشند شما به نتیجه ی دلخواهتان نخواهید رسید.
۵- هوک قطعه کجاست؟
یکی از مشکلات اصلی موزیک های افراد تازه کار این است که کارشان کاملا معمولی است. این موزیک ها آن المانی که شنونده را به خود جذب می کند و موجب متمایز شدن اثر از موزیک دیگران می شود را کم دارد.
از آنجایی که روز به روز به تعداد آهنگسازان و کسانی که در خانه هایشان به تولید موسیقی می پردازند اضافه می شود، امروزه هر موزیکی برای این که بتواند موفق شود باید نوعی هوک داشته باشد که باعث تمایز قطعه شده و آن را در خاطره ی شنونده هک کند.
یک هوک فوق العاده تقریبا می تواند هر چیزی باشد – یک صدا یا پارت بیس، یک ملودی، یک افکت یا کار خاصی که روی وکال انجام شده یا... در حقیقت خواهید دید که بهترین قطعات موسیقی پاپ تمام انواع این هوک ها را دارند، مانند قطعه ی Can't Get You Out Of My Head از کایلی مینوگ.
اغلب اوقات تنها یک هوک کافی خواهد بود – یک افکت یا ریف فوق العاده که به محض تمام شدن قطعه مخاطب را به وسوسه بیندازد که دوباره ترک را پلی کند؛ بخشی که مخاطب آن را در طول روز با خود زمزمه کند. اگر موفق شوید به چنین چیزی دست پیدا کنید نیمی از راه را با موفقیت طی کرده اید.
۶- حس اشتباه
در پروسه ی آهنگسازی و میکس، ایجاد حس مناسب برای قطعه احتمالا مهمترین چیزی است که باید در نظر داشته باشید.
اگر groove و ریتم اشتباهی داشته باشید، روح و قلب یک ترک دنس نابود خواهد شد؛ حتی یک قطعه ی موسیقی امبینت که فاقد groove باشد هم نیاز به حس درست دارد. بخشی از تنظیم و ساخت یک قطعه ی موسیقی ایجاد یک حس مناسب و تقویت groove است.
بعضی از این موارد کاملا واضح هستند: اگر یک ترک دنس می خواهید، تمپویی مانند 120bpm و Kick drum هایی در قالب کسر میزان 4/4 برای شروع کار مناسب خواهد بود.
علاوه بر این، تکنیک های جزئی بسیار زیادی وجود دارند که با استفاده از آن ها می توانید بیت ها را معین کنید و کاری کنید که با حس قطعه وفق پیدا کنند. این تکنیک ها را یاد بگیرید و سپس از آن ها استفاده کنید.
بیت ها groove را مشخص می کنند، اما باید آگاه باشید که همین بیت ها می توانند groove را نابود کنند. مثلا با به کار بردن یک بیت سفت و سخت 4/4 در یک قطعه با سبک سول یا هیپ هاپ می توانید همه چیز را خراب کنید.
۷- تنبلی
اگرچه صداها و ترفندهایی که جوابشان را پس داده اند جایگاه خودشان را دارند و گاهی اوقات دقیقا همان چیزی هستند که ترک شما به آن نیاز دارد، اما بسیاری از پرودوسرها بدون فکر کردن المان های آشکاری از یک ژانر را قرض می گیرند و کاملا بی برنامه آن ها را در ترک به کار می برند. کلیشه ها می توانند موجب شوند کار شما بسیار معمولی صدا بدهد.
این توصیه همچنین به نحوه ی استفاده ی شما از نرم افزار آهنگسازی (DAW) هم تعمیم پیدا می کند. از اضافه کردن یک المان به تنظیم تنها به این دلیل که آن المان در قطعه ی شما جا می گیرد پرهیز کنید.
سپس با پریست های سینتی سایزری مواجه هستیم – بله، این پریست ها ممکن است صدای فوق العاده ای داشته باشند، اما اگر شما به این دلیل از یک پریست استفاده می کنید که صدای عجیبی دارد، مطمئن باشید هر کسی که از آن سینتی سایزر استفاده کرده باشد می تواند آن صدا را تشخیص دهد و این اصلا چیز خوبی نیست. این نوع استفاده از پریست ها از بسیاری از جهات مشکل دارد – بله، پریست ها ساخته شده اند که کاربران از آن ها استفاده کنند اما هر چه یک صدا بیشتر دم دست باشد، منبع آن راحت تر مشخص می شود؛ پس حتی اگر لازم است از پریست ها استفاده کنید، باید آن را به شکلی تغییر دهید که صدای منحصر به فرد خودتان را ایجاد کنید.
۸- چیزهای کاملا واضح و بدیهی
هیچ بهانه ای برای کوک نبودن سازها وجود ندارد، اما وکال هایی که از کوک خارج می شوند، ملودی های نامناسب و اصلاح کوک ( pitch correction) هایی که آشکار هستند، ایرادات واضحی می باشند که حقیقتا موجب عصبانیت ما می شود. به هرکسی که این اشتباهات را انجام می دهد می گوییم که: دو اندام غضروفی در اطراف سرتان وجود دارد به اسم گوش، از آن ها استفاده کنید!
یکی از مهمترین اشکالات واضح صدای هیس است. این مشکل در گذشته و در زمان گذار از عصر آنالوگ به دیجیتال مشکل رایجی بود، اما اگر شما تمام کارهایتان را با کامپیوتر انجام می دهید، حقیقتا نباید چنین ایرادی در ترک هایتان وجود داشته باشد.
اگر وکال، گیتار یا هر ساز دیگری را به صورت زنده ضبط می کنید، برای حذف کردن نویزهای اضافه، هم کارهای پیشگیرانه و هم کارهای اصلاحی انجام دهید.
و در نهایت میکس استریوی مستری که دچار کلیپ شده است هم از آن اشتباهات نابخشودنی است. بسیاری از ترک های فوق العاده به این دلیل که تنظیم کننده فکر می کند هر چه کارش بلندتر صدا بدهد بهتر است نابود شده اند. در رابطه با این مسئله بیشتر صحبت خواهیم کرد...
۹- صدای بیش از حد بلند
تا اینجا عرض و عمق را به عنوان دو بُعد از فضای موزیکال سه بعدی به شما معرفی کرده ایم، حالا به بُعد سوم می رسیم: ارتفاع یا به عبارت صحیح تر، داینامیک رنج. داینامیک رنج نسبت بین آرام ترین و بلندترین صدا در میکس است.
چیزی که در طول دهه های اخیر رایج بوده، هرچه بلندتر کردن لِوِل میکس های مستر با استفاده از کامپرسرها و لیمیترها برای کاهش دادن داینامیک رنج، هم در میکس کلی و هم در پارت های مجزا، است. در نتیجه بسیاری دچار خطای over-compression یا کامپرس کردن بیش از حد شده اند.
اگرچه این تکنیک ها زمانی مورد استفاده قرار گرفتند و موجب تمایز ترک ها شدند، اما امروزه آنقدر به مقدار بیش از اندازه ای استفاده می شوند که تاثیرشان کاملا برعکس شده است. امروزه جنبش در حال رشدی برای به عقب برگرداندن این ترند وجود دارد و ما هم از آن پشتیبانی می کنیم.
۱۰- زیادی بی نقص بودن
بسیاری از پرودوسرها بر این باور هستند که کامپیوترها موسیقی را زیادی بی نقص کرده اند، و ما هم فکر می کنیم حقیقتی در این حرف نهفته باشد. نمی خواهیم مانند قدیمی ها صحبت کنیم اما بی نقص بودن ترک ها که به واسطه ی پیشرفت تکنولوژی موسیقی حاصل شده، می تواند کاری کند که قطعات شما یکنواخت و غیر جذاب شوند.
اگر می خواهید یک تنظیم کاملا بدون نقص انجام دهید هیچ مشکلی نیست، اما اگر المان هایی ارگانیک تر و خام تر در کارتان داشته باشید احتمالا ترک شما از آن ها سود خواهد برد. می دانیم که شما نمی خواهید کارتان صدای آماتوری داشته باشد، اما بعضی وقت ها لازم است اجازه دهید کمی نقص در کارتان وجود داشته باشد تا حالت طبیعی تری در قطعه ایجاد شود.