چرا “اشتباهات” راز اصلی تولید موسیقی خوب هستند؟

“هیچ یک از ما کامل نیست. موسیقی ما چرا باید باشد؟”
– Gus Nisbet –

در این مقاله می‌خواهیم با نقطه نظرات Gus Nisbet در مورد اینکه چطور اشتباهات، خطاها و شکست‌ها به ما در تولید موسیقی خوب کمک می‌کنند، آشنا شویم. با ما همراه باشید…

ما انسان‌ها عاشق موسیقی هستیم اما این شیفتگی ما به موسیقی، از کجا نشأت می‌گیرد؟
تمایل انسان به دوری گزیدن از دشواری‌های علم، پیوندهای اجتماعی و علاقه شدید برای توصیف شرایط روحی، تنها بخش کوچکی از دلایل عشق انسان به موسیقی هستند.

ما به وسیله موسیقی، پیوند عمیقی را با دنیای پیرامون خود ایجاد می‌کنیم، احوال و افکاری که به وسیله زبان، قابل بیان کردن نیستند را توصیف می‌کنیم و در نهایت، تجربه ذهنی شگفت‌انگیز و غیر قابل توصیفی را به دست می‌آوریم.
همانطور که Frank Zappa بزرگ می‌فرماید، “نوشتن درباره موسیقی، مانند رقصیدن درباره معماری‌ست.” اما ما با این وجود، آن را انجام می‌دهیم و این دقیقا گواهی بر قدرت فوق‌العاده صدا و موسیقی است. ما مجبوریم درباره آن صحبت کنیم؛ هر چند ممکن است صحبت ما با اشتباه و خطا همراه باشد.

موسیقی در عصر مدرن

اگرچه توضیح تاثیر عاطفی آن دشوار است، اما تنوع موسیقی در قرن ۲۱، قدم به قدم با نوآوری‌های تکنولوژی، رشد کرده است. با وجود سرویس‌های استریم آنلاین، ابزارهای ساخت موسیقی، بازاریابی و تبلیغات، موسیقی فیلم، سرگرمی و… ، اما همچنان تقاضا برای تولید موسیقی جدید بسیار زیاد است. امروزه اسپاتیفای با ارائه لیست‌های پخش هوشمند، نوآوری را به ارمغان آورده، Ableton ساخت موسیقی را برای آهنگ‌سازان جوان، راحت‌تر از همیشه کرده و در نهایت، الکسا کمپانی آمازون، راه را برای دنیایی که در آن، صداها حرف اول را می‌زنند، هموار می‌کند.

دموکراتیزه کردن تکنولوژی بدان معناست که در عصر حاضر، همه ما به ابزارهایی برای تبدیل شدن به یک موزارت یا جان لنون امروزی دسترسی داریم. این دسترسی، مخصوصا برای کسانی که به هر دلیل، در گذشته موفق به بروز استعداد موسیقی‌شان نشده‌اند و استعداد آن‌ها کشف نشده، عالی می‌باشد. البته باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که تکنولوژی قدرتمند، مسئولیت‌های بزرگی را نیز به همراه دارد.
ابزارهای جدید تولید موسیقی، صداها و سبک‌های مختلفی را ایجاد کرده‌اند و استفاده از این ابزارها، امور را بهتر و سریع‌تر پیش می‌برند. VST های قدرتمند، Multiband Compressor ها، کاهش‌دهنده‌های نویز، آنالایزرهای هوشمند شکل موج، Auto-Master ها و همه و همه در ساخت موسیقی با کیفیت، نرم، شفاف و Wide به ما کمک می‌کنند. به هر حال، هر آهنگ‌ساز حرفه‌ای، تجربه دست اول این کار را خواهد داشت.
البته این ابزارها، بعضی اوقات موسیقی را بهتر می‌کنند و نه همیشه!

ابزارهای تولید موسیقی: دوست یا دشمن؟

ما در استودیو Echoic Audio موسیقی‌هایی را برای انیماتورها، کارگردانان، آژانس‌های تبلیغاتی و… تولید کرده‌ایم که موفق به گرفتن جایزه در جشنواره‌های جهانی شده‌اند. ما عاشق نوازش سینتی‌سایزرها و کار کردن با پدال‌های مختلف گیتار هستیم. همچنین میز میکس ما، امکانات و کنترل‌هایی به مراتب بیشتر از کابین خلبان یک هواپیما دارد. همه این‌ها را گفتیم تا این را بگوئیم که تکنولوژی قدرتمند، به تولید آثار خلاقانه در استودیو ما، کمک بسیار بزرگی می‌کند.

به هر حال ما هم به عنوان تولیدکننده موسیقی، گاهی وسوسه می‌شویم که از تکنولوژی برای حذف صداهای اضافه، Quantize کردن Hi-Hat ها و خیلی کارهای دیگر استفاده کنیم. البته این‌ها برای تولید موسیقی مخصوص مراکز خرید یا تولدها و مراسم‌های خانوادگی، خیلی عالی هستند. اما در نهایت، این تکنولوژی‌ها، مفهوم اصلی و ایده اولیه موسیقی را از بین می‌برند. در واقع، هویت اصلی یک اثر، پشت امکانات مدرن و تکنولوژی قدرتمند، پنهان می‌شود.

دکتر دیانا اُمیگی، دانشمند علوم اعصاب شناختیِ دانشگاه Goldsmiths لندن، برای درک کامل‌تر این ایده‌ها، اقدام به تحقیق در مورد احساسات ناشی از موسیقی می‌کند. او استدلال می‌کند که “آن‌چه می‌توانند به عنوان ناقصات تلقی شوند(مانند زمان‌بندی نامنظم در موسیقی)، غالبا توسط شنوندگان، به عنوان «بیان‌گر» تلقی می‌شوند. تحقیقات تجربی نشان می‌دهند که از نظر زیبایی شناسی، «بیان» کمک بزرگی به جذابیت اثر موسیقی می‌کند.”

برای مثال، فرض کنید می‌خواهید یک قطعه ضبط شده Vocal را ویرایش کنید. شما چند بار ضبط می‌کنید؛ صداها خوب هستند اما «عالی» نیستند. بنابراین، قطعات را تنظیم می‌کنید، قسمت‌هایی را Quantize می‌کنید و در نهایت، صدای نفس‌های خواننده را حذف می‌کنید. حالا نسخه «عالی» از قطعه ضبط شده اولیه باقی مانده است.

به نظر شما صدای آن خوب است؟! قطعا این‌طور نیست. ممکن است نازک، مکانیکی یا کمی بیگانه به نظر برسد. در واقع با از بین بردن ناسازگاری‌ها در زیر و بمی صدا، قسمت‌های نازک و بم صدا که به صورت طبیعی ایجاد می‌شوند را از دست می‌دهید. با این کار، پیچیدگی‌های هارمونی صدا از بین می‌رود و صدا مانند قبل، شفاف نخواهد بود. اگر قطعه‌ای که ضبط کردید، به ویرایش زیادی نیاز دارد، به جای اینکه ویرایش زیادی روی آن انجام دهید، فقط کافی‌ست آن را دوباره ضبط کنید.

آهنگ‌ساز و کامپیوتر

به طور کلی، یک اثر هنری، توسط تکنولوژی خلق نمی‌شود. در واقع یک اثر هنری، با در دست گرفتن کنترل تکنولوژی به وجود می‌آید. به عنوان مثال، با نگاه کردن به شعرهایی که توسط هوش مصنوعی نوشته شده‌اند، به سرعت متوجه می‌شوید که خلاقیت، یک مهارت ذاتی در تکنولوژی نیست.
آدام هاموند، استاد زبان انگلیسی دانشگاه تورنتو می‌گوید که تغذیه یک کامپیوتر به وسیله هزاران مثال، کار ساده‌ای است و کامپیوتر در نهایت قافیه و ساختار شعر را یاد می‌گیرد اما بسیار سخت است که به کامپیوتر یاد بدهید که احساس داشته باشد، تمایل به چیزی داشته باشد و یا داستان بگوید.
Wired حتی یک مقاله بر اساس تلاش هاموند جهت استفاده از هوش مصنوعی برای ایجاد قصه و خلق داستان نیز منتشر کرد. اگر داستانی توسط نویسنده سرشناس Steven Marche و به واسطه قصه‌های ایجاد شده توسط هوش مصنوعی نیز نوشته شده باشد، سردبیر Random House متوجه می‌شد که این داستان توسط یک انسان نوشته نشده. وقتی صحبت از ماشین‌های خلاق به میان می‌آید، نظر عموم مردم بر این است که همیشه، چیزی از دست می‌رود.

مطالب مرتبط

ایجاد یک زمینه صمیمی

نقص‌ها، زمینه ضبط را به وجود می‌آورند. شما می‌توانید احساس منحصر به فرد یک موزیسین را هنگامی که در حال نوازندگی است، درک کنید. شور و اشتیاقی که موزیسین به جلسه ضبط منتقل می‌کند و همچنین تولید و پرورش یک ایده بی‌نظیر، همه این‌ها از یک موزیسین بر می‌آید.

یک مثال عالی در این مورد، گروه راک انگلیسی Led Zeppelin است. از پدال‌های Bass بدصدای آن‌ها گرفته تا سیم‌های ناکوک‌شان، موسیقی آن‌ها پر از نقص است. حتی Re-Master های آنان نیز بسیار ناهنجار به نظر می‌رسند.

Bon Iver نیز به همین شکل کار می‌کند. آلبوم جدید او به نام “من”، همراه با زمینه‌های ضبط، ساخته شده است. شما در طول آهنگ، صداهای مختلفی را در پس‌زمینه می‌شنوید که به شما حس یک اجرای صمیمانه و خودمانی را منتقل می‌کند. Floating Points حتی قطعه King Bromeliad را با صدایی از یک کلوپ شبانه شروع می‌کند و ابتدا حس مبهمی را به شنونده القا می‌کند. این صداها رفته رفته کمتر می‌شوند و با صدای باز شدن درب، ناگهان صداهای محیطی تبدیل به صدای استودیویی تنظیم شده و شفاف می‌شوند.

حتما موسیقی تم اصلی جشنواره خلاقیت بارسلونا(OFFF) را شنیده‌اید. این موسیقی توسط استودیو ما(Echoic Audio) تولید شد. اگر با دقت به این موسیقی گوش کنید، در انتهای آن، صدای نفس کشیدن‌ها یا صداهای ناخواسته صداپیشگان را می‌شنوید که بدون ویرایش، باقی مانده‌اند. ما عامدانه آن صداها و همچنین صدای جیرجیر صندلی پیانو را نگه داشتیم. این‌ها به ساخت یک فضای صمیمی و خودمانی در موسیقی، کمک زیادی می‌کنند.

همیشه قبل از ویرایش قطعات موسیقی، با خودتان فکر کنید که آیا قطعه شما واقعا به ویرایش نیاز دارد یا صرفا به دلیل عادتی که دارید، می‌خواهید آن‌ها را ویرایش کنید.

هنرمند دیگری که از این دست نواقص در کار خود به نحو احسن استفاده می‌کند، افسانه موسیقی خانگی، Matthew Herbert است که اخیرا موسیقی فیلم‌های بین‌المللی را می‌سازد. او شدیدا حامی ساخت موسیقی به طبیعی‌ترین و خالص‌ترین شکل ممکن است. Herbert از قوانینی که آن‌ها را “مانیفست اشتباهات” می‌نامد، به درستی پیروی می‌کند و بر این باور است که برای ساخت یک موسیقی خوب، این اشتباهات «باید» وجود داشته باشند و بدون آن‌ها، موسیقی، طبیعی نخواهد بود. در نکته شماره ۵ مانیفست او آمده است: “شمول، توسعه، تکثیر، وجود، حقوق، الگوها و زیبایی‌های آن چیزهایی که ما به عنوان اشتباهات می‌شناسیم، دلگرم‌کننده هستند. علاوه بر این، آن‌ها در بین تصمیمات و اقدامات آگاهانه، عمدی یا از پیش تعیین شده برای ساخت موسیقی، از حقوق مساوی برخوردارند.”

غیر قابل پیش‌بینی و ناقص بودن

حتی در بیشتر موسیقی‌های الکترونیکی نیز نواقص و اشتباهات وجود دارند. هنرمندانی چون Aphex Twin ، Squarepusher ، Venetian Snares و Skee Mask نمونه‌های برجسته‌ای هستند. این که بگوئیم موسیقی آن‌ها به واسطه تمایل همیشگی‌شان به آزمایش و دستکاری صداها به روشی غیر قابل پیش‌بینی به وجود نیامده، اشتباه است و ما را از بحث دور می‌کند. اتفاقا، دقیقا به همین دلیل است که موسیقی آن‌ها بسیار اصلی است. به همین دلیل است که آن‌ها، پس‌زمینه‌های موسیقی را برای همیشه تغییر داده‌اند.

تحقیقات دکتر اُمیگی به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که چرا ممکن است از این موسیقی ناقص و غیر قابل پیش‌بینی، لذت ببریم. او استدلال می‌کند که “ما یک الگوی پیش‌بینی کننده از آن چیزی که می‌شنویم، داریم. در این بین، رویدادهایی را که نتوانسته‌ایم پیش‌بینی کنیم، اصطلاحا خطای پیش‌بینی نامیده می‌شوند. خطاهای پیش‌بینی به ما نشان می‌دهند که الگوی ذهنی ما از جهان می‌تواند بهینه شود.
به طور کلی، ما دوست داریم در شرایطی قرار بگیریم که الگوی ما قابل بهبود باشد؛ زیرا ما را با جهان، سازگارتر می‌کند. در نتیجه به دنبال این خواهیم بود که در این شرایط قرار بگیریم.”

بنابراین، وقتی صحبت از زیبایی شناسی ما از موسیقی جدید به میان می‌آید، جستجو برای یک موسیقی غیر قابل پیش‌بینی و آزمایشی، یک انگیزه و تجربه اساسی است.

موسیقی و تکامل

نوآوری، با آزمایش کردن پدید می‌آید. این یک اصل کلی است. جهان ما طی هزاران سال آزمایش و تجربه به نقطه فعلی رسیده است. هر فرآیند ارگانیک، محصولی از جهش غیر قابل پیش‌بینیِ خستگی ناپذیر است. حال، برخی تغییرات گسترش می‌یابند و برخی دیگر خیر.
از موجودات تک سلولی گرفته تا پیچیده‌ترین اکوسیستم‌ها، همه این‌ها با یک خطا آغاز شد. سپس یک خطای دیگر و باز هم یکی دیگر. همه چیز از همین گسترشِ هرج و مرجِ اشتباهات به وجود آمد. از جمله خود ما. ما موجودات ناقصی هستیم و همیشه مرتکب اشتباه می‌شویم. می‌توانیم دست و پا چلفتی، بی‌هدف و بی‌تفاوت باشیم. این تفاوت شگفت‌انگیز “انسان بودن” است. از سرخوشی خالص تا غرق شدن در افسردگی، ناسازگاری‌های ما و غوطه‌ور شدن در اعماق روح و روان آدمی، باعث ایجاد آثار هنری و ضبط پیچیده‌ترین احساسات می‌شوند. فهم و درک ما از موسیقی، کاملا با نواقص ما ترکیب شده و ارتباط دارد.

هیچ تعریفی از “عالی بودن” در موسیقی وجود ندارد. همین موضوع، تصریح می‌کند که تجربه ذهنی، غیر قابل توصیف است. همه ما، آن را به شکل متفاوتی تجربه می‌کنیم. این یک تجربه‌ی شخصی‌ست. یک تجربه‌ی بی‌نهایت متنوع.

به عنوان مثال، به روند میکس نگاه کنید. انواع مختلفی از یک “میکس خوب” وجود دارند. البته که در این کار، یکسری “بایدها و نبایدها” هستند که لازم است به آن‌ها توجه داشته باشیم اما با این حال، وقتی به موسیقی‌های مختلفی گوش می‌کنید، متوجه می‌شوید که هر قطعه، با قطعه دیگر متفاوت است. آن‌ها هرگز یکسان نیستند. بعضی از آن‌ها بسیار سبک و ملایم هستند و بعضی دیگر، عمیق و سنگین هستند.
این یک حقیقت اساسی است؛ موسیقی “خوب” با موسیقی “کامل” فرق می‌کند. کلمه “خوب”، تجربه‌ها، رویکردها و مفاهیم مختلف را در بر می‌گیرد. در حالی که کلمه “کامل”، به معنای یک نتیجه خاص و جهانی است که دیگر جایی برای نوآوری ندارد. اگر ما موجودات کاملی بودیم، نمی‌توانستیم محیط خود را به همان شکلی که هستیم تغییر دهیم و قطعا بسیاری از موضوعاتی که امروز با آن‌ها روبرو هستیم، وجود نداشتند.

یک قدم جلوتر

عصر مدرن ما، با یک حرکت مداوم برای رسیدن به کمال، قابل تعریف است. وقتی به دنبال ساخت یک پروفایل حرفه‌ای اینستاگرام هستید، یا تلاش می‌کنید نمرات کامل را در مدرسه کسب کنید، فرآیندهای صنعتی را ساده‌تر کنید و یا کمپین‌هایی که وعده یک زندگی راحت را می‌دهند را تبلیغ می‌کنید، در همه این موارد، به دنبال بهینه‌تر بودن، کاربردی‌تر بودن، بی‌عیب و نقص‌تر بودن و در یک کلمه، به دنبال “بهتر بودن” هستید.
“کمال”، جایی را برای عواقب غیر منتظره و یا قابل جایگزین بودن، باقی نمی‌گذارد. آن‌ها ما را از مسیری که مملو از نتایج خاص و منحصر به فرد است باز می‌دارند. “کمال” به نوعی انتهای مسیر محسوب می‌شود. جایی که دیگر امکان پیشرفت و بهتر بودن وجود ندارد.
هنگام ساخت موسیقی خود، این‌ها را در نظر داشته باشید. نقص‌ها ما را کنجکاوتر و درگیرتر می‌کنند. برای این‌که اصیل باشید، شاید لازم باشد از هنجارها دوری کنید، آزمایش کنید و آماده پذیرش نقایص آن باشید. اگر به این شکل فکر و عمل کنید، حتی هنگامی که با شکست مواجه می‌شوید، نقایص خود را می‌پذیرید. در واقع، وجود این نقص‌هاست که ما را تبدیل به “انسان” کرده است. تا زمانی که ماشین‌ها و ابزارهای مدرن نتوانند مانند ما انسان‌ها دچار اشتباهات و نقایص باشند، ما در مسیر خلاقیت، همواره یک قدم جلوتر هستیم.

منبع musicradar
عضویت در خبرنامه تهران ملودی
عضو خبرنامه ما شوید و مطالب و پیشنهادات ویژه ما را در ایمیل خود دریافت کنید.
نگران نباشید! هر زمان مایل باشید می‌توانید عضویت خود را لغو کنید.
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.