۲۱ محصول و نوآوری مهم در تاریخ فناوری موسیقی
تاریخ موسیقی همان تاریخ فناوری ساخت موسیقی است – این دو از زمان عصر حجر و زمانی که اولین درامر بالقوه برای تولید صدا چند سنگ را به هم کوبید به یکدیگر گره خوردهاند. از آزمایشهای فیثاغورس با چکشها تا پیانو فورتهی بارتولومئو کریستافوری، ایدههای جدید و نوآورانه الهامبخش موسیقیدانها بودهاند. کافی است یک ابزار موسیقی جدید را به یک آهنگساز نشان دهید تا ببینید چطور از آن استفاده خواهد کرد. سازهایی مانند هارپسیکورد و پیانو در زمان خودشان فناوریهای پیشرفتهای بودند – برخی از سختافزارها و نرمافزارهای معجزهآسایی که ما امروزه استفاده میکنیم هم همینطور به نظر میرسند. مرز میان فناوری پیشرفته و ابتدایی هر روزه کمرنگتر میشود و تشخیص آنها غیرممکنتر. با این حال در ذهن ما اینطور تعریف شده که الکتریسیته را بهعنوان عنصر اصلی در تعریف فناوری "مدرن" در نظر بگیریم. ما هم در این مطلب همین مبنا را مدنظر قرار خواهیم داد و حتی در همین حالت هم فهرست ما با کامل بودن فاصلهٔ زیادی دارد و شما هم بهعنوان خواننده شاید احساس کنید جای خالی چیزی در این فهرست احساس میشود و این کاملاً درست است.
1. نرمافزار Beatslicing
سخت بتوان تصور کرد زمانی قطعهبندی کردن بیتها بخشی یکپارچه از فرایند ساخت موسیقی نبوده است. پیش از اینکه نرمافزار ReCycle از کمپانی Propellerhead در سال 1994 از راه برسد، مچکردن تمپوی لوپهای سمپل شده کابوسوار بود و تغییر تمپوی لوپ زیر و بمی صدای آن را نیز تغییر میداد. اولین نسخهٔ ReCycle همکاری میان شرکتهای Propellerhead و Steinberg بود و به کاربران ویندوز و مک اجازه داد تا از الگوریتم تشخیص ترنزینت سطح بالایی استفاده کنند که قادر به تشخیص اتک ترنزینت بیتها و قرار دادن مارکرها در ابتدای ترنزینتها بود. کاربران میتوانستند نتیجهٔ کارشان را بهعنوان فایلهای REX ذخیره کنند و آن را روی هر سمپلری که بخواهند لود کنند؛ در این حالت هر قطعه از بیت به یکی از کلاویههای کیبورد کنترلر اختصاص پیدا میکرد. پس با استفاده از یک فایل MIDI میشد قطعههای مختلف بیت را در تمپوهای مختلف پخش کرد، البته فقط در حالت مونو. این نرمافزار در زمان خودش یک فناوری انقلابی به حساب میآمد و پس از آن نیز فناوریهای مشابهی عرضه شدند که یکی از آنها نسخه دوم Recycle بود که از حالت استریو هم پشتیبانی میکرد. در نهایت بیشتر نرمافزارهای آهنگسازی ویژگی beatmatching را در خود جای دادند (بسیاری از آنها مستقیماً از فایلهای REX پشتیبانی میکنند) و البته پلیر Dr. OctoRex در نرمافزار Reason (محصول Propellerhead) هم برای استفاده از فایلهای REX طراحی شده است.
2. امپلیفایر کومبوی گیتار
بدون صدای بلند، موسیقی راکاندرول به وجود نمیآمد و این کار هم بدون امپلیفایرها ممکن نبود. George Beauchamp و Adolph Rickenbacker در این قضیه نقش مهمی داشتهاند. کمپانی Electric String انواع طراحیهای سازهای الکتریکی را به نام خود ثبت کرده است و تمام آنها نیاز به امپلیفایر دارند. فردی به نام Van Nest اولین محصولات این کمپانی را در لس آنجلس و در مغازهٔ تعمیر رادیوی خود طراحی و تولید کرد. در نهایت Ralph Robertson به کمپانی اضافه شد تا در ساخت سری جدید امپها که در سال 1941 عرضه شدند به کمپانی کمک کند. امپهای Rickenbacker اگرچه در مقایسه با استانداردهای امروزی قابل توجه نیستند، اما در زمان خودشان سروصدای زیادی به پا کردند. لئو فندر جزو افرادی بود که توجهش به این بازار جلب شد و همراه با Don Randall در سال 1949 امپلیفایر Super Amp را ساختند که قادر به تولید ولوم چشمگیری بود. این امپلیفایر همچنین مکمل ایدهآلی برای گیتارهای الکتریک سالیدبادی فندر و همچنین گیتارهای لس پاول برند گیبسون که در سال 1952 معرفی شدند بود.
3. Tape echo
نوارهای مغناطیسی در بسیاری از تجهیزاتی که در این فهرست به آنها اشاره می کنیم وجود دارند. اما مانند هر فناوری جدید دیگری، افرادی بودند که موفق شدند کارکرد دیگری از این فناوری بگیرند. افراد نوآوری مانند Karlheinz Stockhausen و Edgard Varèse در اوایل دههٔ 1950 از tape برای اهداف مربوط به آهنگسازی استفاده میکردند. همچنین موسیقیدانها و صدابرداران نیز شروع به استفاده از tape ها برای شبیهسازی اکو در فضای استودیویی کردند. اما تحول اصلی در اختراع Ray Butts در سال 1953 یعنی دستگاه EchoSonic اتفاق افتاد. این دستگاه اولین واحد tape echo بود که در اختیار عموم قرار گرفت و افرادی مانند گیتاریست الویس پریسلی (اسکات مور) از آن استفاده میکردند. پس از آن، tape echo های دیگری هم به بازار عرضه شدند، مانند Maestro Echoplex. دستگاه tape echo به این دلیل در فهرست ما قرار گرفت که نقش مهمی در پیشبینی تکنیک های آهنگسازی مدرن داشته است. با ظهور tape echo، موسیقی الکتریک شروع به گذار به موسیقی الکترونیک کرد که البته این دوران یک دهه طول کشید.
4. رکوردر چندترک دیجیتال ماژولار
اواخر دههٔ هشتاد و اوایل دههٔ نود میلادی، دورهای سنتی در فناوری موسیقی به حساب میآید. دستگاههای DAT بهعنوان دکهای مسترینگ استفاده میشدند و در نمایشگاههای آن سالها گزینههای مختلفی برای digital multitracking نمایش داده میشد. کدام یک قرار بود به استاندارد صنعت صدا تبدیل شوند؟ دیسکهای اپتیکال مغناطیسی؟ هارددیسکها؟ tape های دیجیتال؟ حالا همه ی ما پاسخ این سوال را می دانیم، اما در آن زمان سرنوشت این دستگاهها مشخص نبود. با این حال زمانی که برند Alesis در سال 1991 رکوردر ADAT را معرفی کرد، برای مدتی به نظر می رسید که tape های دیجیتال در آینده به صنعت ضبط حکمرانی خواهند کرد. دستگاههای ADAT هشت ترک از صدای باکیفیت 16-bit و یک کاست ویدیوی Super VHS را پشتیبانی میکردند و امکان سینک کردن شانزده ماشین دیگر هم فراهم بود تا مجموعه 128 ترک در اختیار کاربر قرار داشته باشد. هر کدام از این دستگاهها قیمت 3995 دلاری داشت که بسیار کمتر از یک ماشین آنالوگ هشت ترک باکیفیت بود. دیگر تولید کنندگان هم همین رویه را ادامه دادند، فناوری ADAT را لایسنس کردند (کمپانی Fostex) یا نسخه خودشان از این فناوری را ساختند (DA-88 محصول Tascam). کاربران این تجهیزات را در اتاق خواب ها، گاراژها و زیرزمین خانه هایشان قرار دادند و به این ترتیب چیزی که امروزه از آن بهعنوان "استودیوی خانگی" یاد میشود شکل گرفت.
5. مدلینگ فیزیکی
تعیین کردن بازه ی زمانی پیدایش این فناوری کمی دشوار است. احتمالا بارزترین پیشرفت در سال 1983 با Alexander Strong و Kevin Karplus رخ داد که متُدی برای شبیهسازی ریاضی وار رفتار صدای کوتاه یک ساز زهی با استفاده از نرمافزار را ارائه دادند. آنها از یک exciter (نویز) که یک دیلی را تغذیه میکرد و سیگنال آن دیلی به یک فیلتر انتقال داده میشد استفاده کردند. هر دو سیگنال خام و دیلی داده شده و سیگنال فیلتر شده دوباره به لاین دیلی باز می گشتند و به این ترتیب شبیهسازی از یک سیم در حال ارتعاش ایجاد میشد (که در دنیای شبیهسازی سختافزارها به آن "رزوناتور" میگویند). با این که این ایده بسیار جالب بنظر میرسد، اما مدل کردن ریاضی وار رفتار یک ساز آکوستیک یا الکتریک نیاز به قدرت پردازشی چشمگیری است و اولین اینسترومنتهای شبیهسازی که تولید شدند تا سال 1994 فرصت عرضه شدن را پیدا نکردند. در سال 1994 کمپانی یاماها VL1 را معرفی کرد؛ اینسترومنتی که مدل های قابل قبولی از سازهای بادی و برنجی را با قیمت فوقالعاده بالایی چهار هزار پوندی ارائه میداد. یک سال بعد، Prophecy محصول کمپانی کورگ سینتی سایز آنالوگ را با مدل های سازهای بادی و برنجی ترکیب کرد و آن را با قیمتی یک چهارم محصول یاماها روانه ی بازار نمود. در آن زمان، این اینسترومنت ها برای همه ی افراد قابل استفاده نبودند و سالها بعد به لطف قدرت کامپیوترهای دسکتاپ، مدلینگ فیزیکال به جایی رسید که بهعنوان ابزاری رایج در دست آهنگسازان قرار گرفت.
6. رکوردر کاست چهار ترکه
اگرچه از دههٔ هشتاد میلادی بهعنوان دوره ی فناوری موسیقی دیجیتال یاد میشود، اما یکی از مهمترین اختراعات آن زمان بسیار آنالوگ بود و فناوری پیچیده ای هم نداشت. منظور ما کاست چهار ترک Portastudio است. اولین Portastudio (مدل 144) در سال 1979 بهوسیلهٔ کمپانی Tascam عرضه شد و سیگنالی برای آغاز یک انقلاب در عرصه ی موسیقی مستقل ایجاد کرد. این دستگاه ضبط چند ترکه را به استودیوهای خانگی آورد. چهار ترک چیز زیادی نبود، اما امکان روی هم انداختن صداها را فراهم میکرد. خیلی زود کاستها مورد توجه موسیقیدانها قرار گرفت و آنها میتوانستند این کاستها را بهوسیلهٔ پست در سراسر دنیا برای یکدیگر ارسال کنند. برخی از گروه هایی که حالا معروف هستند (مانند Tall Dwarfs و گروه The Legendary Pink Dots)، کارشان را با دستگاههای کاست چهار ترک آغاز کردند و بروس اسپرینگستین برای ساخت آلبوم Nebraska از یکی از همین دستگاهها استفاده کرد. دستگاههای چهار ترکه در دهه های 1990 و 2000 دوباره مورد توجه قرار گرفتند که این اتفاق شاید پاسخی به انقلاب موسیقی های کامپیوتری بود. این ماشین ها هنوز هم ارزش استفاده شدن را دارند.
7. ضبط روی هارد دیسک
امکان ضبط روی هارد دیسک در سال 1982 فراهم شد، زمانی که کمپانی New England Digital با سیستم بلند پروازانه ی Synclavier II امکان ضبط مستقیم روی هارد دیسک را فراهم کرد. با این حال علیرغم تلاش پیشروانی مانند Wolfgang Palm و PPG HDU (سال 1986)، ضبط روی هارد دیسک تا ابتدای دههٔ 1990 نسبت به ضبط روی tape های ارزانقیمت تر با استقبال کمتری مواجه شد. تا سال 1991، اولین گام های بلند در این زمینه برداشته شدند. کمپانی Digidesign نرمافزار Pro Tools را عرضه کرد که یک سیستم ضبط هارد دیسک چهارصدایی بود. با فرض اینکه یک نفر میتوانست از پس هزینهٔ سختافزار اختصاصی Digidesign برآید، نرمافزار مبتنی بر مک Pro Tools بسیاری از ویژگیهایی را در خود داشت که حالا ما هر روزه از آنها استفاده میکنیم: امکان ضبط، میکس و حتی ویرایش در این نرمافزار وجود داشت. تا سال 1994 تعداد ترکهای قابل دسترس به 48 ترک افزایش یافت. در آن زمان، سیستم های مشابهی هم برای کاربران سیستم عامل ویندوز در دسترس قرار گرفتند که بیشتر آنها نیاز به نوعی سختافزار اختصاصی داشتند. با این حال کمپانی Steinberg نسخهای از نرمافزار کیوبیس را معرفی کرد که قادر به ضبط هشت ترک روی کامپیوتر Atari Falcon 030 و بدون نیاز به سختافزار اختصاصی بود. به این ترتیب دوران مدرن تولید موسیقی آغاز شد.
8. VSTi
شاید میشد این مورد را در دسته ی VST قرار داد، اما احساس کردیم که حالت "اینسترومنت" از فناوری VST (که توسط Steinberg ایجاد شد) شایسته ی اختصاص یک بخش مجزاست. وقتی Cubase 3.7 در سال 1999 عرضه شد، افراد تازه به افکت های native (افکتهایی که در خود نرمافزار موجود هستند) عادت کرده بودند. در این نسخه از نرمافزار، نسخهٔ جدیدی از فرمت VST و پلاگین کوچکی با نام Neon معرفی شد. در آن زمان اینسترومنتهای نرمافزاری وجود داشتند – مانند ReBirth از کمپانی Propellerhead. با این حال این نخستین بار بود که یک اینسترومنت نرمافزاری به شکلی یکپارچه در قالب یک پلاگین در دسترس قرار گرفته بود. اگرچه Neon موفقیت بزرگی نبود، اما چیزی که فرمت VSTi وعده میداد بسیار قابل توجه بود. Steinberg و دیگر توسعهدهندگان شخص ثالث خیلی سریع توانستند این وعده را عملی کنند. اولین محصول تجاری VSTi از اشتنبرگ، یعنی Model E، شاید عاشقان دنیای آنالوگ را گیج کرد اما توسعهدهندگان خیلی زود با بازسازیهای نرمافزاری فوقالعاده از سینتیسایزر محبوب PPG Wave 2.3 توانستند نظر این دسته از افراد را نیز جلب کنند. در نهایت فولدر پلاگینهای ما پر از شبیهسازهای رایگان و پولی و پلاگینهای اورجینال شد که هیچگاه تصور نمیکردیم عملی شدن آنها ممکن باشد.
9. کارت صدا
ضبط کردن صدا در کامپیوتر ایده ی بسیار جذابی است، مخصوصا اگر نیازی به هزینه برای یک سختافزار مجزا نباشد. این چیزی بود که نرمافزارهای آهنگسازی اشتنبرگ آن را وعده میدادند. در این حالت کیفیت صدا به کیفیت کارت صدایی که برای ضبط آن استفاده شده بستگی دارد و کارت صدای خود کامپیوتر نمیتواند چنین کیفیتی را ارائه دهد. خوشبختانه سازندگان سختافزارهای کامپیوتری خیلی سریع این نیاز را درک کردند. در ابتدا تفاوت بین کارتهای صدای حرفهای گرانقیمت و کارتهای صدایی که بیشتر هدفشان گیمرها بودند زیاد بود. زمانی که کمپانی Creative کارت صدای Sound Blaster Live! را در سال 1998 روانه ی بازار کرد کمرنگتر شد. نمی گوییم Sound Blaste کیفیت صدایی کاملاً حرفهای را ارائه میداد، اما قادر بود سمپلریت 48kHz و قابلیت ضبط و پخش را با قیمتی فراهم کند که بسیاری از موسیقیدانها بتوانند لذت آهنگسازی با کامپیوتر را بچشند. در نهایت کارتهای صدای ارزانقیمتی مانند Audiophile 2496 از کمپانی M-Audio کیفیت صدای بهتری را با قیمتی ارائه دادند که هرکسی توان خرید آن را داشته باشد.
10. تیوب وکیوم
فناوری پشت تیوب وکیوم سالها پیش از اینکه توماس ادیسون "Edison Effect" را ثبت اختراع کرد وجود داشته است. در حقیقت خود توماس ادیسون در آن زمان فیزیکی که در این قضیه دخیل بود را کاملاً درک نکرده بود و بیست سال زمان برد تا جان فلمینگ oscillation valve را اختراع کرد که یک دیود یا یکسوساز بود (یعنی هر جریانی که از آن بگذرد یک طرفه خواهد بود). دیودهای یکسوساز برای امپلی فای کردن صدا کاربرد آنچنانی نداشتند. در سال 1907 لی دفارست تیوب ترایودی به نام Audion را اختراع کرد. اختراع دفارست موجب شد سیگنال ها بتوانند برای اولین بار بهصورت الکترونیکی تقویت شوند. از این اختراع بهعنوان آغازگر عصر الکترونیک یاد میشود. اگرچه تیوبها در نهایت با قطعات کوچکتر، ارزانقیمت تر و قابل اطمینان تر سالید استیت جایگزین شدند، اما میکروفن ها، امپلیفایرها، فیلترها و کامپرسرهای تیوب کماکان بسیار پرتقاضا هستند. بسیاری از موسیقیدانها و صدابرداران معتقد هستند که سختافزارهای مبتنی بر تیوب نسبت به مدل های سالید استیت صدای بهتری دارند. چه شما با این موضوع موافق باید یا مخالف، نمیتوان انکار کرد که اختراع تیوب وکیوم برای همیشه شیوهای که ما موسیقی را ضبط می کنیم و به آن گوش می دهیم را تغییر داد.
11. میکسر
شاید نام Studer را شنیده باشید، تولید کننده ی یک سری از بهترین tape machine های تاریخ. اما آیا می دانستید Studer همچنین در ساخت چیزی که امروزه بهعنوان میکسر می شناسیم هم نقش داشته است؟ در حقیقت Studer 69 در سال 1958 تکمیل شد، اما عرضهٔ آن به واسطه ی تست های شدید دپارتمان بازرسی سوییس متوقف شد. میکسر Studer 69 مانند میکسرهایی که پس از آن تولید شد، بزرگ، جاگیر و سنگین بود. اما ظهور ضبط چندترک باعث شد تا این میکسرها به یکی از اجزای ضروری هر استودیویی تبدیل شوند. در کمتر از یک دهه، این میکسر به دستگاهی بزرگ و پر از فیدر و دکمه های چرخشی تبدیل شد که امروزه هم در هر استودیویی قابل مشاهده است. میکسرهای مبتنی بر تیوب در اواخر دههٔ 1960 جایشان را به میکسرهای سالید استیت دادند و آنها هم بعداً با کنسولهای دیجیتال و اخیراً با نمونههای نرمافزاری جایگزین شدند. صرفنظر از فناوری استفاده شده، میکسر به خودی خود توانسته به یک ابزار خلاقانه تبدیل شود.
12. سمپلر
سینتیسایزرهای آنالوگ در دههٔ 1970 به دنیای موسیقی الکترونیک حاکم بودند، اما در پایان این دهه موسیقیدانها به دنبال چیز جدیدی بودند. امروزه باورش سخت است، اما سینتیسایزرهای آنالوگ در آن زمان از مُد افتاده بودند. در سال 1979، کمپانی استرالیایی Fairlight با معرفی Fairlight CMI آینده ی جدیدی را به نمایش گذاشت. Fairlight CMI یک سینتیسایزر سمپلینگ دیجیتال بود. این محصول ابتدا قرار بود بهعنوان یک سینتیسایزر دیجیتال با نام Qasar M8 عرضه شود، اما قابلیت سمپلینگ در دقیقه ی نود به آن اضافه شد، زمانی که کار با چیزی شبیه به مدلینگ دیجیتال نیاز به قدرت پردازشی بسیار زیادی داشت که در آن زمان در دسترس نبود. در نتیجه Fairlight CMI I متولد شد که اولین سمپلر دیجیتال پلی فونیکی بود که در دسترس عموم قرار میگرفت. این که بگوییم Fairlight و سمپلرهایی که پس از آن تولید شدند روی موسیقی تأثیرگذار بودند حق مطلب را در مورد آنها ادا نمیکند. سمپلینگ (و پخش سمپلها) نه تنها در تولید انواع گونههای صدای الکترونیک مورد استفاده قرار گرفت، بلکه در نهایت تأثیر آن در تمام ضبط های دیجیتالی که امروزه از آن استفاده میکنیم تحتتأثیر قرار گرفت. نمیشود دنیا را بدون سمپلرها تصور کرد.
13. VST
همه ی ما در طول عمرمان پیشرفت های زیادی را در زمینهٔ فناوری دیده ایم، اما در زمینهٔ ساخت موسیقی با کامپیوتر تنها تعداد کمی از آنها میتوانند با فناوری VST قابل مقایسه باشند. تأثیری که عرضهٔ Cubase VST 3.02 در سال 1996 داشت غیر توصیفپذیر است. این نسخه از نرمافزار آهنگسازی کمپانی اشتنبرگ شامل پلاگینهای افکتی در قالب Chorus، Espacial، Stereo Echo و Auto-Panner بود. این ها اولین پلاگینهایی نبودند که در کنار یک نرمافزار آهنگسازی عرضه شوند، اما اولین هایی بودند که از فرمت پلاگین جدید اشتنبرگ که Virtual Studio Technology یا همان VST نام داشت بهره می بردند. VST از این جهت با دیگر فرمت ها متفاوت بود که اشتنبرگ SDK (کیت توسعه ی نرمافزاری) آن را رایگان در اختیار توسعهدهندگان قرار داده بود و این باعث میشد توسعهدهندگان بتوانند پلاگینهایی سازگار با این فرمت بسازند و حتی افکت های VST را با نرمافزارهای خودشان ترکیب کنند. پلاگینهای VST بهطور گسترده در دسترس قرار گرفتند و بسیاری از توسعهدهندگان نرمافزاری شروع به ساخت پلاگینها کردند و آنها را بهصورت رایگان یا پولی عرضه کردند. تأثیر این فناوری امروزه کاملاً ملموس است.
14. پلیرهای موسیقی
بعضی از شما شاید دوران فراگیر شدن کاستها را به خاطر داشته باشید. برخی فرمول های نواری، پخش موسیقی با کیفیت بالا را میسر میکردند، اما بیشتر کاستهایی که در دسترس عموم افراد قرار داشت، صدایی کم حجم و پر از نویز داشتند. چنین چیزی برای افرادی که سیستم های صوتی حرفهای داشتند اصلا با عقل جور در نمی آمد. اما عموم مردم نظر متفاوتی داشتند. برای آنها قابلیت حمل کاستها و راحتتر بودن جابهجایی آنها نسبت به صفحات گرامافون از کیفیت صدای آنها اهمیت بیشتری داشت. فرمت MP3 در سال 1995 معرفی شد؛ فرمتی پرتابل که کیفیت پایین تری نسبت به صفحات گرامافون داشت. بعداً مشخص شد که کیفیت صدا بی اهمیت ترین بُعد فرمت MP3 بود. پرتابل بودن این فرمت آنقدر جذاب بود که حتی صنعت موسیقی را تهدید میکرد. تا به اینجای کار صنعت موسیقی دوام آورده اما نمیشود گفت از این ماجرا هیچ آسیبی ندیده است. در این فرایند، روشهای جدید پخش و انتشار موسیقی ظهور کرده اند، مانند سرویس آیتونز از اپل و موسیقی پلیر iPod که در سال 2001 معرفی شد. مهم تر این که این فرمت موجب شد موسیقیدانهای مستقل بتوانند بدون نیاز به شرکت های پخش موسیقی کارهایشان را به گوش مخاطبان برسانند. در حال حاضر دموکراسی بسیار خوبی بر صنعت تولید موسیقی حکمفرماست و فرمت MP3 نقش بزرگی در این موضوع داشته است.
15. نوار مغناطیسی
پیش از ظهور رکوردهای نواری، روشهای مختلفی برای ضبط و پخش کردن سیگنال های صوتی وجود داشت. ادیسون و گراهام بل از سال 1877 انواع مختلفی از دستگاههای ضبط سیلندری تولید کردند و این سیلندرها در حال جولان دادن بودند تا این که در سال 1910 متود ضبط صفحه ی گرامافون Emile Berliner معرفی شد. در همین حین دانشمند دانمارکی، یعنی Vlademar Poulson در حال ضبط روی سیم های مخناطیسی بود. هیچکدام این روشهای ضبط نتایجی رضایتبخشی را ارائه نمیدادند. این موضوع در سال 1928 تغییر کرد، زمانی که Fritz Pfleumer، دانشمند آلمانی، ایده ی وشش دادن تکه ای از نوار کاغذی با اکسید آهن را مطرح کرد. این فرمول مهم و غیر منتظره بهوسیلهٔ کمپانی BASF بهبود یافته و فروخته شد؛ Magnetophon K1 محصول AEG به اولین tape machine موفق تبدیل شد. آزمایشهای Walter Weber با AC biasing هم به همان اندازه اهمیت داشت و کیفیت صدا را به شکل چشمگیری ارتقا داد. برای اولین بار، چیزی که پخش میشد صدایی تقریبا برابر با چیزی که ضبط شده بود داشت. این صدا آنقدر باکیفیت بود که پخشهای نواری آلمان در جنگ جهانی دوم، متحدین را گیج کرده بود؛ آنها متوجه نمیشدند چطور صدای یک گوینده به وطر همزمان از لوکیشن های مختلف برودکست شود. عصر صدای با کیفیت بالا از این دوره شروع شد.
16. گیتار الکتریک
از سازهای عود و چنگ گرفته تا بانجو و بالالایکا، سازهای زهی حداقل تا دو هزار سال با ما بودهاند – چنگ های اور در سال 1929 کشف شدند و بعداً اثبات شد که متعلق به تمدن بین النهرین هستند و قدمت آنها به بیش از 4500 سال میرسد. به نظر میرسد پیک زدن روی سازها و استرامینگ به اندازه ی تمدن بشریت قدمت دارند. با این حال سازهای زهی در سال 1931 الکتریکی شدند، به لطف زحمات George Beauchamp که بیشتر دههٔ 1920 را صرف کشف راههایی برای الکتریکیکردن و امپلی فای کردن گیتارهای لپ استیل، گیتارهای بیس و ویولن ها کرد. در نهایت، او کمپانی Ro-Pat-In را در همکاری با Adolph Rickenbacker و Paul Barth تاسیس کرد و بعداً هم کمپانی های Rickenbacker و National Stringed Instruments. کمپانی Ro-Pat-In گیتار الکتریک و گیتار لپ استیل Beauchamp را در کاتالوگ محصولات خود قرار داد که تاریخ آن به سال 1932 بر می گردد، اگرچه گیتار الکتریک هالو بادی Beauchamp تا سال 1936 عرضه نشد. لازم نیست تأثیری که این ساز در موسیقی داشته را توضیح دهیم. اولین افرادی که این راه را ادامه دادند Les Paul و T-Bone Walker بودند که سپس این ساز به عنصر اصلی موسیقی راکاندرول تبدیل شد و جوان های قرن بیستم توانستند به این وسیله صدای منحصر به فرد خود را پیدا کنند. گیتار الکتریک چیزی بیشتر از یک ساز موسیقی است – سمبلی برجسته از فرهنگ جوانان و فرهنگ مدرن.
17. سینتیسایزر
تا اوایل دههٔ شصت میلادی، موسیقی عامهپسند الکتریکی شده بود. موسیقیدانها و شنوندگان به دنبال صداهای غیر عادی و جذاب بودند. Joe Meek و گروه Tornados از کیبورد Clavioline استفاده کردند تا به قطعه ی Telstar که در سال 1962 به موفقیت زیادی رسید، حالتی مانند موسیقی الکترونیکا بدهند؛ در همین حین بینندگان تلویزیونی با صداهای عجیبی که در سریال Doctor Who می شنیدند به وجد آمده بودند. در این زمان بود که Robert Moog و Donald Buchla بهصورت مستقل روی چیزی کار میکردند که بعداً بهعنوان اولین سینتیسایزر در دسترس عموم قرار گرفت. Buchla اینسترومنت ماژولارش را در سال 1963 تکمیل کرد و در سال 1966 فروش آن را آغاز کرد. با این حال اینسترومنت Moog به لطف کیبورد ارگ مانندی که داشت سروصدای بیشتری به پا کرد. سیستم ماژولار Moog که در سال 1964 عرضه شد، بهوسیلهٔ هنرمندان مختلفی مانند Gershon Kingsley، Beatles و Monkees مورد استفاده قرار گرفت، اما این آلبوم سال 1968 وِندی کارلوس یعنی Switched On Bach بود که باعث شد واژهٔ Moog مترادف واژهٔ سینتیسایزر شود. آلبومهای الکترونیک زیادی ساخته شدند و کمپانی Moog با عرضهٔ سینتیسایزر Minimoog توانست محصولاتش را در دستان بسیاری از موسیقیدانها قرار دهد. موسیقی عامهپسند از آن زمان به بعد دچار تحولی اساسی شد.
18. تِیپ رکوردر چندترک
پیش از معرفی رکوردر نوار چندترک، صدابرداران محدود به این بودند که اجراهای زنده را همان طور که اجرا میشد ضبط کنند و معمولا مجبور بودند یک اجرا را چندین بار ضبط کنند و بهترین برداشت را انتخاب نمایند. نقاط ضعف این شیوه کاملاً واضح است. مثلاً یک اجرای بی نقص ممکن بود با اشتباه کوچک یکی از نوازنده ها خراب شود. به علاوه، میکس ها روی اکسید آهن نوشته میشدند. تاریخ زمانی تغییر کرد که Ross Snyder در سال 1995 و در کمپانی Ampex اولین رکوردر نوار هشت ترک را توسعه داد، دستگاهی که سریعا به گیتاریست معروف یعنی لس پاول فروخته شد و او از این رکوردها در ساخت تعدادی از قطعات موفقش استفاده کرد. رکوردر نوار برای لس پاول وسیله ای برای تقویت وکال و دیگر سازها با استفاده از تکنیکی به نام overdubbing بود. لس پاول و همسرش، مَری فورد، بذر فرم جدیدی در هنر را پاشیدند – هنر ضبط استودیویی مدرن. بدون وجود نوارهای چندترک، امکان ساخت آلبومهایی مانند Sgt. Pepper's Lonely Hearts Club Band از بیتلز یا The Dark Side of the Moon از پینک فلوید هیچوقت ممکن نمیشد.
19. نرمافزار آهنگسازی
تا اواسط دههٔ نود میلادی، ADAT و Pro Tools ابزارهایی برای ضبط صدا را در اختیار استودیوهای حرفهای و استودیوهای خانگی در سراسر دنیا قرار داده بودند. با این حال بیشتر افرادی که در خانه به ضبط می پرداختند هنوز از ماشین ها چندترک کاستی استفاده میکردند. اگرچه قیمت یک ADAT بسیار کمتر از یک تیپ ماشین هم رده بود، اما باز هم بسیاری از افراد توان تهیه ی آن را نداشتند. و Pro Tools؟ آن هم بسیار فراتر از بودجه ی بسیاری از موسیقیدانها بود. مهم تر این که هیچ یک از این دو گزینه امکان ضبط MIDI را نداشتند. این توسعهدهندگان پشت پکیج نرمافزاری سیکوئنسر MIDI بودند که الگوی نرمافزارهای آهنگسازی مدرن را خلق کردند. مثلاً در سال 1990 آنها موفق شدند امکان ضبط و پخش چند ترک محدود را به سیکوئنسر Vision اضافه کنند – اگرچه استفاده از آن نیاز به سختافزار Digidesign داشت. کمپانی اشتنبرگ موفق شد هشت ترک صدا را با Cubase Audio برای Atari Falcon 030 ترکیب کند، همراه با امکان استفاده از افکت های DSP؛ تمام این کارها در سال 1993 میسر شد. بیش از 20 سال پیش الگوی ابتدایی نرمافزارهای آهنگسازی امروزی وجود داشته است.
20. MIDI
پیش از سال 1983، به هم متصل کردن سازهای موسیقی بهوسیلهٔ یک کمپانی ایجاد میشد و محصولاتی که بهوسیلهٔ یک کمپانی دیگر تولید شده بودند معلوم نبود با محصولات دیگر کمپانی ها سازگار باشند یا نه. برخی سینتیسایزرها را میشد با ایجاد کمی تغییرات با دیگر دستگاهها سازگار کرد، اما استانداردی وجود نداشت که تمام سازنده ها از آن پیروی کنند. سیستم سینتیسایزر Minimoog نسبت به سینتیسایزر ARP Odyssey متفاوت بود و هیچکدام از مقیاس بندی ولتاژ فرضا سینتیسایزر Korg MS-20 استفاده نمیکردند. باید اتفاق دیگری می افتاد و این اتفاق MIDI بود. MIDI که کوتاه شده ی عبارت Musical Instrument Digital Interface است، بهعنوان یک پروتکل استاندارد برای انتقال داده، همگامسازی دستگاهها و اتصال سختافزارها طراحی شده بود. هر اینسترومنتی که مجهز به MIDI باشد میتواند بهوسیلهٔ یک کابل با دیگر تجهیزات مجهز به MIDI ارتباط برقرار کند. در ابتدا این قابلیت تنها برای متصل کردن سینتیسایزرهای کمپانی های مختلف برای لایه بندی کردن صداها مورد استفاده قرار میگرفت، اما خیلی زود MIDI برای اتصال سختافزارها به کامپیوتر، کنترل کردن میکسرها و افکت و حتی کنترل نور پردازی استیج استفاده شد. به لطف USB،Thunderbolt و دیگر استانداردهای ارتباطی، تعداد کابل های MIDI در استودیوها کاهش یافت، اما این فناوری سه دهه پس از معرفی شدن، کماکان هر روزه مورد استفاده قرار می گیرد.
21. میکروفن
از 600 سال پیش از میلاد مسیح، افراد در تلاش بودهاند که صدایشان را بلند یا اصطلاحاً امپلی فای کنند؛ اولین نسخهٔ میکروفن های مدرن در سال 1860 ظهور کرد. با این حال اولین میکروفن ثبت شده ای که قادر به انتقال سیگنال های معقول بود، 17 سال بعد به وجود آمد. میکروفن کربنی که بهصورت مستقل توسط توماس ادیسون و امیل برلینر در آمریکا و دیوید ادوارد هیوز در انگلیس توسعه پیدا کرد، اولین نوع میکروفنهایی بود که ما امروزه از آنها استفاده میکنیم. اولین بار هیوز عبارت "میکروفن" را برای توصیف اختراعش استفاده کرد، دستگاهی که از ذرات کربن در پشت یک صفحه ی فلزی – یعنی دیافراگم 0 استفاده میکرد. وقتی امواج صوتی به این دیافراگم اصابت میکنند، دیافراگم فشار روی ذرات کربن را تغییر میدهد و در نتیجه جریان الکتریکی از آن متأثر میشود. اگرچه هیوز سالها پیش اختراعش را اثبات کرده بود، اما ادیسن پس از یک دعوای حقوقی طولانی با هیوز موفق شد این اختراع را به نام خود ثبت کند. میکروفن کربنی نزدیک به یک قرن در تلفن های سراسر دنیا استفاده شد و راه را برای توسعه و بهینه سازی میکروفن های مدرن هموار کرد؛ حالا میکروفن یک وسیله ی بسیار حساس است که قادر به دریافت کوچکترین جزئیات صدای انسان یا سازها است.