میکس را از همان ابتدای کار درست انجام دهید

Song_Mix5-FinalMaster-VocUp_LessBass.wav

اگر میکس هایتان در آخر کار دارای چنین اسم هایی هستند [این اسم نشان می دهد فرد میکس کننده چندین بار میکس نهایی را تغییر داده است] نشانه ی این است که شما نمی توانید همان بار اول میکس درستی بسازید. حتی اگر شما یک مهندس میکس با سابقه باشید، باز هم لازم است گاهی در شیوه ی کارتان بازنگری کنید و ببینید چطور می توانید پروسه ی میکس کردنتان را بهتر کنید. در این مقاله به بایدها و نبایدهایی اشاره می کنیم که به شما کمک می کنند تصمیمات بهتری در زمان میکس یک قطعه اتخاذ کنید.

بایدها

برای خودتان هدف تعیین کنید

می خواهید به چه نوع میکسی برسید؟ میکسی که در آن صدای درامز پرحجم و برجسته است؟ میکسی که وکال آن حسی صمیمی القا می کند؟ یا می خواهید حس بودن در یک فضای خاص را به شنونده القا کنید؟ بسیاری از مهندسان میکس حرفه ای یک ایده ی مرکزی را برای خودشان در نظر می گیرند و براساس آن ایده پروسه ی میکس را انجام می دهند.

اهمیت آکوستیک صحیح اتاق را درک کنید

حتی اگر قرار است اتاقی که در آن به میکس می پردازید با بودجه ی کمی ساخته شود، خرید تجهیزات آکوستیک باید جزو برنامه های اصلی شما باشد. اگر این نکته را نادیده بگیرید و در اتاقی که آکوستیک مناسبی ندارد شروع به میکس کنید، در بهترین حالت باید زمانی را به فهمیدن این که اتاق شما چه نوع ناهنجاری های آکوستیکی دارد و دقیقا چه لطمه ای به صدا می زند اختصاص دهید. رایج ترین معضلی که در اتاق هایی با آکوستیک نامناسب اتفاق می افتد روی هم انباشته شدن فرکانس های بیس و بوجود آمدن مشکلات phase در انعکاس صداست. اتاقتان را آکوستیک کنید تا بتوانید میکس های دقیقی انجام دهید، یا حداقل بدانید اتاقتان چه تاثیری روی چیزی که می شنوید می گذارد.

مانیتورهایتان را کالیبره کنید و به منحنی فلچر-مانسون توجه داشته باشید

منحنی های فلچر-مانسون نشان می دهند که گوش انسان یکنواخت ترین پاسخگویی فرکانسی (یا به بیان دیگر بیشترین دقت) را در فشار صوتی ۸۵dB SP دارد. مانیتورهایتان را طوری کالیبره کنید که میکس هایتان را با شدت ۸۵dB بشنوید؛ در این حالت فارغ از این که شنونده های نهایی، موزیک شما را با چه ولومی گوش کنند، صدای صحیح تر و مطلوب تری ایجاد خواهد شد. اگر با ولومی کمتر یا بیشتر از این مقدار میکس کنید، طیف فرکانسی از حالت بالانس خارج می شود و شما فرکانس های مختلف را به صورت یکسان نخواهید شنید. حتی اگر ۸۵dB برای اتاق شما زیادی بلند است، حداقل سعی کنید میکس هایتان را همیشه با یک ولوم ثابت انجام دهید.

میکس هایتان را با مانیتور، هدفون و اسپیکرهای کوچک چک کنید

بعد از خواندن نکاتی که تا به اینجا گفته شد، شاید با خود فکر کنید که میکس کردن با هدفون ممکن است راحت تر باشد و بهتر است کلا از دردسری که مانیتورها ایجاد می کنند صرف نظر کرد؛ این فکر کاملا غلط است. رسیدن به میکسی که در هر سیستم پخشی خوب صدا بدهد، آسان تر به دست خواهد آمد اگر آن را با مانیتور، هدفون و اسپیکرهای کوچک (مانند اسپیکر موبایل) چک کنید. هرکدام از این سیستم های پخش نقاط قوت و ضعف خود را دارند و هرچه از سیستم های پخش بیشتری برای چک کردن میکس تان استفاده کنید، میکس شما شانس بیشتری برای خوب صدا دادن در سیستم های پخش مختلف خواهد داشت.

هدروم زیادی باقی بگذارید

برخلاف میکس کردن در یک کنسول آنالوگ، هیچ دلیلی وجود ندارد که مترهای باس استریوی نرم افزار آهنگسازی شما (یا هر متر دیگری) به قسمت قرمز برسد و پیک کند. با صدای دیجیتال، محدوده ی داینامیک بسیار بیشتری در اختیار شماست و هیچ نیازی به بالا بردن بیش از حد ولوم در مرحله ی میکس نیست. باقی گذاشتن هدروم به شما اجازه می دهد میکسی بسازید که داینامیک بیشتری داشته باشد و همچنین در مرحله ی مسترینگ راحت تر بشود روی آن کار کرد (در مرحله ی مسترینگ است که شما باید به فکر بالا بردن ولوم قطعه باشید).

از باس ها و aux send ها استفاده کنید

اگر معمولا تمام ترک ها را مستقیما به باس مَستر می فرستید، سعی کنید به جای این کار، ترک های مشخصی را به صورت گروهی به باس ها بفرستید. بیشتر افراد باس ها را برای درامز استفاده می کنند، اما می شود از آن برای گیتار، وکال و دیگر پارت ها هم استفاده کرد. این که بتوانید تنظیمات اکولایزر و کمپرسور را به جای این که روی ترک های مجزا انجام دهید، روی گروهی از ترک ها پیاده کنید باعث می شود در نهایت میکس منسجم تری داشته باشید.

نبایدها

قبل از اتمام ویرایش ها میکس را شروع نکنید

یک میکس بی نقص، با یک پروژه که به درستی ادیت شده باشد شروع می شود. حذف کردن قسمت هایی از صدا که غیر ضروری هستند، اضافه کردن fade به کلیپ ها و تنظیم کردن گِین کلیپ ها از جمله ویرایش هایی است که شما باید قبل از شروع میکس انجام داده باشید. انجام این کار شاید جذابیت چندانی نداشته باشد اما نقش مهمی در رسیدن به یک میکس موفق دارد. پس همیشه قبل از شروع میکس ادیت ها را انجام دهید، نه در حین میکس.

قبل از این که پایه و اساس میکس را درست نکرده اید، به سراغ انجام کارهای خلاقانه نروید

مهندسان میکس حرفه ای انواع ترفندها را برای هرچه جذاب تر شدن میکس به کار می برند، از افزایش جزئی ولوم قسمت ترجیع بند گرفته تا ترکیب ترک های افکت دار در پس زمینه ی میکس. تمام این کارها باید پس از این که پایه و اساس میکس درست شد انجام شوند. اگر قبل از این که پایه ی میکس را درست کرده باشید به سراغ کارهایی مانند automate کردن افکت ها و ولوم ترک ها بروید، کار شما بسیار سخت تر و طولانی تر خواهد شد. ابتدا سعی کنید میکسی بسازید که با کمترین مقدار automation تا حد مطلوبی خوب صدا بدهد، سپس به سراغ تکنیک های خلاقانه بروید و میکس را از چیزی که هست بهتر کنید.

در هنگام خستگی و یا بلافاصله پس از اتمام ضبط شروع به میکس نکنید

اگر پس از تنظیم یک قطعه فورا میکس آن را شروع کنید، گوش شما یک نوع پیش داوری نسبت به صداها دارد و شما نمی توانید در این صورت تصمیمات درستی برای میکس قطعه بگیرید. این که یک ترک را بارها و بارها پشت سر هم بشنوید، می تواند درک شما نسبت به آن صدا را تغییر دهد. سعی کنید مدتی از پروژه دور باشید و به موزیک های دیگری گوش دهید. در این صورت وقتی شروع به میکس پروژه کنید، با حس شنیداری تازه ای تصمیمات خود را اتخاذ خواهید کرد.

بیش از اندازه ی نیازتان از افکت ها استفاده نکنید

اگر روی یکی از ترک های میکس تان از چند نوع افکت مختلف استفاده می کنید، حتما در طول پروژه این افکت ها را هر از گاهی غیر فعال کنید و ببینید آیا این افکت ها تاثیر مثبتی روی صدا می گذارند یا نه. البته هیچ اشکالی ندارد اگر روی یک ترک، پلاگین های مختلفی مانند EQ, de-esser و compressor داشته باشید؛ اما مثلا اگر زنجیره ی افکت هایتان چیزی مانند EQ/compression/distortion/EQ/limiter/EQ بود، سعی کنید تمام آن ها را غیر فعال و سپس یکی یکی آن ها را فعال کنید تا تاثیر هرکدام روی صدا را بشنوید، شاید تمام آن ها ضروری باشند و شاید بعضی از آن ها به صدا لطمه بزنند. اگر دیدید هرکدام از این افکت ها بهبود مشخصی در کیفیت صدا ایجاد نمی کند یا هدف مشخصی ندارد، بهتر است آن را از زنجیره ی افکت ها کنار بگذارید.

با این تصور که “صدا هرچه بلندتر باشد بهتر است” خودتان را گول نزنید

این مورد به نکته ی قبلی که بیان کردیم مرتبط است. بعضی از پلاگین ها موجب افزایش ولوم صدا می شوند و شما فکر می کنید وقتی صدا بلندتر شود پس حتما کیفیت آن هم بهتر می شود در حالی که ممکن است چیزی کاملا برعکس این قضیه اتفاق بیفتد. وقتی که می خواهید سیگنال های اکولایز شده یا کمپرس شده را با ترک خام مقایسه کنید، همیشه سعی کنید ولوم آن ها را با هم مچ کنید تا مطمئن شوید آن افکت واقعا کیفیت صدا را بهتر می کند و بالا رفتن ولوم ترک شما را گمراه نمی کند.

پروسه های میکس و مسترینگ را با هم یکی نکنید

به طور کلی می توان گفت که هدف پروسه ی میکس، ساختن ترکیبی منسجم از ترک هایی ست که در هر سیستم پخشی خوب صدا بدهند و هدف از پروسه ی مسترینگ این است که کاری کنید میکس تا جایی که امکان دارد خوب صدا بدهد (و همچنین آن را برای پلتفرم مقصدش بهینه کنید). اگر شما کسی هستید که وظیفه ی انجام هر دو کار میکس و مسترینگ را به عهده دارید، شاید وسوسه شوید که با همان باس استریویی که در میکس وجود دارد صدای مستر شده ای از پروژه بگیرید. توصیه ی ما این است که پروسه های میکس و مسترینگ را از یکدیگر تفکیک کنید (و اگر ممکن است برای مسترینگ از یک مهندس مسترینگ اختصاصی استفاده کنید). سعی کنید بدون انجام هیچگونه از پردازش هایی که در مسترینگ انجام می شود کاری کنید که میکس تان خوب صدا بدهد. در این حالت پروسه ی مسترینگ نتیجه ی خیلی بهتری روی میکس شما خواهد داشت.

چک کردن میکس خارج از محیط استودیو را فراموش نکنید

وقتی حس کردید پروسه ی میکس به اتمام رسیده است، آن را خارج از اتاق میکس تان و با سیستم های پخش دیگر تست کنید. در ماشین، اتاق پذیرایی خانه، ایرباد یا هرجایی که به ذهنتان می رسید به میکسی که انجام داده اید گوش کنید. در حالی که شما برای اتخاذ تصمیمات میکس مناسب به یک محیط کنترل شده نیاز دارید، گوش دادن به میکس در محیطی خارج از استودیو نوعی تست کردن میکس در محیط واقعی است که به شما نشان می دهد مخاطبین قطعه ی شما در سیستم های پخش مختلف میکس شما را چطور می شنوند.

با زیاد کردن ولوم مانیتور خودتان را گول نزنید

وقتی حس می کنید صدای مناسبی را در میکس ایجاد کرده اید، صدای مانیتورها را کم کنید، خیلی کم. این کار بسیار موثر است و به شما نشان می دهد کدام بخش های میکس با دیگر پارت ها تطابق ندارند. توجه داشته باشید که بسیاری از مخاطبین شما قرار نیست موزیک را با آن ولوم بالایی که شما در استودیو گوش می دهید گوش کنند. این هم یک نوع تست میکس در دنیای واقعی است که به شما نشان می دهد مخاطبین در زندگی روزمره شان موزیک شما را چگونه خواهند شنید. مطمئن شوید که با کم کردن ولوم، پارت های مهم میکس (مثلا وکال یا ساز سولو) در صداهای دیگر گم نشود.

نکته ی آخر

حقیقت این است که هیچ روش درست یا غلطی برای میکس وجود ندارد.

خیلی ها شاید موافق این جمله نباشند اما حقیقت این است که تصمیم گیری راجع به این که یک میکس خوب است یا بد، یک چیز کاملا سلیقه ای است. شاید همین موضوع است که باعث می شود شما در طول پروسه ی میکس بازنگری های زیادی را انجام دهید _ آیا درامز باید در تصویر میکس جلوتر قرار بگیرد یا به عقب تر رانده شود؟ و اگر شما این تغییر را اعمال کنید باید بالانس وکال و دیگر سازها را هم تغییر دهید. راحت می شود بر طبق قواعد، پروسه ی میکس را پیش برد، اما همچنین راحت است که با در نظر گرفتن یک هدف مشخص برای میکس، از بازنگری های اضافه در طول پروسه جلوگیری کرد.

عضویت در خبرنامه تهران ملودی
عضو خبرنامه ما شوید و مطالب و پیشنهادات ویژه ما را در ایمیل خود دریافت کنید.
نگران نباشید! هر زمان مایل باشید می‌توانید عضویت خود را لغو کنید.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 نظرات
  1. ahmad_final می گوید

    مقاله ها فوق العاده آموزنده و نابیه
    چه برای تازه کارها و چه برای حرفه ای ها
    همینطور با قدرت ادامه بدید
    ممنون

    1. مهرداد مسلمی می گوید

      ممنون از شما قربان