دلایل خداحافظی اپل با آیپاد؛ آیا محصولی جای خالی آیپاد را پر خواهد کرد؟
اپل بعد از نزدیک ۲۰ سال پس از عرضهٔ اولین مدل آیپاد، طراحی و توسعهٔ این محصول انقلابی را برای همیشه متوقف کردهاست.
البته اگر طرفدار پروپاقرص آنها هستید، هنوز هم میتوانید آخرین نسل آیپاد – یعنی آیپاد تاچ نسل هفتم – را از وبسایت رسمی اپل خریداری کنید. از همهٔ اینها که بگذریم، یک سؤال ذهن ما را به خود درگیر کرده؛ آیا با وجود محصولی به نام آیفون – که علاوه بر ارائهٔ تمام قابلیتهای آیپاد، از سیمکارت و شبکهٔ سلولی هم پشتیبانی میکند – هنوز کسی برای گوش دادن به موسیقی، حاضر است یک دستگاه جداگانه مخصوص این کار خریداری کند؟ پاسخ این سؤال، هم بله است و هم خیر.
همانطور که میدانید، آیپادتاچ نسل هفتم در سال ۲۰۱۷ طراحی و روانهٔ بازار شد اما آیفون هنوز هم در حال توسعه و بهروزرسانی است. بنابراین، پر واضحاست که امکانات سختافزاری و نرمافزاری آیپادتاچ نسل هفتم به هیچ وجه با آیفونهای فعلی قابل مقایسه نیست و این محصول را باید با محصولات همردهٔ خودش مقایسه کنیم.
آیفون SE بهترین مورد برای مقایسه است؛ چراکه این محصول هم در سال ۲۰۱۷ طراحی و روانهٔ بازار شدهاست. مهمترین چیزی که در مقایسهٔ این ۲ محصول میتوان به آن اشاره کرد، برچسب قیمتی اپل برای این محصولات است.
با مراجعه به وبسایت اپل میبینیم که مدل پایهٔ آیپادتاچ نسل هفتم – که با حافظهٔ ۳۲ گیگابایتی عرضه میشود – با قیمت ۱۹۹ پوند در دسترس است حال آنکه مدل پایهٔ آیفون SE – که با حافظهٔ ۶۴ گیگابایتی عرضه میشود – با قیمت ۴۱۹ پوند به فروش میرسد! حتا اگر حجم موسیقیهای آفلاینتان زیاد باشد، هنوز هم با پرداخت ۳۹۹ پوند میتوانید صاحب یک آیپادتاچ نسل ۷ با حافظهٔ ۲۵۶ گیگ شوید.
بیایید به این فکر کنیم که اپل با توقف تولید آیپاد میخواهد یک دستگاه دیگر را جایگزین آن کند یا اینکه نحوهٔ تعامل ما با موسیقی را دوباره و به شکلی حیرتآور تغییر دهد؟
اپل وارد مارکت موسیقی میشود
آیپاد، به معنای واقعی کلمه یک محصول انقلابی بود که همه چیز را به طور حیرتآوری تغییر داد. وقتی استیو جابز در حال تشویق مردم به «Rip. Mix. Burn.» فایلهای موسیقی از روی CDها به iTunes بود، کامپیوترهای آیمک فقط ۳ سال داشتند 🙂 شعار استیو جابز و کاری که مردم را به انجام آن تشویق میکرد، بسیار خوب، کاربردی و بهینه بود اما فقط برای کسانی که در استودیو یا خانه به موسیقی گوش میدهند مناسب بود!
MP3 Playerهایی نظیر Creative Zen Player ، The Diamond Rio و واکمنهای جذاب Sony که در سالهای منتهی به ۲۰۰۱ به بازار عرضه شدهبودند، در کنار تمام ویژگیها و نقطهقوتهایی که داشتند، نقطهضعفهای بسیار بزرگی هم داشتند که عملن غیرقابلچشمپوشی بود! یکی از این مشکلات، ظرفیت بسیار پایین این دستگاهها بود.
در آن سالها، با معرفی فناوریها و سختافزارهای جدید، حجم قطعات صوتی رو به افزایش بود اما حافظهٔ داخلی MP3 Playerهای موجود در بازار، به حدی کم بود که در برخی موارد نمیتوانستید تمام قطعات یک آلبوم موسیقی را درون آن جای دهید! مشکل عجیب و بزرگ دیگر در این دستگاهها، عدم پشتیبانی آنها از بعضی فرمتهای صوتی بود.
برای مثال، در زمانی که انفجاری به نام MP3 رقم خوردهبود، واکمنهای کمپانی سونی هنوز هم فقط از فرمت WMA پشتیبانی میکردند!
درست ۶ سال قبل از معرفی اولین آیفون، کمپانی اپل در سال ۲۰۰۱ محصولی انقلابی به نام آیپاد را معرفی و به بازار عرضه کرد.
طبیعتن ابعاد و حیطهٔ نفوذ کمپانی اپل در آن سالها، بسیار کوچکتر و محدودتر از امروز بود. علاوه بر این، نام اپل ۳ سال قبل – یعنی در سال ۱۹۹۸ – با معرفی آیمکهای انقلابی [و البته گرانقیمت] بر سر زبانها افتاده بود و با توجه به شعار اپل مبنی بر “۱۰۰۰ قطعهٔ موسیقی در جیب شما” مردم منتظر اعلام قیمت ‘نجومی’ آیپادها بودند اما اپل آنها را شگفتزده کرد و این محصول زیبا و خوشساخت را با قیمتی بسیار پایینتر از حد انتظار عمومی به بازار عرضه کرد.
نکتهای که باید به آن توجه ویژه داشتهباشیم این است که اپل در تمام مدت فعالیتهای صنعتیش، محصولات و فناوریهای گوناگونی را ابداع کرده و مدلهای مختلفی از آیپاد، آیفون، آیپد و … را توسعه داده اما همیشه توجه خاص و عجیبی به موسیقی داشته و آن را در اولویت امور قرار داده.
برای مثال، در همان سالها که آیپاد تازه معرفی شدهبود، مهندسان اپل داک خاص و زیبایی را مخصوص قرارگیری و شارژ آیپاد طراحی کردهبودند که با استفاده از آن میتوانستید آیپاد را روی یک پایهٔ جذاب و چشمنواز قرار داده و با خیالی آسوده به موسیقی گوش کنید.
یک تغییر اساسی
آیکلود در سال ۲۰۱۱ شروع به کار کرد و بعد از آن، سایر کمپانیهای فعال در حوزهٔ دیجیتال هم از سرویسهای ابری خودشان رونمایی کردند. معرفی فناوری ابری به دنیا، شیوهٔ تولید، پخش و بهاشتراکگذاری موسیقی را هم دستخوش تغییر کرد. در این سالها، استریم زندهٔ موسیقی قوت گرفت و در نتیجهٔ آن، اسپاتیفای شاهد رشد چشمگیری بود.
رشد اسپاتیفای تا آستانهٔ انحصاری شدن استریم موسیقی توسط این کمپانی پیش رفت اما کمپانیهای دیگر با شنیدن آژیر خطر و احساس عقب ماندن از رقبا، سرویسهای استریم موسیقی منحصربهفرد خودشان را راهاندازی کردند. اپل هم مثل همیشه سعی کرد از رقبا عقب نیفتد و در همین راستا، از سرویس اپل موزیک رونمایی کرد.
حالا دیگر کاربران میتوانستند آرشیو موسیقیشان را در حافظهٔ ابری دلخواهشان ذخیره کرده و با استفاده از سرویسهای استریم موسیقی نظیر اپل موزیک، یوتیوب موزیک و … به آن دسترسی داشتهباشند.
نکتهٔ مهمی که باید آن را در نظر داشتهباشیم این است که تلفنهای هوشمند در مقایسه با آیپادهای اپل – که مخصوص گوش کردن به موسیقی ساخته شدهبودند – حافظهٔ داخلی کمتری داشتند اما با استقبال و رشد سرویسهای استریم موسیقی، حافظهٔ داخلی دستگاههای مختلف، اهمیت چندانی ندارد.
توجه داشتهباشید که سرویسهای ابری و استریم موسیقی هم مانند هر فناوری دیگری، مزایای و معایب خاص خود را دارد. بزرگترین مزیت این سرویسها، امکان دسترسی به آرشیو کاملی از آثار شنیداری جهان با پرداخت حق اشتراک ماهانه است.
البته با توجه به ماهیت سرویسهای استریم و پخش آنلاین موسیقی، طبیعتن شاهد افت کیفیت استریم در مقایسه با پخش نسخهٔ دیجیتالی آن در آیپاد هستیم و «افت کیفیت» را میتوانیم به عنوان بزرگترین نقظهضعف سرویسهای استریم موسیقی در نظر بگیریم.
مردم چهگونه موسیقی گوش میکنند؟
در سالهای منتهی به معرفی آیپاد از سوی اپل، پخشکنندههای موسیقیِ بیشماری وجود داشتند که موسیقی را به صورت فشردهنشده(یا همان Uncompressed) پخش میکردند.
برای مثال، Pono Player یکی از محبوبترین و البته پیشرفتهترین پخشکنندههای آن زمان بود. البته هنوز هم بعضی پلیرهای آن زمان یعنی Fiio به کار خود ادامه میدهند و مخاطبان اندکی دارند.
نقطهضعف پلیرهای این مدلی دقیقن در این بود که آنها مخاطب زیادی نداشتند و طیف وسیعی از شنوندگان موسیقی را به سمت خود جذب نکردهبودند.
شاید برایتان عجیب باشد اما با دنبال کردن اخبار مرتبط با دنیای موسیقی و پخشکنندههای آنالوگ و دیجیتال متوجه میشوید که این روزها مردم تمایل بسیار زیادی نسبت به پخشکنندههای قدیمی یعنی کاستها و وینیلها پیدا کردهاند و این تجهیزات توجه خیل عظیمی از علاقهمندان به موسیقی را به خود جلب کردهاند.
البته این را هم باید در نظر داشتهباشید که بسیاری از مردم هنوز هم به موسیقی به عنوان یک سرگرمی و کالا نگاه میکنند و به همین دلیل، توجه جدی و حائز اهمیتی نسبت به آن ندارند. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و سادهتر شدن فرآیند تولید و پخش موسیقی، برای دسترسی به یک قطعهٔ خاص کافیست نام آن را به دستیارهای صوتی نظیر Siri، Google Assistant , … بگویید تا آنها قطعهٔ مورد نظر شما را برایتان ‘به صورت آنلاین’ پخش کنند. با توجه به توضیحات فوق، به نظر میرسد دورهٔ انتقال صدها گیگابایت موسیقی به پلیرهای صوتی، سر رسیدهاست.
یکی از دغدغههای همیشگی موزیسینها و علاقهمندان به موسیقی، دسترسی به بالاترین کیفیت صوتیِ ممکن بودهاست. از طرفی، کسانی که به موسیقی به عنوان یک سرگرمی و کالا نگاه میکنند، توجه زیادی به کیفیت آثار صوتی ندارند و همینکه بتوانند قطعات مورد نظرشان را از طریق ایرپاد یا اسپیکرهایشان بشنوند، کافیست اما در مقابل این جماعت، عدهٔ دیگری هستند که توجه خاص [و بعضن بیمارگونهای] به کیفیت آثار شنیداری دارند.
این افراد معمولن ترجیح میدهند به جای استفاده از ایرپاد یا اسپیکرهای بیسیم، از اتصالات و تجهیزات سیمدار استفاده کنند تا بدینترتیب بتوانند به موسیقی فشردهنشده دسترسی داشته باشند. اهمیت این موضوع به حدی بالاست که آیپادتاچ اپل در کنار پشتیبانی از اتصالات بیسیم، یک پورت ۳.۵ میلیمتری هم داشت که با استفاده از آن میتوانستید هندزفری یا اسپیکرهای سیمدار را به دستگاه متصل کرده و اصوات را به صورت فشردهنشده بشنوید. اهمیت ماجرا به همینجا ختم نمیشود.
کمپانی اپل پس از بازطراحی آیفونها و حذف پورت ۳.۵ میلیمتری از آنها، همچنان امکان اتصال مبدلهای صوتی و مخصوصن کابل تبدیل Lightning to 3.5mm را در اختیار کاربرانش قرار دادهاست.
همانطور که گفتهشد، بعضی افراد توجه ویژه و عجیبی به مبحث کیفیت آثار صوتی دارند و به این ترتیب، حجم فایلهای صوتی برایشان اهمیت چندانی ندارد و ترجیح میدهند از یک دیوایس مجزا برای گوش دادن به موسیقی ‘باکیفیت’ استفاده کنند.
اگر با این افراد در مورد اتصال بلوتوث و سایر اتصالات بیسیم صحبت کنید، قطعن آن را «نفرتانگیز» توصیف خواهند کرد 🙂 در بسیاری از موارد، هم وینیلها و کاستپلیرها و هم دستگاههای دیجیتالی و اتصالات بیسیم، اصوات باس و تریبل قطعات صوتی را به شکل یکسان پخش میکنند اما چیزی که این تجهیزات را از یکدیگر متمایز میکند، تفکیکپذیری صوتی آنها و ارائهٔ کیفیتی فراتر از حد معمول است.
وقتی در مورد وینیلها و سرویسهای استریم موسیقی (یا همان دنیای دیجیتال موسیقی) صحبت میکنیم، داریم در مورد ۲ دنیای متفاوت بحث میکنیم. اگر از کاربران و علاقهمندان وینیل و کاست باشید، امکان دسترسی به نسخهٔ فیزیکی آثار موسیقایی را خواهید داشت اما قابلیتهایی نظیر شافل و آشنایی با هنرمندان جدید – که در سرویسهای استریم به آن دسترسی دارید – را نخواهید داشت.
به هر حال این یک Tradeoff است و شما میتوانید بسته به شرایط و سلایقتان، از ترکیب این ۲ فناوری استفاده کنید.
آیا داریم در مورد یک ایدهٔ جدید صحبت میکنیم یا یک دنیای منسوخ و قدیمی؟
با توجه به فرهنگ استفاده از تلفنهای هوشمند و امکاناتی که این تجهیزات در اختیار افراد قرار میدهند، خوشبختانه کسانی که عاشق دنیای کاست و وینیل هستند، میتوانند از مزایای تلفنهای هوشمند هم بهرهمند شوند. نکتهٔ جذاب و جالب ماجرا اینجاست که بعضی کمپانیها، مبدلها و Preampهای مخصوصی برای تلفنهای هوشمند طراحی کردهاند که با استفاده از آنها میتوانید موسیقی را به صورت فشردهنشده بشنوید اما نقطهضعف این تجهیزات و مبدلها، مصرف باتری بیشازاندازهٔ آنها و معضلات مربوط به شارژ موبایل و جابهجایی تعداد زیادی کابل و مبدل است.
علاوه بر اینها، تعداد محدودی از کمپانیها با فناوری پیشرو و انقلابی خود توانستهاند موسیقیِ فشردهنشده را به صورت بیسیم به ایرپاد یا اسپیکرهای وایرلس منتقل کنند؛ هرچند هنوز هم بسیاری از موزیسینها و مخاطبان نسبت به کیفیت بالای این تجهیزات، اطمینان و اعتماد کامل ندارند.
یک راهکار دیگر این است که کمپانیهای استریم موسیقی نظیر اسپاتیفای و …، سختافزار و مبدلهای خاص خود را طراحی کنند اما این ایده تا حد زیادی غیرقابلاجرا به نظر میرسد؛ چراکه تعداد قابلتوجهای از کاربران، تمایلی به صرف هزینههای گزاف برای تهیهٔ سختافزارهای جدا و دستوپاگیر ندارند.
در کمپانیهای بزرگ – که خدماتشان را به صورت جهانی در اختیار مردم دنیا قرار میدهند – «اعداد» حرف اول را میزنند.
این کمپانیها بیش از آنکه به فکر نیاز واقعی موزیسینها و مخاطبان باشند، به دنبال تولید محصولاتی کمخرج اما سود-ده هستند. البته استیو جابز فقید قبلن در مورد این موضوع صحبتهای جالبی کردهبود؛ وی اعتقاد داشت تا وقتی که کمپانیها دست به کار نشوند، کاربران نسبت به نیازهای خود بیاطلاع هستند و دقیقن نمیدانند دنبال چه چیزی هستند.
به عبارت دیگر، شاید کاربران دنبال محصولی شبیه آیپاد باشند که علاوه بر ارائهٔ موسیقیِ باکیفیت، امکان بهرهمندی از قابلیتهایی نظیر شافل و … که معمولن در سرویسهای استریم به چشم میخورند را نیز داشتهباشند اما مشکل اینجاست که کمپانیهای بزرگ نمیتوانند برای هر گروه، ابزار متفاوتی را تولید کنند. خلاصه اینکه کمپانیها همیشه باید یک گام جلوتر از مصرفکنندگان بوده و نسبت به نیازهای آنان، اطلاع کامل داشتهباشند.
آنها باید محصولاتی را طراحی و تولید کنند که ضمن کمهزینه بودن، بتواند نیاز طیف وسیعی از مخاطبان را پوشش داده و سود قابلتوجهای را به سمت کمپانی سرازیر کند.
یک زمانی مردم آرزو میکردند که کاش بتوانند تمام موسیقیهای مورد علاقهشان را در جیبشان داشتهباشند. اپل با طراحی و عرضهٔ آیپاد، این رویای دیرینه را به واقعیت بدل کرد. البته با پیشرفت تکنولوژی، کمپانیها نحوهٔ گوش کردن به موسیقی را تغییر دادند اما همچنان این ایده را سرلوحهٔ تحقیقات و طراحی محصولاتشان قرار دادند.
آنها با عرضهٔ نرمافزارها و طراحی سرویسهای استریم امکان دسترسی به دیسکوگرافی کامل موزیسینها را فراهم کردند اما بهای آن، کاهش کیفیت صوتی آثار موسیقایی بود. امروزه افراد تمایل دارند ضمن بهرهمندی از مزایای سرویسهای استریم، به بالاترین کیفیت صوتی ممکن نیز دسترسی داشتهباشند.
وقتی میگوییم آیپاد یک موزیکپلیر انقلابی بود، مقصودمان دقیقن همین است؛ این روزها با وجود پیشرفتهای بزرگی که در دنیای موسیقی اتفاق میافتد، کاربران هنوز هم دوست دارند حجم زیادی از موسیقی را به صورت آفلاین همیشه با خود به همراه داشتهباشند تا هر موقع که اراده کردند، بتوانند قطعات مورد علاقهشان را با ‘ماکزیمم کیفیت ممکن’ گوش کنند.
شعاری که استیو جابز در زمان معرفی آیپاد به دنیا مخابره کرد، هنوز هم زندهست؛ RIP, Mix, Write.
یک تغییر اساسی
آیا داریم در مورد یک ایدهٔ جدید صحبت میکنیم یا یک دنیای منسوخ و قدیمی؟