چگونه بک وکال هایی بسازیم که وکال اصلی را کامل کند؟

وکال های پس زمینه باید بدون قرار گرفتن بر سر راه لید وکال، آن را ساپورت کنند. در این مقاله به نکات تکنیکال و خلاقانه ای برای ساخت بک وکال اشاره می کنیم که برای تمام ژانرها و استایل های موسیقی روز کاربرد دارد.

نقش بک وکال را در نظر داشته باشید

بک وکال ها اگرچه در موسیقی بسیار مهم هستند، اما یک المان کمکی هستند و برای کامل کردن و ارتقای لید وکال استفاده می شوند. بک وکال ها باید شنیده و حس شوند اما نباید خودشان جلب توجه کنند. اگرچه در ساخت بک وکال ها هم می شود خلاقیت زیادی به خرج داد، اما بهتر است در این بخش تصمیم های محافظه کارانه ای بگیرید.

قبل از ویرایش و پردازش بک وکال ها، یک میکس ابتدایی از لید وکال و سازها تهیه کنید. این کار به شما کمک می کند در مورد بک وکال ها راحت تر تصمیم گیری کنید و بک وکال هایی بسازید که با حس و داینامیک میکس متناسب باشند.

اگر در جلسه ی ضبط وکال در استودیو حضور دارید، سعی کنید پیش از شروع ضبط برای بک وکال ها برنامه ریزی کرده باشید تا از ضبط برداشت های بیش از اندازه و نامتناسب جلوگیری شود. دوبل کردن وکال یا ساختن یک هارمونی ساده برای آن شاید برای قطعه ای که تنها یک پیانو و وکال دارد زیبا باشد، اما برای یک میکس شلوغ کافی نیست و در آن گم می شود؛ برای میکس های شلوغ شاید لازم باشد یک گروه وکال داشته باشید. بک وکال ها را به عنوان یکی از المان های میکس در نظر بگیرید و ببینید چگونه می توانید با استفاده از آن تنظیم قطعه را ارتقا دهید.

سازگاری با دیگر المان های میکس

هنگام ساخت بک وکال ها، سازگاری آن با دیگر سازها و المان های قطعه را در نظر بگیرید. حتی در زمان استفاده از یک گروه وکال که چهار یا پنج خواننده ی مختلف وظیفه ی خواندن پارت بک وکال را ایفا می کنند، صدای این چند خواننده بیشتر شبیه به یک ساز می ماند تا چند صدای مجزا.
برای ایجاد حس یکدستی، تمام بک وکال ها را به یک “باس” مشترک بفرستید. خیلی از تنظیم کننده ها زنجیره ی افکتی که برای لید وکال درست کرده اند را روی بک وکال کپی می کنند و سپس بعضی از پارامترها را برای تناسب بیشتر با بک وکال تغییر می دهند، به طوری که بک وکال نقش همراهی کننده پیدا کند و بیش از اندازه جلب توجه نکند. برای بک وکال می تواند کامپرشن بیشتری اعمال کنید (کمپرسور شما حداقل ۵dB کاهش گِین را نشان دهد).
این که بخواهید روی هر یک از صداهای بک وکال به صورت مجزا کار کنید و بخواهید برای هر کدام از آن ها یک سری افکت منحصر به خودشان استفاده کنید بسیار سخت است و از طرفی موجب پرت شدن حواس شنونده هم می شود، مخصوصا زمانی که شنونده از طریق هدفون و ایرباد به موسیقی گوش می دهد. می توانید تنظیم ولوم هرکدام از صداهای بک وکال را به صورت جداگانه انجام دهید، اما توجه داشته باشید که بک وکال ها باید به عنوان یک گروه در نظر گرفته شوند، درست مانند یک گیتار یا باس (bus) درامز. با انتقال تمام صدای تمام خوانندگان بک وکال به یک باس قادر خواهید بود تصمیمات بهتری اتخاذ کنید.

جلوگیری از ماسک شدن لید وکال و بک وکال

هرچه ترک های وکال بیشتری به میکس اضافه کنید، فرکانس های بیشتری با هم تداخل می کنند و شنیدن صدای هر جزء میکس سخت تر می شود. این قضیه مخصوصا زمانی که تمام پارت های وکال به وسیله ی یک خواننده اجرا شده باشد بسیار مهم است.
لید وکال باید صدای غالب میکس باشد و بک وکال باید سایه ی آن باشد. هرکدام باید بنابر نقشی که در میکس دارند، فضای مربوط به خود را در طیف فرکانسی در اختیار داشته باشند. برای این که بفهمید این فضا دقیقا کجا قرار دارد می توانید از ویژگی Unmask در پلاگین Nectar 3 (محصول شرکت iZotope) استفاده کنید. با قرار دادن این پلاگین روی باس مربوط به بک وکال ها و شناساندن لید وکال به عنوان منبع ماسک کردن صدا، Nectar فرکانس های مشکل ساز را به شما نشان می دهد و با استفاده از یک پریست اکولایزری، پتانسیل روی هم افتادن فرکانس ها را کاهش می دهد.

جلوگیری از ماسک شدن لید وکال و بک وکال باعث می شود هرکدام از آن ها فضای مخصوص به خود را در میکس داشته باشند و به خوبی شنیده شوند.

ایجاد حس عمق

عمق میکس به فضای عقب به جلوی یک میکس گفته می شود. برای راندن پارت های وکال به پس زمینه، چند تکنیک وجود دارد. مقدار ولوم و تنظیمات اکولایزر از جمله ی این تکنیک ها هستند.
ولوم ترک آشکارترین پارامتر است. ما هرچه از منبع یک صدا دورتر شویم، صدای آن کم تر می شود. برای شبیه سازی این حالت در میکس، باید صداهای پس زمینه را تیره تر و کم حجم تر کرد که برای این کار می توانید فرکانس های حدود ۱۰ تا ۱۲kHz را کاهش دهید و فرکانس های ۱۵۰ تا ۲۰۰Hz را از صدا حذف کنید؛ البته این تنظیمات برای هر قطعه ی موسیقی متفاوت است.
سومین ویژگی عمق، آمبیانس است. هرچه صدای وکال، خشک تر باشد، حس نزدیک تر بودن آن القا می شود. با در نظر گرفتن نکته هایی که گفتیم، استفاده از یک ریوربی که فضای یک اتاق بزرگ را شبیه سازی می کند، باعث می شود تا صداهای پس زمینه در میکس به عقب رانده شوند و حاله ای را اطراف صدای لید ایجاد کنند. اگر می توانید، کمی فرکانس های بالای ریورب را کاهش دهید تا روشنی صدای ریورب کنترل شود.
بعضی از این المان ها را می توانید در هنگام ضبط ایجاد کنید. اگر وکالیست در هنگام ضبط از میکروفن فاصله بگیرد، به صورت طبیعی حس دور بودن او القا می شود؛ این وکال پس زمینه در مقایسه با لید وکال، ولوم کمتری خواهد داشت، کم حجم تر خواهد بود و صدای آمبیانس اتاق بیشتر در آن شنیده خواهد شد. البته انجام این کار را تنها در صورتی توصیه می کنیم که اتاقی که در آن ضبط می کنید آکوستیک مناسبی داشته باشد.
توجه داشته باشید که برای این که بخواهید حس دور بودن یک صدا را در میکس ایجاد کنید، باید یک المانی وجود داشته باشد که حس نزدیک بودن را القا کند؛ یعنی دور بودن یک صدا نسبی است و صدای پس زمینه ی باید “نسبت به یک صدای دیگر” دور باشد. اگر می بینید نمی توانید بک وکال ها را به عقب میکس ببرید، شاید مشکل این باشد که لید وکال به اندازه ی کافی روشن یا خشک نیست که ذهن شما آن را به عنوان یک المان نزدیک شناسایی کند.

زمان بندی دقیق نت ها

یکی از نکات مهم در ساخت بک وکال همین المان است. صداهای بک وکال باید با زمان بندی لید وکال مطابق باشند و از طرفی با خودشان تطابق نداشته باشند. وقتی هر نت از بک وکال های شما با اختلاف زمانی کمی نسبت به وکال اصلی اجرا می شوند، یک افکت اکوی عجیبی ایجاد می شود که حواس شنونده را پرت می کند.
اگر موقع اضافه کردن دهمین پارت وکال حس می کنید هماهنگ کردن این همه پارت وکال چقدر سخت است، باید به این فکر کنید که آیا واقعا به این همه پارت وکال نیاز دارید؟ استفاده از وکال های بیشتر حتما به این معنی نیست که صدای حجیم تری خواهید داشت. استفاده از تعداد بیش از اندازه ی بک وکال ها می تواند کیفیت میکس را کاهش دهد.

در سبک هیپ هاپ برای زمان بندی “اَد لیب ها” آزادی عمل بیشتری وجود دارد. در این سبک برای مقایسه، وکال اصلی را اجرا می کنند که در برابر بک وکال قرار می گیرد. اگر یکی از کلمات بک وکال طولانی تر از همان کلمه در وکال اصلی شد اما حس خوبی ایجاد کرد، شما می توانید تصمیم بگیرید که آن را ویرایش کنید یا بگذارید به همان حالت بماند.

صدای تنفس و صداهای سوت مانند را حذف کنید

اگرچه حذف صدای تنفس خواننده در ابتدای عبارات لازم نیست، اما اگر زیاد در میکس اتفاق بیوفتد موجب پرت شدن حواس شنونده خواهد شد. حرف هایی که صدای سوت مانند تولید می کنند (حروف س، ف، ش) و حروفی که با شدت ادا می شوند (ت، ک، پ، د) مشکل مشابهی ایجاد می کنند. این حروف معمولا زیاد در ابتدا و انتهای کلمات قرار می گیرند اما شنیدن بیش از حد آن ها گوش را آزار می دهد.

تصویرسازی کنید

در قسمت پر انرژی ترجیع بند، صداهای پس زمینه برای این که با شدت لید وکال همراه شوند، بلندتر می شوند. یکی از نکات اساسی در اجرای این ترفند گسترش فضای استریو به وسیله ی pan کردن است.
اگرچه در این بخش قانون معینی وجود ندارد، اما به ترتیب بک وکال ها، از بم ترین تا زیرترین، و این که هر کدام در کجای میدان استریو قرار می گیرند توجه کنید. این که فرکانس های بم را wide کنید و میدان استریوی فرکانس های زیر را باریک کنید نتیجه ی بسیار متفاوتی دارد تا این که حالت برعکس این مثال را اجرا کنید. انجام این کار برای هر خواننده متفاوت خواهد بود.

نتیجه

وکال های پس زمینه هیچوقت به اندازه ی لید وکال جلب توجه نمی کنند اما کمک زیادی به حس قطعه ی موسیقی می کنند. به موزیک های محبوبتان گوش دهید و بک وکال های آن را آنالیز کنید. ببینید با چه ترفندی سعی شده تا این بک وکال ها بدون این که از قدرت لید وکال بکاهند، شنیده و حس شوند. Gain, EQ, reverb, panning ابزارهایی هستند که می توانند برای دستیابی به ساخت بک وکال های موثر مورد استفاده قرار بگیرند.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.